احسان خضری
در گفتگو با دکتر آقامحمدی عضو هیئت علمی دانشگاه اراک بررسی شد
احتمال نارضایتی اجتماعی در اثر کرونا بیشتر مربوط به طبقات پایین و حاشیه‌نشین‌ها است و تشدید مسائل معیشتی ممکن است بار اضافه به آن‌ها تحمیل و زمینه شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی را فراهم کند.


دکتر ابراهیم آقامحمدی عضو هیئت علمی دانشگاه اراک است. در زمینه وضعیت همبستگی و شکاف، امکان بروز اعتراضات، آرایش سیاسی و مواردی از این قبیل در اثر بحران کرونا، گفتگویی را با ایشان ترتیب دادیم.


در مواجهه با بحران کرونا عملکرد نظام سیاسی را از حیث دستاوردها، ناکامی‌ها و عبرت‌ها (کارآمدی و کیفیت حکمرانی) چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آقامحمدی: در شرایط کنونی قضاوت درباره عملکرد نظام سیاسی در بحران کرونا بسیار زود است و باید با گذشت زمان، با فاصله‌ای دورتر و نگاه همه‌جانبه درباره آن به قضاوت نشست؛ زیرا اکنون در میانه راه مدیریت بحران هستیم و تا رسیدن به پایان آن ممکن است تصمیم‌ها و عملکرد‌های مختلفی صورت گیرد که تأثیر مثبت یا منفی در نتایج داشته باشد؛ بنابراین با توجه به این مسئله در شرایط کنونی، باید به چند نکته اشاره کرد. اصولاً در مدیریت بحران یکی از مهم‌ترین مسائل «شناخت و ارزیابی زمان و مکان و چگونگی واکنش در زمان و مکان مناسب» است. این مسئله در ذهن بخشی از افکار عمومی وجود دارد که «آیا شناخت زمان و مکان در مورد بیماری کرونا صحیح بوده است یا خیر»؛ به عبارت دیگر، آیا تصمیم‌گیران سیاسی و مدیران واکنش متناسب و به‌موقع به مسئله داشته‌اند؟ این مسئله ارتباط مستقیمی به چگونگی تصمیم‌گیری در فرایند مدیریت بحران کرونا نیز دارد و برخی معتقدند که زمان واکنش‌ها مناسب نبوده و تصمیم‌ها و اقدامات جدی دیرهنگام صورت گرفته است. در این زمینه لازم است شفافیت لازم و اقناع افکار عمومی صورت گیرد.
آقامحمدی: مدت زمانی طول کشید تا تقسیم وظایف میان نیرو‌های بهداشت و درمان، نیرو‌های دولتی، نیرو‌های نظامی و مردمی صورت گیرد؛ مسئله‌ای که در آن شرایط باعث از دست دادن فرصت مواجهه مؤثر با بحران کرونا شد.

اگر بخواهیم به دستاورد‌های مسئله اشاره کنیم باید مدیریت بحران کرونا با سایر کشور‌های درگیر مقایسه شود. وضعیت موجود نشان می‌دهد که ما هنوز در مدیریت بحران‌های این‌چنینی به چارچوب تدوین‌شده‌ای دست نیافته‌ایم و لازم است در این زمینه اقدامات مؤثری انجام دهیم تا در آینده دچار آشفتگی‌های مراحل اولیه نشویم.
نکته دیگر مربوط به نیرو‌های مؤثر در مدیریت کرونا است که نشان می‌دهد، در مراحل اولیه هنوز تردید‌هایی نسبت به گستره و عمق بحران کرونا وجود داشت که رسیدن به تشخیص صحیح در این خصوص طول کشید و در مواقعی اظهارنظر‌های متناقض و گاهی متضادی موجب آشفتگی در عملکرد‌ها می‌شد؛ چراکه تریبون مشخصی برای تشریح وضعیت و نشر اطلاعیه‌ها وجود نداشت. همچنین تعیین و هماهنگی نیرو‌های واکنش نسبت به بحران زمان‌بر بوده است. به عبارتی مدت زمانی طول کشید تا تقسیم وظایف میان نیرو‌های بهداشت و درمان، نیرو‌های دولتی، نیرو‌های نظامی و مردمی صورت گیرد؛ مسئله‌ای که در آن شرایط باعث از دست دادن فرصت مواجهه مؤثر با بحران کرونا شد.
این مسائل اگرچه ممکن است مشکلاتی در مدیریت بحران به وجود آورده باشند؛ اما خود می‌تواند به‌عنوان دستاوردی به حساب آید که بر اساس آن بتوان چارچوب مدون و منسجمی برای مواجهه با چنین شرایطی فراهم کرد. البته بستگی دارد به اینکه پس از عبور از بحران کرونا بازتعریف و بازسازی مدیریت بحران را فراموش نکنیم. همچنین چگونگی پایان یافتن بحران و عادی‌سازی شرایط نیز از اهمیت زیادی برخوردار است؛ درک زمان شروع بحران همان‌قدر مهم است که درک زمان اعلام شرایط پایان آن اهمیت دارد.

سؤال: یک نکته مهم، بحث «همبستگی یا شکاف» در اثر این بحران است؛ به نظر شما مناسبات میان حکومت و جامعه به چه سمتی پیش خواهد رفت؟

آقامحمدی: تأثیر شیوع کرونا بر مناسبات حکومت و جامعه بستگی تام به چگونگی مدیریت این بحران و چگونگی اقناع افکار عمومی جامعه دارد. به عبارتی چگونگی عبور از وضعیت موجود می‌تواند موجب تقویت اعتماد عمومی و مشروعیت سیاسی حکومت شود یا برعکس. همان‌طور که در پاسخ به پرسش نخست گفته شد، اوایل به دلیل اینکه مدیریت متأخر و متناقضی در مواجهه با بحران مشاهده می‌شد، جامعه احساس می‌کرد که جدیت لازم در این خصوص وجود ندارد و برخی از مردم در مواقعی خواهان قرنطینه سراسری بودند. جالب این است که در میان مردم کسانی هم کرونا را باور نداشتند و آن را ساخته و پرداخته عده‌ای تصور می‌کردند که البته تعدادشان بسیار کمتر بود و تأثیر اجتماعی و سیاسی خاصی نداشتند؛ اما با گذشت زمان و شکل‌گیری مدیریت یکپارچه در مواجهه با کرونا این پیام به افکار عمومی داده شد که موضوع از منظر حکومت اهمیت زیادی دارد و اقدامات لازم در حال انجام است. این نکته زمانی پررنگ‌تر شد که مردم متوجه شدند که در سایر کشور‌ها به‌ویژه ایالات متحده و اروپا کرونا به‌شدت در حال گسترش است و حتی این کشور‌ها نتوانسته‌اند گسترش آن را کنترل کنند و با چالشی جدی مواجه شده‌اند.
در ادامه هنگامی‌که میان عملکرد ایران با کشور‌های مزبور مقایسه صورت گرفت، پیام دیگری منتقل شد مبنی بر اینکه عملکرد ایران مثبت بوده است و بحران‌های حاشیه‌ای همچون کمبود مواد غذایی و هجوم به فروشگاه‌ها در ایران اصلاً وجود ندارد و کالا‌های اساسی به میزان کافی وجود دارد. بر این اساس رویکرد مربوط به مدیریت بحران به‌سرعت متحول و رضایت افکار عمومی احیا شد.
آقامحمدی:عملکرد ایران مثبت بوده است و بحران‌های حاشیه‌ای همچون کمبود مواد غذایی و هجوم به فروشگاه‌ها در ایران اصلاً وجود ندارد و کالا‌های اساسی به میزان کافی وجود دارد. بر این اساس رویکرد مربوط به مدیریت بحران به‌سرعت متحول و رضایت افکار عمومی احیا شد.

درباره اقناع افکار عمومی باید گفت که نقش رسانه‌ها اهمیت زیادی دارد؛ چراکه تعدد رسانه‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ابزاری باشد که دستاورد‌های مربوطه را به زیر سؤال ببرد و شکاف‌های اجتماعی و سیاسی را تقویت کند و لازم است در کنار مدیریت بحران کرونا، مدیریت افکار عمومی و تقویت اعتماد اجتماعی از طریق انتشار اخبار به‌موقع و غیر متناقض و بدون اغراق صورت گیرد. شفافیت و پذیرش آن در میان مردم مهم‌ترین نکته کلیدی در این وضعیت است.
یکی از نمونه‌های موفق در این موضوع، عملکرد سخنگوی مدیریت بحران کرونا است که روزانه اخبار مربوط را در اختیار افکار عمومی می‌گذارد. به همان میزان که شفافیت در این خصوص صورت گیرد و مردم از مسائل آگاه باشند، همبستگی حکومت و جامعه نیز تقویت خواهد شد. همچنین هرچه مقامات سیاسی فاصله خود را با اقشار مختلف مردم نزدیک‌تر کنند، میزان همراهی مردم با سیاست‌های حکومت افزایش خواهد یافت. در مقابل یکی از نمونه‌هایی که پیام آشفته‌ساز به افکار عمومی منتقل کرد، طرح مسئله اعطای تسهیلات یک‌میلیون تومانی همراه با بهره بانکی بود که عنوان بهره بانکی در شرایط موجود باعث تنش روانی در جامعه می‌شد. البته با دریافت موج این تنش، در تصمیم مربوطه تجدیدنظر صورت گرفت. در مدیریت سیاسی حساس گاهی اوقات ممکن است پیامی کوچک، تأثیر بزرگی داشته باشد.
 


در زمینه پیامد‌های احتمالی تا چه حد می‌توان انتظار داشت آثار بحران کرونا به اعتراضات اجتماعی و بروز ناامنی منجر شود؟ نظام سیاسی چه دستور کاری باید اتخاذ کند؟


آقامحمدی: ابتدا لازم است ابعاد آثار بحران کرونا شناسایی شود تا نتایج هرکدام از ابعاد بر جامعه بررسی گردد. به نظر می‌رسد، بحران کرونا به‌خودی‌خود منجر به اعتراضات اجتماعی نخواهد شد؛ چراکه در طول بحران، مشکلات جدی که به اعتراضات اجتماعی منجر شود، مشاهده نشد و برای مثال کمبود‌هایی در زمینه اقلام مصرفی نبوده، فروشگاه‌ها به‌طور طبیعی فعالیت خود را ادامه دادند؛ درحالی‌که در برخی از کشور‌ها وضعیت این‌چنین نبود. همچنین مراقبت‌های بهداشتی تا حد امکان صورت گرفت و بیماران چندانی با کمبود مراقبت مواجه نشدند. فقط در روز‌های نخست کمبود اقلام بهداشتی و مراقبتی وجود داشت که چالش‌های کوچکی در برخی از شهر‌ها ایجاد کرد؛ اما اگر بخواهیم به نتایج بحران بپردازیم باید گفت که می‌توان آن را در چند حوزه مورد بررسی قرار داد.
مورد نخست مربوط به مسائل اقتصادی و مهم‌ترین آن‌ها است. در چند سال اخیر بیشتر نارضایتی‌های اجتماعی حول محور مسائل معیشتی و اقتصادی بوده است و این نگرانی وجود دارد که بحران کرونا تأثیر مستقیمی بر تولید و وضعیت معیشتی جامعه گذاشته باشد. این مسئله بیشتر در مشاغلی مشاهده می‌شود که ارتباط مستقیمی با مسئله کرونا دارند و منجر به تعطیلی یا نیمه تعطیلی آن‌ها شده است. باید یادآور شد که میزان صادرات نفت ایران کاهش یافته و دولت با کسری بودجه مواجه است. همچنان که گفته شد احتمال نارضایتی اجتماعی بیشتر مربوط به طبقات پایین جامعه و حاشیه‌نشین‌ها است و تشدید مسائل معیشتی ممکن است بار اضافه به آن‌ها تحمیل و زمینه شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی را فراهم کند؛ اما نمی‌توان بحران کرونا را به‌خودی‌خود متغیر اصلی این مسئله دانست، بلکه می‌تواند به‌عنوان متغیر تشدیدکننده عمل کند.
آقامحمدی: در چند سال اخیر بیشتر نارضایتی‌های اجتماعی حول محور مسائل معیشتی و اقتصادی بوده است و این نگرانی وجود دارد که بحران کرونا تأثیر مستقیمی بر تولید و وضعیت معیشتی جامعه گذاشته باشد.

گفتنی است دولت برای کاهش آثار اقتصادی کرونا بر تولید و معیشت مردم اقداماتی را انجام داده است و برنامه‌هایی مانند حمایت از بنگاه‌های اقتصادی یا پرداخت بسته‌های حمایتی به سرپرستان خانوار‌ها هم دارد؛ اما به دلیل اینکه آمار جامعی در این موارد وجود ندارد، ممکن است این سیاست‌ها دقیق عمل نکنند و لازم است یک‌بار برای همیشه طرح جامعی برای رسیدن به اطلاعات و آمار مشاغل و سرپرستان خانوار و ... انجام شود تا در مواقع ضرورت بتوان بر مبنای آن عمل کرد؛ بنابراین بحران کرونا به‌خودی‌خود به اعتراضات اجتماعی منجر نمی‌شود؛ ولی آثار و نتایج آن ممکن است بار اضافه به جامعه تحمیل کند و برای پیشگیری از این مسئله لازم است آثار و نتایج آن به‌ویژه در بخش معیشتی مدیریت شود. جلوگیری از افزایش آمار بیکاری، حمایت از مشاغل فصلی، مدیریت توزیع کالا‌های اساسی و کنترل قیمت‌های آن‌ها و مدیریت و هدایت نقدینگی شناور مواردی است که باید به آن‌ها توجه گردد. اگرچه در کوتاه‌مدت سیاست‌های حمایتی مثل کمک‌های معیشتی می‌تواند به کاهش مشکلات منجر شود، اما در بلندمدت لازم است که سیاست‌های رونق تولید و افزایش صادرات غیرنفتی به‌ویژه حوزه پترو- پالایشی و معادن مورد توجه قرار گیرد.


آیا آرایش گفتمان‌ها و جریان‌های سیاسی در ایران پساکرونا دستخوش تغییر خواهد شد؟ آن تغییرات کدام است؟


آقامحمدی: آثار بحران کرونا جریان‌های سیاسی را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ اما در مورد اینکه به تولید گفتمان جدید منجر شود یا خیر، تردید‌هایی وجود دارد. همچنان که برخی از نظریه‌پردازان معتقدند، این بحران موجب تقویت دولت‌های رفاه در جهان خواهد شد؛ در ایران نیز ممکن است موجب تقویت جریان‌های سیاسی معیشت‌محور و دولت‌های حمایتگرا شود. انتخابات اسفند به دلیل برگزار شدن در بستر مسائل اقتصادی و معیشتی به تقویت اقتصادخوان‌ها و عمرانی‌ها و معیشت محور‌ها در مجلس منجر شد و به همین دلیل بحران کرونا موجب تقویت بیشتر این جریان‌ها در مناسبات سیاسی موجود می‌شود.
این بحران، در عرصه سیاست خارجی ممکن است موجب تقویت ناسیونالیسم و جریان‌هایی شود که دیپلماسی دولت فعلی را نقد می‌کنند؛ زیرا به باور آن‌ها دیپلماسی دوران کرونا چندان موفق عمل نکرد و نتوانست در راستای مدیدیت بحران کرونا کمک کند. با روی کار آمدن مجلس جدید گرایش به سمت سیاست‌های اقتصادی معیشت‌محور برای حمایت افکار عمومی افزایش می‌یابد و از سوی دیگر سیاست‌های عمرانی تقویت می‌شود و مدیریت نتایج بحران کرونا مورد هدف قرا می‌گیرد. همچنین به‌صورت بلندمدت ممکن است گروه اقتصادی مجلس جدید، برای تقویت اقتصاد ملی، سیاست‌های توسعه پترو- پالایشی را در دستور کار قرار دهند. البته اتخاذ چنین سیاست‌هایی بدون چالش با دولت نخواهد بود.
آقامحمدی:بحران کرونا در ایران نیز ممکن است موجب تقویت جریان‌های سیاسی معیشت‌محور و دولت‌های حمایتگرا شود.

در این میان چگونگی مدیریت کرونا در نزد افکار عمومی نیز مورد توجه است؛ زیرا در نهایت مردم هستند که ارزیابی نهایی را انجام می‌دهند. در مدیریت بحران، گروه‌ها و اقشار مختلفی از کادر پزشکی و نیرو‌های نظامی تا نیرو‌های مردمی و داوطلب دخیل بوده‌اند که قضاوت در مورد حضور و شیوه عملکرد این نیرو‌ها ممکن است موجب تقویت برخی و تضعیف عده‌ای دیگر شود. چگونگی مدیریت بحران کرونا یکی از مسائل کلیدی خواهد بود و احتمالاً جریان‌های سیاسی مختلف در انتخابات ریاست جمهوری آینده، له یا علیه یکدیگر استفاده خواهند کرد. به نظر می‌رسد فرایند کلی به سمت تقویت جریان‌های سیاسی اقتصادمحور معیشت‌گرا و مردم‌گرا در حرکت است؛ اما میزان توفیق کوتاه‌مدت این جریان‌ها در پاسخ‌گویی به بخشی از مطالبات مردمی می‌تواند تداوم حرکت بلندمدت آن‌ها را در سپهر سیاست ایران تعیین کند.
ارسال نظرات
پربازدید ها