ضرورت تحول ساختاری و سازمانی در وزارت امور خارجه تحرکات طالبان در تحولات اخیر افغانستان انتشار شماره (۱۲) پاییز فصلنامه سازمان‌های بین المللی حزب حاکم چین توانسته مدل حکمرانی خود را در تناسب با تاریخ و فرهنگ سیاسی چین تعریف کند مزایا، مخاطرات و چالش‌های پیمان‌های پولی دوجانبه تحول بزرگ ژئوپلیتیک؛ فرصتی برای توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تاملی در نگرش چین به مسئله خروج آمریکا از افغانستان همکاری معدنی ایران و چین مستلزم توجه به افق‌هاو برنامه‌های توسعه‌ای دو کشور انتشار شماره تابستان فصلنامه سازمان‌های بین المللی تأملی در چرایی استعفای نیکول پاشینیان عوامل تأثیرگذار بر توسعه روند عادی سازی روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی تبیین نوع نگاه مردم، نخبگان علمی و سیاسی چین به برنامه ۲۵ ساله مشارکت راهبردی ایران و چین؛ عرصه‌ی جدیدی از تناقض روایت‌ها دلالت مشارکت چین و عربستان برای ایران و برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله تاثیر دیپلماسی مشارکت بر ارتقاء روابط چین و روسیه و دلالت آن برای ایران سند راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین، ره‌آورد و چشم‌انداز‌های آن جزئیات فنی توافقنامه ۲۵ ساله ایران و چین ایران از طریق توافق ۲۵ ساله با چین ابتکار رابطه با یک قدرت بزرگ را به دست می‌گیرد نخستین بار چه زمانی توافق جامع همکاری‌های ۲۵ ساله بین ایران و چین پیشنهاد شد؟ بررسی لزوم سیاست نگاه به شرق و کشور‌های همسایه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
کد خبر:۱۳۰۳
۱۹ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۷
چالش ژئوپلیتیکی جدید جمهوری خلق چین در جنوب شرق آسیا
شاید تا سال ۲۰۱۱، انزوای اقتصادی و سیاسی میانمار، نظامیان حاکم را به چین نزدیک ساخته بود، اما با وقوع کودتا در سال ۲۰۲۱، چین از بازگشت به شرایط پیشین استقبال نمی‌کند.

مقدمه

در سیزدهم بهمن ماه ۱۳۹۹، در میانه‌ی هیاهوی جهانی بر سر همه‌گیری ویروس کرونا، کودتای نظامیان، میانمار را به کانون توجهات بین المللی مبدل ساخت. میانمار-که در گذشته با نام برمه شناخته می شد- از کودتای ۱۹۶۲ تا سال ۲۰۱۱، تحت سیطره‌ی حکومت نظامیان قرار داشت؛ اما در آن سال، پس از سال‌ها انزوای سیاسی و تحریماقتصادی، انتقال گامبهگام قدرت به یک دولت غیرنظامی آغاز شد متعاقباً سبب شد تا کشور برای نزدیک به یک دهه میزبان ساختاری مدیریت شده از اصلاحات سیاسی و اقتصادی باشد؛ اصلاحاتی که روابط آن کشور را با جهان خارج-خصوصاً کشور‌های غربی-ارتقا بخشید. در مارس ۲۰۱۱، تِین سِین، رهبر حزب توسعه و همبستگی میانمار-که مستقیماً مورد حمایت ارتش آن کشور قرار داشت-به عنوان رئیس جمهور اولین دولت غیرنظامی در میانمار سوگند یاد کرد و پس از آن نیز به‌عنوان یکی از مهمترین اقدامات اصلاحی کشور، صد‌ها زندانی سیاسی-من جمله آنگ سان سو چی، فعال دموکراسی خواه و برنده جایزه نوبل صلح - را مورد عفو قرار داد.
در سال ۲۰۱۵، «مجمع ملی برای دموکراسی» به رهبری سو چی توانست تا اکثریت کرسی‌های هر دو مجلس میانمار را تصاحب کند و به‌این‌ترتیب سوچی به عنوان «مشاور دولتی» میانمار-که سمتی معادل نخست وزیر در دیگر کشور‌ها قلمداد می شود - ریاست دولت را بر عهده گرفت. با این حال، روند اصلاحات سیاسی تدریجاً متوقف شد و با نسل کشی مسلمانان روهینگیا توسط مقامات نظامی-و حمایت سیاسی سو چی-باری دیگر، فشار سیاسی و تحریم‌های اقتصادی علیه میانمار افزایش یافت. نهایتاً انتخابات پاییز گذشته زمینه ساز بالا گرفتن مجدد اختلافات بین نظامیان و دولت غیرنظامی حاکم شد. مجمع ملی برای دموکراسی، در انتخابات سال ۲۰۲۰، با کسب موفقیتی بزرگتر از انتخابات سال ۲۰۱۵، توانست تا حداقل ۳۹۷ عدد از ۴۷۶ کرسی پارلمانی میانمار را تصاحب کند. در پی پیروزی مجدد حزب خانم سو چی، ارتش از پذیرش نتایج انتخابات سر باز زد و نهایتاً در روز افتتاح پارلمان جدید کودتا و اعلام وضعیت اضطراری کرد. در پی این کودتا، مین آنگ هلینگ، فرمانده کل ارتش با انتشار بیانی‌های اعلام کرد که قدرت را برای یک سال در دست میگیرد.
اما تبعات ژئوپلیتیکی این کودتا، چه تحولاتی را در منطقه به همراه خواهد داشت؟ در ساعات ابتدایی پس از کودتا، طیفی از رسانه‌ها مدعی نزدیکی نظامیانی کودتاچی به چین بوده اند؛ طیفی از این رسانه‌ها با استناد به سفر ماه گذشته وزیر خارجه چین به میانمار، حتی مدعی شدند که پکن از وقوع این کودتا مطلع بوده است. با این حال، با بررسی روند مراودات چین و میانمار در سال‌های گذشته، میتوان دریافت که چنین گزاره هایی، نمی  توانند از پشتوانه ی علمی چندانی برخوردار باشند.
 

فراز و فرود در روابط چین و میانمار

در گام اول باید اشاره کرد که سابقه‌ی روابط پکن با ارتش میانمار، چندان هم رضایت‌بخش نیست. هرچند چین برای سال‌ها از حکومت نظامیان در میانمار حمایت به عمل آورد، اما حمایت مالی و تسلیحاتی پکن از شبه‌نظامیان کمونیست و گروه‌های قومی مسلح در میانمار، همواره مورد اعتراض ارتش میانمار بوده است. این اعتراضات از سوی مقامات نظامی میانمار، حتی در سفر سال گذشته‌ی شی جین‌پینگ به آن کشور نیز مطرح شد. اما اختلافات ارتش با چین تنها به همین موضوع ختم نمی‌شود. طیفی از مقامات نظامی عالی‌رتبه‌ی میانمار، رفتار چین در قبال کشورشان را در دوران حاکمیت ارتش و انزوای سیاسی و اقتصادی آن برهه، توأم با رویکردی استثمارگرایانه تلقی می‌کنند. به همین دلیل است که در نهایت، ارتش اجرای اصلاحات سیاسی و انتقال قدرت به یک دولت غیرنظامی را به تداوم نزدیکی با چین ترجیح داد. تِین سِین، از نظامیان سابق میانمار که در مارس ۲۰۱۱ به‌عنوان رئیس‌جمهور دولت انتقالی میانمار سوگند یاد کرد، کمی بعد، در ماه سپتامبر، رسماً اجرای پروژه‌ی سد میتسُن را به حالت تعلیق در آورد؛ سدی که قرار بود هزینه‌ی ساخت آن در شمال میانمار، از منابع اعتباری چینی تأمین و همچنین بخش عمده‌ای از برق تولیدی آن نیز به چین صادر شود. تداوم تلاش‌ها برای ارتقای مناسبات سیاسی با غرب از سوی دولت تین سین، نهایتاً با سفر رئیس‌جمهور آمریکا به میانمار به اوج رسید. باراک اوباما با سفر به میانمار در نوامبر ۲۰۱۲، به اولین رئیس‌جمهور در تاریخ آمریکا تبدیل شد که به آن کشور سفر می‌کند.

کودتا در میانمار


از سوی دیگر، در سال‌های اخیر، پکن برای برقراری روابط دوستانه با دولت غیرنظامی میانمار نیز تلاش زیادی به عمل آورد. بسط مناسبات دوستانه با سو چی از پیش از پیروزی حزب او در انتخابات ۲۰۱۵ و با دعوت از او برای سفری چهار روزه به چین آغاز شد. مراودات پکن با سو چی و مجمع ملی برای دموکراسی تا سفر ماه ژانویه آقای شی به میانمار در سال ۲۰۲۰ ادامه پیدا کرد. تنها در سفر آقای شی به میانمار در سال ۲۰۲۰، ۳۳ موافقت‌نامه از سوی دو دولت برای پیشبرد دوجانبه‌ی ابتکار کمربند و راه و همچنین توسعه کریدور اقتصادی چین-میانمار به امضا رسید. خانم سو چی نیز شخصاً در دو نشست عالی‌رتبه‌ی «کمربند و راه» که در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ در پکن برگزار شد، شرکت کرده بود. در این راستا، مناسبات سازنده‌ای که پکن در سال‌های اخیر با دولت غیرنظامی میانمار شکل داد، وقت و انرژی زیادی از رهبران چین گرفت. بر این اساس، نمی‌توان گفت که چین از تحولات اخیر میانمار یا بازگشت آن کشور به شرایط پیش از سال ۲۰۱۱ استقبال می‌کند.
 

میانمارِ مطلوب چین

به نظر میرسد که فارغ از آنکه چه کسی در میانمار قدرت را در دست دارد-خواه نظامی باشد یا غیرنظامی-، میانمار مطلوب چین، میانماری باثبات و مسئولیت پذیر است. شاید در نگاه اول به نظر برسد که بازگشت نظامیان با کودتا و متعاقباً اعمال مجدد فشار‌های اقتصادی و انزوای سیاسی، رهبران میانمار را باری دیگر به پکن نزدیک خواهد کرد، اما باید به نکته نیز توجه داشت که انزوای اقتصادی، کارآمدی کریدور اقتصادی چین-میانمار را که با هدف اتصال استان یونَن چین به خلیج بنگال توسعه یافته بود، عملاً کاهش خواهد داد.
بعلاوه، چین تا پیش از سال ۲۰۱۱، هزینهی سیاسی بالایی برای حمایت از حکومت نظامیان بر میانمار متحمل شد؛ در شرایط فعلی که ایالات‌متحده در تلاش است تا با بهره برداری از طیفی از موضوعات مختلف همچون استقلال تایوان، شرایط سیاسی در هنگ کنگ، اقلیت‌های ساکن در سین کیانگ و تبت و حاکمیت بر دریای چین جنوبی، تقابل با پکن را به فاز جدیدی ارتقا دهد، حمایت بیچشمداشت از کودتا در میانمار، گزینه ی مطلوبی به نظر نمی رسد.
توجه چین به میانمار در سال‌های اخیر روندی رو به رشد را تجربه کرده است. از یک سو، همسایگی دو کشور ایجاب میکند تا چین روابط دوستانه با میانمار را حفظ کرده و بر دامنه ی منازعات منطق‌های موجود در جنوب شرق آسیا نیفزاید. از سوی دیگر، منافع راهبردی پکن برای کاهش وابستگی ترانزیتی به تنگه ی مالاکا و همچنین تنوع بخشی به کریدور‌های اقتصادی موجود، بر اهمیت تداوم نفوذ سیاسی و اقتصادی پکن در میانمار دلالت دارد.
بر اساس بیانی‌های که ارتش میانمار پس از اجرای کودتا منتشر کرد، مین آنگ هلینگ، فرمانده کل ارتش-حداقل-تا یک سال آینده قدرت را در اختیار خواهد گرفت. در این یک سال، چین به دنبال راهحلی خواهد بود تا به مراودات دوستانه با نظامیان حاکم بر میانمار ادامه دهد، بدون آنکه هزینه ی سیاسی بالایی بپردازد؛ موازن‌های که هرچند ناپایدار به نظر میرسد، اما بیشک در عصر تقابل راهبردی روزافزون چین و آمریکا در آسیای شرقی ضروری است.
پژوهشگر مهمان«مصطفی پاکدل مجد»
ارسال نظرات
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها