گفتگو با دکتر زینب قاسمی/عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
دکتر زینب قاسمی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران از نقش اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور در ترسیم چهره‌ای تاریک از جمهوری اسلامی سخن گفتند. در ادامه پاسخ‌های ایشان به پرسش‌های مصاحبه ارائه میگردد

- اپوزیسون ایرانی خارج نشین و نقش آن در رسانه‌های غربی چگونه است؟

حوزه‌ای که بیشتر مورد علاقه و مطالعه و پژوهش بنده بوده است همین که اپوزسیون ایرانی خارج نشین چه تأثیری در ایجاد وجهه ترسناک از ایران و نظام سیاسی آن در جهان غرب داشته است. بخشی از جامعه ایرانی که تعلق خاطر به گروه سیاسی یا فکری خاصی داشتند، همزمان با انقلاب از ایران فرار می‌کنند. بدین خاطر که فکر می‌کردند نمیتوانند در این سیستم یا نظام کار کنند. این‌ها پس از مهاجرت به یک منبع مهم ایران بعد از انقلاب در کشور‌های غربی مقصد تبدیل می‌شوند. نسل اولشان به خصوص، هنوز هم موثرند و، چون در گفتمان غالب صحبت می‌کنند برای خواننده غربی یا شنونده غربی خیلی راحت قابل پذیرش است.


- در این مورد لطفا مصداقی بفرمایید چه گروه‌ها و جریان‌های خارج نشین مؤثرتر بوده اند؟

بحثی که در مورد مثلا موج ایرانی‌هایی که از ایران خارج می‌شوند همان اوایل، گروهی بودند دهه ۱۹۵۰ حتی ۶۰ وارد آمریکا می‌شوند این‌ها دانشجو بودند، بیشتر می‌رفتند حوزه پزشکی، مهندسی بیشتر، چند ماه مانده بود به انقلاب ایران و بعد از انقلاب ایران تا جنگ، موج دومی است که موج خیلی بزرگی است. عده‌ای از آنان که وارد حوزه علوم اجتماعی و علوم انسانی شد و مؤثر واقع شده اند، ابتدا وارد مطالعات خاورمیانه شده و بعد می‌روند در حوزه ایران‌شناسی فعالیت می‌کنند. مثلا کتاب خانم آذر نفیسی یکی از کتاب‌هایی ست که خیلی ضد انقلاب بوده و در مورد ایران می‌نویسد و بعد از آن بازار بزرگی درست می‌شود که اگر طور خاصی در مورد ایران بنویسید این خوب می‌فروشد و دیده می‌شود.

- یعنی اپوزیسیون ایرانی دارد جهت‌دهی رسانه‌ای در غرب یا در آمریکا را تقویت و یا نمایندگی می‌کند؟

البته نمی‌خواهم بگویم همه‌چیز دست اپوزیسیون ایرانی است. اما واقعیت این است که وقتی به حوزه ایران می‌رسد صدای این‌ها خیلی بیشتر شنیده می‌شود و خیلی قوی‌تر از کسانی که ممکن است حتی یک ذره مثلا شبیه به ما فکر نکنند؛ بنابراین حتا اندکی از آن اپوزیسیون هم ضعیف‌تر باشند کمتر دعوت می‌شوند، کمتر شنیده می‌شوند؛ این‌ها به خاطر اینکه تبدیل شدند به یک منبع ارجاع و به آن‌ها اعتبار داده شده، مرتب با آن‌ها صحبت شده و اگر اتفاقی بیفتد سریع می‌روند سراغ فلانی و فلانی که مشخص است با چه دیدی نگاه می‌کند.


- اپوزیسیون ایرانی چه سرخط‌ها یا چه مولفه‌ها و سناریو‌هایی را دنبال می‌کندکه برایشان در کارشان برجسته است؟

همان اتفاقی که به خصوص بعد از ۲۰۰۹ بیشتر شد. بعد از انتخابات ۸۸ بسیاری از این اپوزیسون در رسانه‌های غربی تبدیل به منابع خبری و تحلیلی شدند. مثلا در BBC فارسی، من‌وتو، («صدای آمریکا» ضعیف‌تر و کمتر بودند)، اما این‌ها گروهی هستند که جامعه هدفشان ایرانی‌های داخل ایران هستند و واقعا هم به نظر می‌رسد خیلی موثر هستند.
 

تخریب سیمای جمهوری اسلامی در رسانه‌های غربی؛ شگرد‌ها و تاکتیک‌ها


- آیا این اپوزیسیون دانشجویان و خبرنگارانی بوده اند که پس از ۸۸ از ایران خارج شده اند؟

بعضی‌هایشان در پرس‌تی‌وی کار می‌کردند. یکی از همکلاسی‌های من به BBC فارسی رفته است. این‌ها در پرس‌تی‌وی کار می‌کردند، از اینجا استفاده کرده و برای خودشان رزومه درست می‌کردند. سپس به رسانه‌های غربی می‌رفتند. حداقل در BBC فارسی من خیلی دیدم، اگر سرچ کنید هست که کدام یک از کجا آمدند. تعدادشان زیاد است. عده‌ای از این اپوزوسیون نیز نسل‌های اول و دوم مهاجرین پس از انقلاب هستند که برخی ازآنان بدلیل دوری طولانی مدت، اطلاعات دقیقی از وضعیت ایران امروز نداشته و بر اساس داده‌های چهل سال پیش خود اظهار نظر می‌کنند.


- آیا بخشی از اپوزیسون که اطلاعات دقیقی از وضعیت داخل ندارند، عموما از نسل‌های اول و دوم مهاجرین اند؟

نسل اول بالاخره در ایران بوده. اگرچه اصلا به ایران نمی‌آیند و فکر می‌کنند مشکل برایشان پیش می‌آید. یعنی می‌خواهم بگویم آن اپوزیسیون هم انگیزه‌هایش متفاوت است و هم سناریویی که در ذهنش هست برای ایران متفاوت می‌باشد. روشش نیز متفاوت است. بعضی از آن‌ها آدم‌هایی هستند که نگاه ایدئولوژیک دارند یعنی ایدئولوژیک از آن سمت که اصلا ..


- اگر مصداقی‌تر بفرمایید خیلی بهتر است مثلا کدام گروه‌ها، جریان‌ها و چه سناریویی؟

با اسامی و گروه‌ها خیلی آشنایی نزدیکی ندارم. ولی در این جریان‌ها نیز افراد یکسان و مشابه نیستند. فقط می‌خواهم بگویم انگیزه‌های آنان متفاوت است، بعضی انگیزه‌های ایدئولوژیک شخصی دارند، مثلا احساس می‌کنند انقلاب چیز بدی نبوده، ولی عنوان جمهوری اسلامی را نمی‌توانند بپذیرند.


- اشاره‌ای به ضعف‌های جمهوری اسلامی در این تقابل کردید؛ ما الان چه نقاط ضعفی داریم؟

ایران هیچ‌وقت به لحاظ مالی یا تکنیکال نتوانسته یک ساختار ماهواره‌ای بسازد که هم انگلیسی باشد و هم توانسته باشد مخاطب آن‌طرف را به لحاظ سلیقه‌ای جذب کند و هم بتواند دوام بیاورد؛ یعنی همیشه یا مدت کوتاهی بوده، یا بودجه نبوده، یا کار پیش نرفته و..


- کسانی هستند که چنین امکان‌هایی را توانسته باشند درست کنند؟

فکر می‌کنم تلاش اول پرس‌تی‌وی این بود. یعنی این که چیزی مثل الجزیره، اما با نگاه ایرانی درست کند؛ اما الان که به مشکل مالی خوردند و فکر می‌کنم دارد جمع می‌شود، یعنی نتوانستند دوام بیاورند.


- تفاوت رسانه‌های داخلی و غربی در پوشش دادن به مخاطبین (موافق، مخالف و قشر خاکستری) چیست؟

رسانه‌های داخلی فقط برای مخاطب موافق تولید محتوا میکنند و تلاشی برای جذب قشر خاکستری (بی نظر) ندارند. اما رسانه‌های خارجی مانند BBC فرصت مشارکت را برای همه طیف‌ها فراهم می‌نماید. آنان حتا به طرف ایرانی و موافق نظام اجازه مشارکت و گفتگو میدهند، اگرچه از این سمت این دعوت پذیرفته نمیشود و به نظرم کار درستی است چرا که به آنان رسمیت می‌بخشد. از سوی دیگر باید به ماهیت متفاوت ساختار‌های سیاسی ایران و غرب از یک سو و شرایط زندگی مخاطبین رسانه‌های داخل وخارج نیز توجه کرد.


- چگونه است که جنبش‌هایی مثل وال‌استریت و .. که گویا ماهیتی براندازانه دارند نیز در رسانه‌های غربی فرصت ابراز وجود می‌یابند؟

چقدر دوام داشته، چند درصد مردم بودند؟ هیچ‌وقت ساپورت و حمایت خارجی ندارد. اما در ایران همیشه نگرانی‌ای امنیتی است که می‌گویند این گروهی که دارند در فلان‌جا اعتراض می‌کنند حالت تهدید امنیتی ملی برای ما حساب می‌شود و تصورمان این است که از خارج دارد حمایت می‌شود؛ حالا گاهی درست و گاهی غلط، این مساله وجود دارد.


- تقابل غرب با چین و روسیه هم بیشتر ماهیت اقتصادی دارد؟

بله هیچ‌وقت آمریکایی‌های عادی جلب نگاه چپ ایدئولوژیک یا نگاه تند حالت کمونیستی نمی‌شوند.. می‌خواهم بگویم نگرانی ایران یک منطقی هم پشتش هست. داده‌های زیادی وجود دارد که تأیید می‌کند این‌ها از بیرون هم حمایت می‌شوند، ساپورت می‌شوند. این موضوع دو واکنش متفاوت و قابل درک را از دوطرف نشان می‌دهد.


- به نظر شما سیاست گذاری رسانه‌ای برای تغییر وجهه جمهوری اسلامی در جهان، درحال حاضر و در آینده به چه میزان میتواند موفق باشد؟

اتفاق‌هایی رخ داده که به نسبت بازخورد خوبی داشته است. مثلا در سال‌های ۲۰۱۵- ۲۰۱۷ خیلی از خارجی‌ها شروع کردند به سفر به ایران که گویا تحت تأثیر برخی فعالیت‌های رسانه‌ای بوده است که یکسری از خارجی‌ها برای آشنایی با فرهنگ، تمدن و مشاهده زندگی روزمره ایرانیان، به ایران سفر کردند؛ و این فعالیت‌های رسانه‌ای توانستند نگاه به انسان ایرانی به مثابه موجودی غیر طبیعی، جنگ طلب و وحشی را تا حدی اصلاح نمایند. مثلا یوتوب جایی است که آمریکایی‌ها خیلی در آن فیلم می‌بینند و تولید فیلم‌هایی مثلا در زمینه سبک زندگی، معماری و فرهنگ ایران و.. می‌تواند به شدت در تغییر دادن و اصلاح نگاه جهانیان به ما اثر گذار باشد.
ارسال نظرات
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها