کد خبر:۲۸۱
۰۷ شهريور ۱۳۹۵ | ۱۳:۵۳
تاریخ : ٥ مرداد ١٣٩٣ موضوع : استراتژیک برگزارکننده : معاونت پژوهشهای روابط بین‌الملل
خلاصه

بهینه سازی تصمیم ها در نظام مدیریتی هر کشوری نیازمند به ایفای نقش موثر بسیاری از شخصیتها و نهادها است. یکی از این حلقه های مدیریتی مهم در هر کشوری سیاستگذاران هستند که نقش آنها در چرخه مدیریتی هر کشوری مهم و اثرگذار تلقی می شود. سیاستگذاران برای اتخاذ تصمیمات مناسب به مجموعه ای از مهارتهای سیاسی و فردی نیاز دارند تا با در نظر گرفتن مصالح ملی و اخلاقی، بهترین راه حل ها را تجویز نمایند. در همین راستا شناخت مساله، بررسی جوانب متعدد و نگرش واقع نگر به محیط اجتماعی و حرفه ای، به ما در شناسایی نقاط قوت و ضعف و تشخیص صحیح وقایع روزمره کمک می کند.
معاونت پژوهشهای روابط یبن الملل مرکز تحقیقات استراتژیک در جهت ارتقای دانش و مهارتهای تفکر تحلیلی، تمرین نگاه انتقادی به اتفاقات روزمره و در نهایت آماده سازی برای استفاده از این مهارتها در اتخاذ تصمیمات جلسه نیم روزه "مهارتهای سیاستگذاری" را از ساعت ١٠ تا ١٢ مورخ یک شنبه ٥/٥/١٣٩٣ برگزار نمود.
سخنرانان این جلسه سه نفر از کارشناسان ارشد حوزه سیاستگذاری عمومی بودند. اولین سخنران این جلسه آقای نیما شمساپور بودند که ارائه "مقاله آموزش سیاستگذاران برای تصمیم گیری در مسائل اساسی " را به عهده داشتند. دکتر کیومرث اشتریان استاد دانشگاه تهران "نقد و بررسی مقاله آموزش سیاستگذاران برای تصمیم گیری در مسائل اساسی" را ارائه نمودند. آقای محمد جواد رستمی هم موضوعی تحت عنوان "نگاهی به تفکر انتقادی عملگرا برای سیاستگذاری" را مطرح نمودند.
اولین سخنران این نشست آقای نیما شمساپور بود. ایشان در ابتدا ضمن تاکید بر با اهمیت بودن تصمیمات سیاستگذاران همیشه در طول تاریخ غفلت از آموزش سیاستگذاران را یکی از مشکلات این حوزه دانستند و به این نکته اشاره داشتند که تاکنون به این موضوع به عنوان ”تابو" نگریسته شده است. بنابراین با توجه به این که عملکرد سیاستگذاران وابسته به طیفی از متغیرهای درونی و بیرونی است، نیازهای سیاستگذار طیفی از ویژگیهای اخلاقی تا مهارتهای سیاسی میباشد. در ادامه ایشان موضوع سیاستگذاری را یکی از موضوعات حکومتی معرفی نمودند و آن را مقوله ای مربوط به تصمیمات اساسی همانند اصلاح ساختار اقتصادی، انجام پروژه های زیربنایی و یا عضویت در برخی از نهادهای بین المللی قلمداد نمودند. در ادامه ایشان به بررسی و تحیلیل مقاله ای از آقای Yehezkel Dror در ارتباط با سیاستگذاری عمومی (Public Policy Making) و آموزش سیاستگذاران پرداختند. عمده ترین موضوعات که ایشان از قول آقای درور در زمینه آموزش سیاستگذاران مطرح ساختند به شرح ذیل است:
١. برنامه آموزشی برای کمک به سیاستگذاران برای اخذ تصمیمات اساسی است. باید ارتباط بین مفهوم سیاست و سیاستگذاری را مورد توجه قرار دهیم و ضمن شفاف شدن ارزشها به تفکر در فرآیندهای تاریخی بپردازیم و با کمک به افراد برای درک واقعیات در یان زمینه به تخمین آینده بپردازیم.
٢. تفکر در مورد آینده های محتمل و محرکهای اساسی آینده، ایجاد ارتباط بین فرآیندهای تاریخی و آینده
٣. ذات قمارگونه تصمیمات، مدیریت بحران، ترکیب کردن و بکارگیری مهارتها در زمینه آموزش سیاسگذاران مقوله ای مهم است. بینpolicy و politics تفاوت وجود دارد. سیاستگذاری در دولتهای دموکراتیک تابع politics و ”دمیدن به حبابهای موجود" است تا ساختن ”آینده".
٤. کیفیت ”سیاستگذاری اساسی" وابسته به توانایی افراد برای درک تفاوت سیاستگذاری و سیاست، و دادن اهمیت به نیازهای سیاستگذاری است. در حوزه سیاستگذاری امکان سنجی سیاسی نباید فراموش شود؛ منابع سیاسی کافی برای اجرا باید در این زمینه مورد ملاحظه قرار گیرد. وجود اساتیدی که سیاست بدانند و اطلاعات خود را به روز کنند برای برنامه آموزشی ضروری است.
٥. در سیاستگذاری باید به مقوله "شفاف شدن ارزشها" توجه داشت. یک ”سیاستگذار کلان" باید با فرایندهای تاریخی آشنا باشد و با تفکر عمیق در تاریخ ”کلان" به ارزیابی گذشته برای تخمین روند آینده، شناسایی تاثیرگذاران اصلی آینده و تاثیر بر ”تاثیرگذاران" با استفاده از ابزار در دسترس برای شکل دادن به آینده همت گمارد.
٦. ایجاد ”توانایی مطالعه و تفکر کاربردی در تاریخ" برای سیاستگذاران موضوعی مهم است. درک واقعیات برای سیاستگذاران موضوعی مهم است. کوریهای ”فرهنگی" و”شخصی" و تاثیر منفی ”چارچوب بندی" هم ممکن است درک افراد را از واقعیت خدشه دار کند. بنابراین نقش مهم آموزش برای درک درست جهان پیرامون موضوعی مهم و اساسی است.
٧. سیاستگذاران باید آموزش داده شوند تا از تمام امکانات ذهنی برای تفکر ذهنی در مورد ”آینده های محتمل" بهره برند. باید سیاستگذار آموزش داده شود تا علاوه بر تفکر سنجیده در مورد آینده های محتمل، از ”چارچوبهای" گوناگون به مساله بنگرد. مفهوم ”if-then"باید برای باز کردن ذهن سیاستگذار برای تفکر در مورد آینده گسترش یابد. مفهوم ”if-then" در فرآیندهای تاریخی استفاده میشود و مفهومی به نام "virtual history” ایجاد میکند.
٨. باید ضمن ایجاد ارتباط بین فرآیندهای تاریخی و آینده، اراده را برای شکل دادن به آینده با داشتن درک صحیح از فرآیندهای تاریخی برای تاثیرگذاری بیشتر در آینده، داشتن منابع سیاسی، اقتصادی و انسانی کافی برای شکل دادن به آینده و توانایی اجرایی کافی برای به کار بستن منابع به صورت کلان برنامه داشت و عمل نمود.
٩. ارزیابی عمومی از تصمیمات با توجه به ”نتایج " صورت میگیرد و نه بر اساس منطقی بودن تصمیمات. ارزیابی عمومی و تصمیمی که مردم با توجه به این ارزیابی میگیرند باید به سیاست گذاران آموزش داده شود و نتایج عملی حاصل از آن بیان شود.
١٠. در صورت عدم امادگی برای بحران ها، راه نهایی مقابله با بحران (در صورت عدم پیش بینی) است. بحرانها شامل حملات تروریستی، بحرانهای طبیعی، بحران اقتصادی و نا آرامیهای اجتماعی میتواند باشد. یک دلیل عمده برای عدم آمادگی هنگام بروز بحران نداشتن تمرین کافی است. عده ای اعتقاد دارند نمیخواهند با تمرین قبل از وقوع بحران دستشان رو شود، در حالی که واقعیت این است که نمیخواهند مورد امتحان قرار گیرند.
١١. برای آموزش سیاستگذاران ضمن ترکیب مهارتها باید تاکید بر بالا بردن مهارتهای رفتاری افراد باشد. فلسفه و علوم شناختی میتوانند پایه آموزش سیاستگذاری کلان باشند. شرکت کنندگان باید آموزشها را با مهارتهای شناختی خود ترکیب کنند. در برنامه های آموزشی سیاستگذاران، باید ذهن شرکت کنندگان باز شود و برای رشد خلاقیت آنها تلاش شود. استفاده از برنامه های کامپیوتری، بحث تعاملی، مطالعه موردی و تمرینات و پروژه ها میتواند مد نظر باشد. یاد دادن ”چگونه فکر کردن" نیازمند اساتیدی است که تئوری را با دانش کاربردی ترکیب کنند و تجربه سیاستگذاری بالا داشته باشند. پیدا کردن چنین مربیانی و قانع کردن آنها برای اختصاص وقت به آموزش مشکل اساسی برنامه های آموزشی سیاستگذاران است.

دکتر کیومرث اشتریان استاد سیاستگذاری دانشگاه تهران دومین سخنران این نشست بودند. ایشان در ابتدا به سنخ شناسی سیاستگذاری از سه سطح تحلیل کلان، میانی و خرد اشاره داشتند و اهمیت هرکدام از آنها را به متغیرهای دیگری همانند نوع رژیم سیاسی، سیستم حکومتی و متغیرهای دیگری مرتبط دانستند. سیاستگذاری از منظر ایشان حوزه نزاع قدرت و مدیریت قدرت است و واژه سیاستگذاری کلان یعنی جهت گیری ها و مدیرت کلان منابع جهت دستیابی به یک هدف است. در ارتباط با این که سیاستگذاری کلان چه چیزی نیست باید اشاره داشت که سیاستگذاری کلان آینده نگری نیست، بلکه گونه ای از حزم و احتیاط است. علاوه بر این سیاستگذاری کلان لزوما کلی و جریانی کلان از منابع نیست. یک اقدام کوچک هم می تواند سرنوشت ساز بوده و یک سیاستگذاری کلان باشد همانند اولتیماتومی که در بحران کوبا از طرف آمریکا به شوروی داده شد. اشتریان معتقد بود که یکی از اشکلاتی که مقاله اقای دکتر درور دارد فقدان رویکرد تکثرگرایانه در سیاستگذاری است. در حقیقت در جهت آموزش سیاستگذاران و سیاستگذاری باید نگاه کلان و تئوریک داشت. سیاستگذاری کلان بدون تئوری پردازی امکان ندارد. سیاستگذار کلان باید بتواند لحظه به لحظه و در هر موقعیتی تئوری پردازی کند و تجرید دائم داشته باشد. توان و مهارت قرار دادن یک موضوع خرد بر اساس یک تئوری موضوع مهمی است. سیاستگذار باید بداند ما با تئوری های متکثر مواجه هستیم. سیاستگذار کلان باید تئوری ها را بشناسد، سنخ شناسی از تئوری ها داشته باشد و خودش هم تئوری سازی کند. یک سیاستگذار کلان باید به روندهای متکثر تاریخی آشنا باشد. ما یک سنت واحد در تاریخ نداریم. درور در مورد تکثر تاریخی خیلی صحبت نکرده است. مثبت نگری و اعتماد به نفس به بیان فرهنگی و نقش اخلاق و ایمان به بیان مذهبی ما در ملاحظات تاریخی برای سیاستگذاران مهم است. دکتر اشتریان با اشاره به برخی از مباحث انسان شناسی، وجود معرفت شناسی را بر اساس زمینه های مختلفی همانند فلسفه و منطق لازم دانستند و این نکته را مورد تاکید قرار دادند که یک سیاستگذار کلان باید نگاه "وسیع و همه جانبه" داشته باشد. در نتیجه گیری هم ایشان ضرورتهای سه گانه یک سیاستگذار را دسترسی به منابع تجربه متدولوژیک به نظریه های کاربردی و مهارتها و اولویت بندی موضوعات معرفی نمودند.
سومین سخنران این نشست آقای محمد جواد رستمی دانش آموخته سیاستگذاری عمومی بود که موضوع "نگاهی به تفکر انتقادی عملگرا برای سیاستگذاری" را ارائه نمودند. این سخنران تفکر انتقادی را پروسه ذهنی جهت تحلیل و ارزیابی مسائل معرفی نمودند که نقش "عقل سلیم" بر مبنای روشهای علمی در موضوعات محسوس و نامحسوس در آن قابل ملاحظه است. در واقع تفکر انتقادی فرایند فعالانه و سیستماتیک ارتباطات، ارزیابی و تجزیه و تحلیل مسائل است که هدف همه این تلاشها در جهت درک و فهم بیشتر، حمایت از تصمیات و کنش های رهنمودی از سوی بازیگران است. ایشان به دلایل اهمیت تفکر انتقادی برای افراد و جوامع پرداختند و نقش تفکر انتقادی را در زمینه سیاستگذاری مخصوصا معطوف به طرح سوال و طرد "تک سوال" یا " تک جوابی" دانستند. ایشان از مهمترین ویژگی های تفکر انتقادی برای سیاستگذاران را طرح سوالات مهم، جدی و بیشتر در جهت هدایت روندها و تغییر برخی از شرایط قلمداد نمودند و در پایان نقش انتخاب راه حل های مختلف برای سیاستگذاران را در این شرایط با توجه به تفکر انتقادی عملگرا مهم قلمداد نمودند.
جلسه با طرح سوالات و نظرات شرکت کنندگان ادامه یافت. برخی از عمده ترین دیدگاه های مطرح شده از سوی شرکت کنندگان به شرح ذیل بود.
-در آموزش سیاسگذاران باید به مقوله تجربه سیاستگذاران و آموزش دهنگان توجه داشت و مقوله خلاقیت و ابتکار و طراحی سناریو را جدی تلقی نمود.
-یک سیاست گذار باید ذهن تئوریک داشته باشد ولی وارد جزئیات نشود. مثلا وزیر باید کارشناسان ارشد خود را به اسم بشناسد و بعد وارد کار عملیاتی و نظارتی شود. سیاستگذاری کلان ایران در مجمع تشخیص انجام می شود. سیاستگذاری میانی در مجلش شورای اسلامی و سیاستگذاری خرد در وزارتخانه ها. در واقع در سطح وزارتخانه ها قانون به پروژه تبدیل می شود. کشور ما فاقد سیاستگذاری خرد و سند سیاستی برنامه ریزی شده ریز در سطح وزارتخانه ها است و این یکی از نقاط ضعف کشور ما در مقایسه با برخی از کشورهای مطرح در این زمینه است.
- بر اساس برخی از مکانیسم ها و مدلها باید نقش متغیرهای اجتنابی، رفتاری و شناختی را در آموزش سیاستگذاران مورد ملاحظه قرار دهیم و بر اساس تئوری سیستمی کلان در این زمینه اقدام نماییم.
-در طول تاریخ از مهارتهای فردی به مهارتهای جمعی در زمینه سیاستگذاری و تصمیم گیری رسیده ایم. بیسمارک با مهارتهای شخصی توانست آلمان را متحد نماید ولی امروزه تصمیم گیری های مشارکتی و جمعی اهمیت زیادی در زمینه سیاستگذاری پیدا کرده است.
-علاوه بر توجه به جایگاه سیاستگذاری در حوزه مدیریت کلان باید روش های انتقال دانش و نقش محدودیتهای ساختاری و فردی در ایران در زمینه کمک به سیاستگذاران و مشاوره به آنها باید مورد توجه ویژه قرار داد.
جلسه فوق با جمع‌بندی صورت‌گرفته توسط جناب دکتر ملکی معاون محترم پژوهشهای روابط بین الملل مرکز تحقیقات استراتژیک پایان پذیرفت. ایشان با اشاره به نقش نقش (The Role of Role) در سیاستگذاری نقش تفکر انتقادی و فهم معانی و ادعاها در سیاستگذاری را یک مهارت پایه ای معرفی کرد که در زمینه آموزش و مشاوره به سیاستگذاران باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
پاورپوینت ارائه‌های این نشست به پیوست این گزارش است.

ارسال نظرات
نظرات بینندگان
Rochi
۲۰:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۵
Free knowledge like this doesn't just help, it promote deocmracy. Thank you.
پربازدید ها
آخرین مصاحبه ها