کد خبر:۹۳۸
۱۰ آبان ۱۳۹۹ | ۱۳:۴۸
ولایت فقیه به عنوان مهم‌ترین تأسیس حقوقی در نظام جمهوری اسلامی ایران در اعمال مستقیم و غیرمستقیم قدرت سیاسی نقش بسیار مهمی دارد. اصلی‌ترین کارویژه آن، نظارت عالی بر کلیه ارکان نظام و از جمله قوای سه‌گانه و هماهنگ‌کننده و تنظیم‌کننده روابط و حل اختلاف  میان آن‌ها است که به روش‌های مختلف انجام می‌شود. در عین حال، با توجه به آن‌چه که در اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی در خصوص استقلال قوای سه‌گانه مطرح شده است، سؤال این است که نقش و جایگاه استقلالی قوه مقننه و ارتباط آن با ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران چگونه است و مناسبات میان آن‌ها در کنار دیگر قوا و نهادهای حکومتی به چه شکلی تعریف می‌شود؟ به نظر می‌رسد استقلال قوه مقننه در جمهوری اسلامی ایران، تکنیکی است که از جهت قانونی پذیرفته شده و قوای سه‌گانه و دیگر نهادها باید در چارچوب آن و با ویژگی‌های خاص خود عمل نمایند لیکن ولایت فقیه یک تکنیک نیست، بلکه تنها شیوه مشروع حکومت از نظر شیعه در عصر غیبت است. پس از نظر جایگاه، اصل ولایت فقیه بر اصل استقلال قوا تقدم دارد. از این جهت، قدرت و قلمرو اقتدار ولی فقیه بسیار گسترده بوده و استقلال قوه مقننه نیز تنها ابزاری در خدمت او برای اداره بهتر حکومت است. این پژوهش در تحقیقی توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای در پی پاسخگویی به پرسش مطرح شده فوق است.

برای مطالعه و دریافت اصل مقاله، به تارنمای فصلنامه راهبرد حقوقی به نشانی زیر مراجعه فرمایید:

ارسال نظرات
پربازدید ها