برنامه «گفتگوی سیاسی» رادیو گفتگو با موضوع واکاوی دلایل بی ثمری مذاکره با آمریکا، مصادیق و ارجاعات با حضور عسگر صفری کارشناس روابط بین الملل به روی آنتن رفت.
عسگر صفری در ابتدای گفتگو عنوان داشت که مذاکره از یک دیدگاه به معنای معامله است. به طور خاص‌تر، این به معنای "برقراری ارتباط و تمایل به گفت‌و گوبا هدف سازش در برخی موارد" است. تحت این تعریف، بدیهی است که مذاکره تقریبا در طیف گسترده‌ای از موضوعات ازکار‌های روزمره گرفته تا فعالیت‌های سیاست خارجی کاربرد دارد. به ویژه اینکه در در مسائل بین‌المللی و سیاست خارجی گفته می‌شود که دولت‌ها به غیر از مذاکره و جنگ گزینه‌های دیگری برای حل اختلافات خود ندارند. اما با توجه به اینکه هزینه‌های جنگ زیاد است معمولا دولت‌ها از ابزار مذاکره بیشتر بهره می‌برند. در این چارچوب، یکی از اصلی‌ترین‌رویه‌های موجود در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نیز، مذاکره و تعامل وگفت وگو با سایر دولت‌ها در جهت حل اختلافات بوده است.

چرا مذاکره با ایالات متحده جواب نمی‌دهد؟
باید به این نکته اشاره کرد که دیدگاه ایالات متحده آمریکا نسبت به مذاکره، متفاوت از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران است. ایالات متحده در اصل به ماهیت مذاکره اعتقادی ندارد و آن را بیشتر ابزاری برای دست یابی به اهداف سیاست خارجی خود می‌داند. به همین دلیل است که در بسیاری از مقاطعی که ایران وارد مذاکره با این کشور شده با بد عهدی و عدم پایبندی این کشور به تعهدات خود روبرو شده است. به عنوان مثال در مذاکراتی که در سال ١٣٥٨ بین دولت موقت و ایالات متحده صورت گرفت؛ دولت آمریکا از استرداد شاه به ایران اجتناب کرد. در مذکرات سال ١٣٥٩ و در جریان آزادی اتباع ایالات متحده نیز از تعهدات خود سر باز زد و نهایتا در طی سال‌های گذشته نیز به شیوه‌های مختلف از انجام تعهدات خود در قبال توافق هسته‌ای با ایران در سال ٢٠١٥ شانه خالی کرده است.

آیا تغییر دولت در ایالات متحده آمریکا و تمایل دولت جدید برای از سرگیری مذاکرات با ایران تغییری در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا به وجود می‌آورد؟
در پاسخ به این پرسش کلیدی، آقای صفری عنوان داشتند که رویه تعامل دولت‌های مختلف ایالات متحده آمریکا با ایران نشان می‌دهد که عموما جایگزینی افراد تغییری در راهبرد‌های ایالات متحده نسبت به ایران ایجاد نمی‌کند. یکی از مهمترین اصول سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران در وهله اول تغییر رژیم در ایران و در صورت عدم موفقیت، محدود کردن رشد و توسعه آن در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی بوده است؛ بنابراین تفاوت چندانی بین دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در نوع برخورد با ایران وجود ندارد و تفاوت‌های آن‌ها بیشتر در روشی است که از آن برای مقابله با ایران استفاده می‌کنند. حتی به عقیده بسیاری، دموکرات‌ها در زمینه طراحی روش‌های مختلف از جمله تحریم‌ها برای جلوگیری از رشد و بالندگی ایران بسیار هوشمندانه‌تر از جمهوری خواهان عمل می‌کنند؛ بنابراین ما انتظار نداریم که با روی کار آمدن دولت جدید در ایالات متحده به عنوان مثال تحریم‌ها برداشته شوند. به روند مذاکرات هم خیلی نمی‌توان امیدوار بود، زیرا مسئله اصلی صرفا برنامه هسته‌ای ایران نیست که از طریق مذاکره حل و فصل شود. به فرض مثال حتی در صورتی که مذاکرات در زمینه برنامه هسته‌ای به نتیجه برسد دوباره موضوعاتی مانند حقوق بشر و فعالیت‌های نظامی و دفاعی و حتی فعالیت‌های منطقه‌ای ایران پیش کشیده می‌شود و ایالات متحده آمریکا ادعا می‌کند که در مورد آن‌ها باید مذاکره صورت بگیرد. همانگونه که گفته شد مذاکره برای ایالات متحده توعی ابزار است تا یک هدف.

چرا علیرغم بی نتیجه بودن مذاکره با ایالات متحده عده‌ای همچنان از آن حمایت می‌کنند؟
باید نوعی دسته بندی میان طرفداران مذاکره با ایالات متحده آمریکا قائل شد. بخشی از طرفداران مذاکره با توجه به مشکلات اقتصادی موجود و عدم ارائه راه حل‌های مناسب داخلی از سوی دست اندرکاران سیاسی و اقتصادی امیدوارند که مذاکره با ایالات متحده آمریکا گره از مشکلات آن بگشاید و بهبودی در درآمد‌ها و زندگی آن‌ها صورت بگیرد که به نظرم این امیدواری مردم هم تا حد زیادی ناشی از اشتباهات دولت‌های مختلف در ترسیم مدینه فاضله برای دوران بعد از مذاکره بوده است. دسته دوم از طرفدران مذاکره نیز جریان‌های سیاسی هستند که به ویژه با توجه به نزدیک شدن انتخابات سعی دارند از ابزار مذاکره برای تاثیرگذاری بر آرای مردم استفاده کنند. این گروه سعی می‌کنند از طریق احیای مذاکره و تغییر هر چند مقطعی در زندگی مردم، شانس خود را انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهند. همچنین گروه دیگری که از مذاکره با ایالات متحده آمریکا حمایت می‌کنند برخی جریان‌های اقتصادی هستند که در زمینه رشد و توسعه اقتصادی نگاه به بیرون دارند. به اعتقاد این گروه‌ها لازمه رشد و توسعه اقتصادی منابع خارجی است و برای اینکه تغییری در داخل صورت بگیرد باید از منابع خارجی از جمله ورود سرمایه گذاری خارجی؛ تخصص و فناوری خارجی استفاده کرد.

درآینده چه نوع نگاهی باید به مذاکرات داشته باشیم؟
تاکنون مشاهده شد که مذاکره با ایالات متحده دست آورد چندانی برای کشور نداشته است و این در حالی است که به غلط، مانور‌های سیاسی و تبلیغاتی‌گسترده‌ای روی این موضوع صورت گرفته است. این تمرکز بیش از اندازه بر روی مذاکره یا عدم مذاکره باعث شده است که کشور از بسیاری از تحولات منطقه‌ای غافل باشد؛ بنابراین اولین اقدامی که لازم است صورت بگیرد، اهمیت زدایی از مذاکره و ارتباط با ایالات متحده آمریکا است. در کنار این موضوع جمهوری اسلامی ایران باید از طریق ابتکارات منطقه‌ای در جهت گسترش همکاری با همسایگان و بازیگران منطقه‌ای گام بردارد. توازن منطقه‌ای در چند ماه گذشته به ضرر ایران تغییر کرده است و مطمعنا رابطه با ایالات متحده آمریکا روند چنین توزانی را برعکس نمی‌کند. چون دولت جدید ایالات متحده آمریکا نیز نشان داده که خیلی با تحولات صورت گرفته مخالف نیست و بیشتر منتقد روش انجام شدن آن بوده تا ماهیت اقدام.
خبرهای مرتبط
ارسال نظرات
پربازدید ها
ایران و مارپیچ مذاکره
قرار دادن ایران در مارپیچ بحران و مدارهای فرسوده ساز مذاکرات بی انتها جهت مستهلک سازی سرمایه های راهبردی، خواسته اصلی راهبردپردازان کاخ سفید است

ایران و مارپیچ مذاکره

آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها
پربحث ترین ها