بازیگران درگیر و چشم انداز آینده لیبی قرارگرفتن رژیم صهیونیستی در حیطه عملیاتی سنتکام؛ زمینه‌ها و پیامد‌ها علنی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشور‌های حاشیه خلیج فارس و موازنه تهدید علیه ایران مصر، امارات، اردن، عربستان و انتخابات فلسطین جبهه پولیساریو و منازعه الجزایر و مراکش خوش‌بینی به آمریکا، سبب ناکامی برجام بود داعش با حمایت‌های آمریکا و عربستان شکل گرفت موشکباران عین الاسد زیرسوال بردن قدرت آمریکا بود قطر و بحرین؛ در مسیر جنگ قطر در تلاش برای تبدیل شدن به قطب دیپلماسی منطقه خط لوله آسیا- اروپا؛ اتصال ژئواستراتژیک خلیج فارس به حوزه مدیترانه مشخصات پروژه آمریکایی _ صهیونیستی ایران اگزیت در گفتگو با احمد زارعان بحران جانشینی در عربستان/ تبار شناسی خاندان آل سعود و عبدالعزیز جنگ سرد دیجیتال (نسل پنجم ارتباطات 5G) آمریکا و چین در خلیج فارس عوامل تاثیرگذار بر عادی سازی و نتایج و پیامدهای آن بر سودان منازعه مصر، سودان و اتیوپی در موضوع سد النهضه بن سلمان و شکست در سیاست‌های منطقه‌ای/ روزشمار پایان محاصره قطر زمینه‌ها و عوامل اعتراضات عراق و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران قطر و عادی‌سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی شناخت جامع قومیت‌های لیبی و قذافی در شمال آفریقا
کد خبر:۱۲۵۹
۰۱ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۱:۴۶
آثار و تبعات دیپلماسی انرژی اخیر مانند پیامد‌های چندسطحی عادی¬سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی، چندمنظوره خواهد بود.
اعلام عادی‌سازی روابط امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی در بحبوحه طرح معامله قرن دولت ترامپ (۱۳ آگوست ۲۰۲۰)، معادلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه غرب آسیا را دستخوش دگرگونی کرده است. در حوزه اقتصادی، احیای خط لوله «ایلات- اشکلون» یکی از محور‌های اصلی گسترش تعاملات تجاری، ترانزیتی و لجستیک دو طرف به‌شمار می‌آید. گزارش حاضر به بررسی ابعاد و زوایای مختلف این مگاپروژه و آثار و تبعات آن بر امنیت انرژی جهانی و بازیگران متأثر از این تحول می‌پردازد.   

 

خط لولة آسیا- اروپا



1.خط لوله اروپا- آسیا

خط لوله «اروپا- آسیا» [۱]نام جدید خط لوله ۱۵۸ مایلی ایلات- اشکلون [۲]است که در دهه ۱۹۶۰ به‌عنوان بخشی از همکاری‌های مخفیانه محمدرضا پهلوی با رژیم صهیونیستی ساخته شد. هدف اصلی این پروژه، جلوگیری از تکرار بحران ۱۹۵۶ کانال سوئز بود و در چشم‌انداز راهبردی، جریان صدور نفت به اروپا و تجارت دریای مدیترانه با دریای سرخ، خلیج‌فارس، اقیانوس هند و شرق آسیا را تضمین می‌کرد. از این‌رو، خط لوله مزبور جایگزین ارزانی برای محموله‌های نفتی عبوری از کانال سوئز فراهم نمود. شرکت صهیونیستی خط لوله اروپا- آسیا معروف به «ایپک» [۳]، خط لوله مذکور را اداره می‌کند. ظرفیت خط لوله، ۱.۲ میلیون بشکه در روز است و بیش از ۲۳ میلیون بشکه توان ذخیره‌سازی دارد (۸.۸ میلیون بشکه در ایلات و ۱۴.۵ میلیون بشکه در اشکلون).
 
 

2.توافق رژیم صهیونیستی و امارات


امضای قرارداد مد رد توسط کنسرسیوم هولدینگ ملی ابوظبی، لوبر لاین و‌ای اف انترپرنرشیپ

شرکت ایپک در اکتبر ۲۰۲۰ اعلام کرد قرارداد مربوط به انتقال نفت امارات به اروپا از طریق خط لوله‌ای که شهر ایلات در دریای سرخ را به بندر اشکلون در دریای مدیترانه متصل می‌کند، را با کنسرسیوم اماراتی- صهیونیستی «مد رد» [۵](تحت سرمایه‌گذاری مشترک سه شرکت پترومال، بازوی نفت و گاز هولدینگ ملی ابوظبی، لوبر لاین [۶]و شرکت صهیونیستی ای‌اف انترپرنرشیپ) [۷]منعقد نموده است.


3.خط لوله اروپا- آسیا و معادلات جهانی انرژی

 
در حال حاضر، بخش اعظمی از نفت و ال‌ان‌جی صادراتی خلیج‌فارس به اروپا و آمریکای شمالی از طریق کانال سوئز یا خط لوله «سومد» [۸]مصر (با ظرفیت پمپاژ روزانه ۲.۵ میلیون بشکه) می‌گذرد. [۹]بنابر دلایلی ترافیک ترانزیتی این مسیر می‌تواند به خط لوله اروپا- آسیا منتقل شود. مزیت نخست خط لوله ایپک این است که دسترسی سریع‌تر و ارزان‌تر مصرف‌کنندگان آسیا به نفت تولیدی مدیترانه، دریای سیاه و خلیج‌فارس را فراهم می‌کند. [۱۰]در واقع، این خط لوله دالانی زمینی برای انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی از امارات و سایر بازار‌های شرقی به‌سمت بازار‌های غربی و از شرق دور به دریای مدیترانه به‌وجود می‌آورد. [۱۱]به‌علاوه خط لوله مزبور با پالایشگاه‌های رژیم صهیونیستی در حیفا و اشدود ارتباط دارد که تل‌آویو را به یکی از اصلی‌ترین خریداران نفت ابوظبی تبدیل می‌کند.
4.تحلیل راهبردی
آثار و تبعات دیپلماسی انرژی اخیر مانند پیامد‌های چندسطحی عادی‌سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی، چندمنظوره خواهد بود. در قالب بررسی ملاحظات ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بازیگران تأثیرگذار و متأثر از این روند می‌توان چشم‌انداز مناسبی از روند‌های پیش‌رو ارائه کرد.

 

عادی سازی روابط و انرژی



۴-۱. امارات متحده عربی:


صادرات نفت خام تنها ۲۴ درصد تجارت خارجی امارات را تشکیل می‌دهد. در این میان، ابوظبی بخش قابل توجهی از نفت خود را به شرق آسیا (چین، ژاپن، کرهجنوبی، سنگاپور و تایلند) صادر می‌کند. [۱۳]بنابراین، امارات از طریق این توافق اهداف کلان‌تری را دنبال می‌کند. هدف راهبردی ابوظبی، کنترل شبکه لجستیکی و ترانزیت شرق به غرب و بالعکس است.

در همین ارتباط، امارات از طریق احداث خط لوله نفت ابوظبی (یا خط لوله حبشان- فجیره که توان پمپاژ روزانه ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه را داراست)، راهبرد دور زدن تنگه هرمز را در راستای کاهش اهمیت این اهرم راهبردی، اجرایی کرد. در حال حاضر نیز ابوظبی چنین راهبردی را در رابطه با مصر و کانال سوئز در دستورکار دارد. از این طریق، محمد بن‌زاید اهرم فشار مناسبی برای تأثیرگذاری بر حکام مصر در اختیار خواهد داشت. به‌علاوه، ابوظبی از این رهگذر موازنه‌گری در برابر ترکیه را به حوزه مدیترانه شرقی گسترش می‌دهد.
 
 
تامین انرژی رژیم صهیونیستی از طریق عادی سازی روابط با کشورهای عربی


۴-۲. رژیم صهیونیستی:

استقرار این خط لوله و دالان زمینی متصل به‌آن می‌تواند به‌واسطه ارتباط مستقیم خطوط لوله نفتی با معادلات امنیت انرژی جهانی، واجد نوعی مزیت راهبردی برای رژیم صهیونیستی باشد (راهبرد ادغام منطقه‌ای از طریق خطوط لوله). در چنین شرایطی، گسترش دیپلماسی انرژی تل‌آویو و انعقاد قرارداد‌های متعدد با شرکت‌های اروپایی، آسیایی و آمریکایی دور از انتظار نخواهد بود. شرکت مالی توسعه بین‌المللی آمریکا [۱۴]قرار است در این پروژه، سه میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند. [۱۵]به‌علاوه، نتانیاهو از طریق این پروژه و اعطای برخی مشوق‌های اقتصادی دیگر می‌تواند الحاق محمد بن‌سلمان به روند عادی‌سازی (پیشبرد روند سازش بدون اعطای امتیاز) را تسریع نماید.

۴-۳. عربستان:

موقعیت استراتژیک جزایر صنافیر و تیران در ورودی خلیج عقبه و در مجاورت پروژه نئوم محمد بن‌سلمان

مگاپروژه جدید امارات و رژیم صهیونیستی در مسیر مگاپروژه نئوم محمد بن‌سلمان قرار دارد. از این‌رو، تحول یادشده بستر مناسبی را برای تحقق هدف کلیدی چشم‌انداز ۲۰۳۰ یعنی متنوع‌سازی اقتصاد عربستان سعودی و پیشبرد روند عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی به‌وجود می‌آورد. دیدار ۲۲ نوامبر محمد بن‌سلمان با نتانیاهو و پمپئو در شهر نئوم از برنامه بلندمدت ریاض برای الحاق به روند عادی‌سازی پرده برداشت. در چنین شرایطی، به‌موازات تجاری سازی خلیج عقبه و تحقق اهداف اقتصادی پروژه محمد بن‌سلمان، همکاری‌های مخفیانه عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی در جزایر صنافیر و تیران (ورودی و خروجی خلیج عقبه) نیز افزایش پیدا می‌کند.


۴-۴. مصر:

مصر، اصلی‌ترین بازنده بازی جدید ابوظبی و تل‌آویو است. تنها در یک مورد، عبدالفتاح السیسی هشت میلیارد دلار صرف تعریض کانال سوئز کرد. [۱۶]به‌علاوه این خط لوله تهدیدی جدی برای درآمد ۵.۸ میلیارد دلاری قاهره از محل عوارض ترانزیت کشتی در کانال سوئز به‌شمار می‌آید. در سطح منطقه‌ای نیز چنین طرحی روند گذار از قدرت‌های سنتی جهان عرب (از جمله مصر، لیبی و عراق) به قدرت‌های نوظهور از جمله امارات را سرعت می‌بخشد؛ در حالی‌که ملی‌گرایی عربی عبدالناصر در بحبوحه جنگ اعراب- رژیم صهیونیستی منجر به استفاده از مزیت تنگه‌ها و کانال‌های استراتژیک شد، در حال حاضر حکام مرتجع عرب در ادامه رهیافت سازشی انور سادات، در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی گوی سبقت را از یکدیگر ربوده‌اند. در واقع، قاهره چوب روند سازشکارانه‌ای را می‌خورد که زمانی خود آن را آغاز کرد. با این حال، السیسی انگشت اتهام را به‌سوی محمد بن‌زاید نشانه رفته است.


۴-۵. جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت:

تل‌آویو به‌رغم محکومیت، با استناد به قانون تجارت با دشمن از پرداخت غرامت این پرونده به ایران خودداری کرده است. رژیم صهیونیستی در کنار امارات بر آن است تا از طریق احیای این خط لوله روند ادغام خود در حوزه خلیج‌فارس و دریای سرخ را تسریع نماید. ورود رسمی و عملی رژیم صهیونیستی به معادلات امنیت انرژی غرب آسیا که اخیراً در پرونده‌های مدیترانه شرقی و مذاکرات با لبنان در خصوص ترسیم مرز‌های آبی نیز برجسته شد، دربردارنده آثار و تبعات تهدیدآمیزی برای محور مقاومت است.

تغییر مسیر جهانی نفت و انتقال احتمالی آن به سرزمین‌های اشغالی که گسترش تجارت تل‌آویو با هند، چین و ژاپن و کره‌جنوبی مقوم آن است، نقش مهمی در تغییر قواعد بازی و ایجاد معادلات جدید در حوزه انرژی خواهد داشت. اتصال ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خلیج‌فارس به دریای مدیترانه که اخیراً در قالب کلان‌پروژه اخیر ابوظبی و تل‌آویو اجرایی شده و در گام بعدی به حوزه‌های حساس امنیتی و اطلاعاتی قابل تسری است، ایجاد نوعی تنگنای راهبردی برای محور مقاومت را دنبال می‌کند. به‌علاوه، ورود رسمی رژیم صهیونیستی به حوزه لجستیک و ترانزیت دریای سرخ و خلیج‌فارس، روند امنیتی‌شدن و نظامی‌سازی این مناطق را سرعت می‌بخشد.

 

[1] the Europe-Asia Pipeline

[2] the Eilat-Ashkelon pipeline

[3] the Israeli Europe Asia Pipeline Company (EAPC)

[4] https://www.amec.org.za/israel/item/1702-uae-israel-cooperation-in-the-oil-market-more-political-than-economic.html

[5] MED-RED Land Bridge

[6] Lubber Line

[7] AF Entrepreneurship

[8] Sumed pipeline

[9] https://www.worldoil.com/news/2020/10/21/uae-and-israel-open-talks-on-once-secret-crude-oil-pipeline

[10] https://www.reuters.com/article/us-emirates-israel-pipeline/israeli-pipeline-company-signs-deal-to-bring-uae-oil-to-europe-idINKBN275155

[11]

[12] https://www.amec.org.za/israel/item/1702-uae-israel-cooperation-in-the-oil-market-more-political-than-economic.html

[13] https://oec.world/en/profile/country/are

[14] The United States International Development Finance Corporation (DFC)

[15] https://www.business-standard.com/article/international/israel-and-uae-open-talks-over-top-secret-oil-pipeline-says-report-120102200082_1.html

[16] https://www.middleeasteye.net/news/israeli-pipeline-company-signs-deal-bring-uae-oil-europe

سعید پیرمحمدی
ارسال نظرات
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها