الزامات و رویکرد‌های ارتباط ایران و چین خروج آمریکا، پیشروی طالبان و آینده نظم سیاسی در افغانستان ضرورت تحول ساختاری و سازمانی در وزارت امور خارجه تحرکات طالبان در تحولات اخیر افغانستان انتشار شماره (۱۲) پاییز فصلنامه سازمان‌های بین المللی حزب حاکم چین توانسته مدل حکمرانی خود را در تناسب با تاریخ و فرهنگ سیاسی چین تعریف کند مزایا، مخاطرات و چالش‌های پیمان‌های پولی دوجانبه تحول بزرگ ژئوپلیتیک؛ فرصتی برای توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تاملی در نگرش چین به مسئله خروج آمریکا از افغانستان همکاری معدنی ایران و چین مستلزم توجه به افق‌هاو برنامه‌های توسعه‌ای دو کشور انتشار شماره تابستان فصلنامه سازمان‌های بین المللی تأملی در چرایی استعفای نیکول پاشینیان عوامل تأثیرگذار بر توسعه روند عادی سازی روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی تبیین نوع نگاه مردم، نخبگان علمی و سیاسی چین به برنامه ۲۵ ساله مشارکت راهبردی ایران و چین؛ عرصه‌ی جدیدی از تناقض روایت‌ها دلالت مشارکت چین و عربستان برای ایران و برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله تاثیر دیپلماسی مشارکت بر ارتقاء روابط چین و روسیه و دلالت آن برای ایران سند راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین، ره‌آورد و چشم‌انداز‌های آن جزئیات فنی توافقنامه ۲۵ ساله ایران و چین ایران از طریق توافق ۲۵ ساله با چین ابتکار رابطه با یک قدرت بزرگ را به دست می‌گیرد
کد خبر:۱۱۶۸
۱۰ آذر ۱۳۹۹ | ۲۰:۰۴
پیامدهای انتخاب بایدن برای سیسی
تفاوت تاکتیک های جهموری خواهان و دموکراتها برای مصر چندان اهمیت ندارد، هرچند در این بین قاهره یک رئیس جمهور جمهوری خواه را ترجیح می داد.

مقدمه

جمهوری عربی مصر پس از توافق کمپ دیوید، عملا به یکی از متحدان اصلی ایالات متحده در سطح منطقه تبدیل شد. این امر سبب شد تا روابط قاهره و واشینگتن شکلی استراتژیک به خود بگیرد؛ روابطی که تا پایان دوران حسنی مبارک، بدون مواجهه با چالش قابل توجه‌ای در جریان بود. با این حال پس از تحولات سال ۲۰۱۱ که منجر به سقوط مبارک در مصر شد؛ روابط واشینگتن و قاهره در ابتدا از مسیر سابق خارج شد و این امر تا پایان دوران ریاست جمهوری باراک اوباما نیز ادامه یافت. از زمان روی کارآمدن ترامپ، روابط مصر و امریکا شکل بهتری به خود یافت، اما تجربه قاهره از آنچه ما بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ و حتی پس از آن در روابط دو کشور حادث شد، درکنار تحولات عرصه بین المللی؛ نگرش مصر به امریکا را دستخوش تغییراتی کرد. به عبارتی دیگر اگرچه هم اکنون نیز مصر به دنبال داشتن سطح بالایی از روابط با امریکا است، اما نگاه قاهره به واشینگتن متفاوت با گذشته می‌باشد و این امر تبعا بر نگاه مصر به انتخابات ریاست جمهوری امریکا موثر بوده است.
 

عصر ابهام در روابط مصر - آمریکا

به طور کلی از زمان تحولات سال ۲۰۱۱ در مصر تا پایان دوره اوباما در امریکا، شاهد بروز نوعی سردرگمی در کاخ سفید در خصوص مصر هستیم. پس از سرنگونی حسنی مبارک و روی کار آمدن محمد مرسی، امریکا دچار نوعی سردرگمی و عدم اطمینان در قبال مصر شد؛ تاجایی که هر چند باراک اوباما سعی داشت روابط نزدیکی با اخوان المسلمین برقرار سازد، اما همزمان نیز با اعلام آنکه دولت جدید مصر را همچون دولت حسنی مبارک هم پیمان خود نمی‌داند، گفته بود: در حقیقت دولت جدید مصر نه دوست و هم پیمان و نه دشمن ماست. {۱}
اگر چه بخشی از اهداف سران کاخ سفید از بیان چنین مواضعی اعمال فشار بر قاهره در راستای پایبند نگه داشتن مصر به توافق کمپ دیوید بود؛ اما بی تردید نوعی سردرگمی و عدم اطمینان از آینده روابط مصر و امریکا در نزد امریکایی‌ها به وجود آمده بود. سردرگمی امریکا حتی با پایان یافتن عمر کوتاه دولت مرسی نیز تمامی نیافت و در همان زمان نیز شواهد حاکی از عدم حرکت قطار روابط قاهره و واشینگتن به سمت قرار گیری در ریل سابق بود. باراک اوباما در همان زمان در مصاحبه‌ای با شبکه سی. ان. ان اعلام کرد: روابط امریکا و مصر هرگز به حالت اولیه و طبیعی خود بازنخواهد گشت. {۲}
این امر پس از روی کارآمدن دولت عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۱۴ نیز ادامه یافت و اگر چه اوباما پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری مصر را تبریک گفت، اما هرگز از السیسی برای سفر به واشینگتن دعوت نکرد. در دوران ریاست جمهوری اوباما، کاخ سفید، وضعیت حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی در مصر را مانعی بر سر راه روابط دو کشور می‌دانست و به همین دلیل بخشی از کمک‌های سالانه خود به مصر را به حالت تعلیق درآورد.
 

ریاست جمهوری ترامپ و بهبود روابط با مصر

با روی کارآمدن ترامپ در سال ۲۰۱۶ اما، روابط مصر و امریکا تا حد زیادی بهبود یافت. السیسی برای اولین بار در دوران ریاست جمهوری اش به کاخ سفید دعوت شد و ترامپ بار‌ها ضمن تمجید از وی، او را رهبری بزرگ و خود را متحد السیسی در کاخ سفید خواند. {۳} اگر چه ترامپ و دولت وی در برخی مواقع از وضعیت حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی در مصر ابراز نگرانی کردند، اما این امر سبب فاصله گرفتن دو دولت نشد و روابط مصر و امریکا در دوران ترامپ به مراتب بهتر از روابط این دو کشور در دوران اوباما بود.
 

ترامپ یا بایدن

با احتساب این امر شاید بتوان در نگاه اول تفاوت رویکرد ترامپ و بایدن نسبت به مساله حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی را مهم‌ترین مساله برای قاهره دانست. درواقع در نگاه اول اینگونه به نظر می‌رسد که انتقادات بایدن از وضعیت آزادی‌های سیاسی در مصر و ادعای وی مبنی بر اینکه به السیسی چک سفید امضا نخواهد داد در مقابل تمجید‌های ترامپ از السیسی، امری است که توجهات قاهره را به خود جلب می‌کند. با این حال در نگاهی واقع بینانه می‌توان گفت که قاهره نگرانی چندانی از تفاوت دیدگاه بایدن و ترامپ در این زمینه ندارد؛ چرا که:
  1.  مصر به خوبی می‌داند که در پیشبرد اهداف منطقه‌ای امریکا، همچنان جایگاه ویژه‌ای دارد و با بروز برخی منازعات جدید در شرق مدیترانه، این جایگاه اهمیت بیشتری نیز یافته است؛ لذا واشینگتن ناچار است خواه ناخواه تا حدی رضایت مصر را جلب کند.
  2. بخش بزرگی از محدودیت‌هایی که اوباما در خصوص کمک‌های سالانه به مصر ایجاد کرده بود، به دلیل نوعی عدم اطمینان از آینده سیاسی السیسی بوده است. این درحالیست که هم اکنون و پس از گذشت ۶ سال از زمان روی کار آمدن السیسی و تثبیت جایگاهش، شرایط تغییر کرده است. ضمن آنکه اخوان المسلمین نیز نشان داد نمی‌تواند بدیلی برای حکومت نظامیان در مصر و تامین کننده منافع امریکا باشد.
  3. نزدیک شدن بیش از پیش مسکو به قاهره از سال ۲۰۱۴ تاکنون و افزایش نفوذ روسیه در شمال افریقا و شرق مدیترانه نیز نگرانی‌هایی جدی برای واشینگتن به همراه داشته و بایدن که قائل به اتخاذ مواضعی سخت‌تر علیه روسیه می‌باشد؛ نمی‌تواند جایگاه مصر در این امر را نادیده بگیرد؛ لذا جمیع این عوامل شرایط را متفاوت با دوران اوباما ساخته و افزایش محسوس فشار بر مصر به دلیل مسائل حقوق بشری و آزادی‌های سیاسی نمی‌تواند در دستور کار دولت آتی ایالات متحده قرار گیرد.

 

مناسبات نظامی

از سویی دیگر توجه به بعد نظامی که یکی از مهم‌ترین ابعاد روابط مصر و امریکا بوده و به یکی از ابعاد چالش برانگیز در روابط دو کشور نیز تبدیل شده است، حائز اهمیت می‌باشد. مصر درحالی سالانه حدود ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی از امریکا دریافت می‌کند که پس از روی کارآمدن السیسی در سال ۲۰۱۴، قاهره که با وضع برخی محدودیت‌ها در زمینه دریافت کمک‌های نظامی از سوی واشینگتن مواجه شده بود اقدام به انقعاد قرارداد‌های خرید تسلیحات از فرانسه، آلمان، چین و از همه مهمتر روسیه نمود. خرید‌های نظامی مصر از روسیه که پس از انعقاد قرارداد خرید بالگرد‌های تمساح و جنگنده‌های میگ، منجر به انعقاد قرارداد خرید جنگنده‌های فوق پیشرفته سوخو-۳۵ از روسیه نیز شد، تهدید امریکا را درپی داشت. امریکا درحالی با فروش و ارتقای بالگرد‌های آپاچی به مصر موافقت کرد که همزمان این کشور را در صورت نهایی کردن قرارداد مذکور (قرار داد خرید سوخو-۳۵) با گزینه تحریم نیز تهدید کرد. {۴} با این حال مصر بدون اعتنا به تهدیدات واشنگتن این قرارداد را نهایی نمود.
 

روابط اقتصادی

در بعد اقتصادی؛ اگر چه امریکا همچنان در زمره ۱۰ کشور اول سرمایه گذار در مصر قرار دارد، اما توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت می‌باشد که قاهره به این درک رسیده است که شرایط فعلی امریکا و ادبیات حاکم بر روابط دو کشور؛ که در آن هر نوع افزایش کمک مالی از سوی امریکا به مسائل حقوق بشری و آزادی‌های سیاسی در مصر پیوند زده شده، امکان افزایش دریافت کمک‌های مالی را تقریبا صفر می‌کند. به همین دلیل مصر با جدیت به دنبال جذب سرمایه گذاری کشور‌های دیگری نظیر چین و روسیه می‌باشد. چین هم اکنون قرارداد سرمایه گذاری ۱۵ میلیارد دلاری با مصر داشته و یکی از بزرگترین سرمایه گذاران در ابرپروژه پایتخت جدید اداری مصر است. {۵}روسیه نیز سرمایه گذاری هایش در مصر را افزایش داده و سرمایه گذاری ویژه‌ای در مناطق اقتصادی و صنعتی سوئز انجام داده است. این درحالیست که بریتانیا بر اساس آمار در بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ بزرگترین کشور سرمایه گذار در مصر بوده است و قاهره نگاه ویژه‌ای به لندن بالاخص پس از خروج آن از اتحادیه اروپا دارد. {۶}
از سویی دیگر قرابت افکار و آراء مصر و روسیه در پرونده‌های مختلفی من جمله سوریه و لیبی سبب شده است تا قاهره علاوه بر حوزه‌های نظامی و اقتصادی، در حوزه مسائل سیاسی نیز به مسکو نزدیک شود و در راستای تحقق برخی منافعش به همکاری با روسیه روی آورد.
بر این اساس و در مجموع می‌توان گفت سیر تحولات روابط مصر و امریکا از سال ۲۰۱۱ تاکنون و از سویی دیگر تحولات عرصه بین الملل که با کاهش قدرت امریکا همراه بوده، قاهره را به این جمع بندی رسانده است که دیگر امکان اتکاء به واشینگتن به مانند گذشته وجود ندارد و از همین رو مصر در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی به حرکت در مسیر ایجاد یک توازن روی آورده است. از همین رو اگرچه تفاوت تاکتیک‌های جهموری خواهان و دموکرات‌ها برای قاهره تاحدی قابل توجه است و در این بین قاهره یک جمهوری خواه را ترجیح می‌دهد، اما در سطحی راهبردی؛ مصر تمایزی میان این دو قائل نیست و توجه قاهره بیش از هر امر دیگری بر ایجاد توازن در روابطش با قدرت‌های بزرگ معطوف است. این مساله اهمیت پیروزی یک دموکرات یا جمهوری خواه را برای قاهره بسیار کمرنگ کرده است، امری که در پیشتازی السیسی در تبریک به بایدن، به عنوان اولین رهبر عربی به خوبی نمایان است. {۷}

منابع:

{۱}:https://www.yjc.ir/fa/news/۴۰۸۸۶۳۵
{۲}: https://www.yjc.ir/fa/news/۴۵۲۲۹۲۷
{۳}:https://www.mashreghnews.ir/news/۹۹۵۴۲۰
{۴}: https://www.yjc.ir/fa/news/۷۱۴۰۲۳۳
{۵}: https://www.irna.ir/news/۸۳۴۹۶۱۲۶
{۶}: https://santandertrade.com/en/portal/establish-overseas/egypt/foreign-investment
{۷}: https://www.irna.ir/news/۸۴۱۰۲۲۰۶

امیررضا اسدی، کارشناس مسائل مصر و پژوهشگر مهمان پژوهشکده تحقیقات راهبردی

ارسال نظرات
نظرات بینندگان
رضا کرمانی
۰۹:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۳
مقاله قابل تاملی بود
غزاله شاکری
۰۹:۵۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۳
ترامپ و بایدن هر دو عین هم ان و دشمن - نباید اونهارو دوتا دید
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها