کودتا یا گوشمالی عبدالله دوم در اردن کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس و بحران سوریه بازیگران درگیر و چشم انداز آینده لیبی قرارگرفتن رژیم صهیونیستی در حیطه عملیاتی سنتکام؛ زمینه‌ها و پیامد‌ها علنی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشور‌های حاشیه خلیج فارس و موازنه تهدید علیه ایران مصر، امارات، اردن، عربستان و انتخابات فلسطین جبهه پولیساریو و منازعه الجزایر و مراکش خوش‌بینی به آمریکا، سبب ناکامی برجام بود داعش با حمایت‌های آمریکا و عربستان شکل گرفت موشکباران عین الاسد زیرسوال بردن قدرت آمریکا بود قطر و بحرین؛ در مسیر جنگ قطر در تلاش برای تبدیل شدن به قطب دیپلماسی منطقه خط لوله آسیا- اروپا؛ اتصال ژئواستراتژیک خلیج فارس به حوزه مدیترانه مشخصات پروژه آمریکایی _ صهیونیستی ایران اگزیت در گفتگو با احمد زارعان بحران جانشینی در عربستان/ تبار شناسی خاندان آل سعود و عبدالعزیز جنگ سرد دیجیتال (نسل پنجم ارتباطات 5G) آمریکا و چین در خلیج فارس عوامل تاثیرگذار بر عادی سازی و نتایج و پیامدهای آن بر سودان منازعه مصر، سودان و اتیوپی در موضوع سد النهضه بن سلمان و شکست در سیاست‌های منطقه‌ای/ روزشمار پایان محاصره قطر زمینه‌ها و عوامل اعتراضات عراق و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران
کد خبر:۱۳۱۴
۳۰ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۱:۱۳

مقدمه

بحران جاری در منطقه صحرای غربی یکی از طولانی‌ترین درگیری‌های سیاسی و انسانی در جهان تلقی می‌شود این منطقه با ۵۶۷ هزار نفر جمعیت و ۲۶۶ هزار کیلومتر مساحت در ساحل شمال غربیِ قاره آفریقا قرار دارد. تاریخ اختلاف در این منطقه به ۱۹۷۵ باز می‌گردد؛ زمانی که اسپانیا قبل از خروج از آن، توافق‌نامه مادرید را با مراکش و موریتانی به امضاء رساند. بر اساس توافق یاد شده، دو کشور همسایه، صحرا را تقسیم کردند، اما صحراوی‌های مسلح با تاسیس جبهه پولیساریو در شهر تیندوف (واقع در الجزایر)، توافق‌نامه یاد شده را طرد و به تقاضای خود جهت جدایی ادامه دادند. در مقابل، مراکش و موریتانی در عین حال که به استفاده از ابزار‌های حقوقی مانند طرح دعوی در دیوان دادگستری بین المللی مبادرت ورزیدند، جبهه عملیات خود علیه پولیساریو را افزایش دادندکه نتیجه آن برپایی تظاهرات استقلال‌خواهانه از سوی صحراوی‌ها شد.
در اکتبر سال ۱۹۷۵، دادگاه بین المللی لاهه با صدور حکمی " حق مشروع ساکنان صحرای غربی برای اعلام خودمختاری در این منطقه را به رسمیت شناخت". لازم به ذکر است قبل از این که فرانسه و اسپانیا، صحرای غربی را بین خود تقسیم کنند، مراکش همواره ادعای حاکمیت بر صحرای غربی داشته و این منطقه را جزئی از قلمرو خود می‌دانست. بعد از مرگ محمد عبدالعزیز، رهبر جبهه پولیساریو در ۲۰۱۶، مقامات مراکشی نسبت به روی کار آمدن رهبری جدید این جبهه جهت تغییر وضعیت پرونده صحرای غربی امیدوار شدند، اما تاکنون نتیجه ملموسی به دست نیاورده‌اند.
موریتانی بعد از تحمل یک دوره شکست سنگین و خسارات فراوان از ادعا‌های خود نسبت به صحرای غربی دست کشید و سیاست بی طرفی را در پیش گرفت. تنش جدید در منطقه مرزی گوئرگورات قرار دارد؛ نقطه عبوری که توسط نیرو‌های سازمان ملل متحد کنترل می‌شود و بین صحرای غربی و موریتانی قرار دارد. جبهه پولیساریو برآنست گذرگاه مزبور (که جاده اصلی مراکش به آفریقای غربی محسوب می‌شود) غیرقانونی است و در مقابل، مراکش هم نیرو‌های خود را به منظور بازگشایی این مرز به منطقه اعزام کرده است. در این یادداشت تحلیلی به حوزه‌های اختلاف در صحرای غربی، قدرت‌های دخیل در آن و منافع هریک از آنان پرداخته می‌شود.
 
 
جبهه پولیساریو
 

الجزایر و جبهه پولیساریو در صحرای غربی

مساله صحراوی‌ها و صحرای غربی برای الجزایری‌ها به مثابه آخرین مستعمره آفریقا تلقی می‌گردد که باید از آن استعمار زدایی کرد. در این راستا، الجزیره در قالب رویکرد دیپلماتیک خود اتحادیه آفریقا را اقناع کرد تا مساله صحرای غربی را به رسمیت بشناسد؛ امری که منجر به خروج مراکش از این اتحادیه شد. علاوه بر بحث استعمارزدایی، این فرضیه که الجزایر با دستاویز قراردادن مساله صحرای غربی، در حقیقت به دنبال تسویه حساب‌های قدیمی با مراکش باشد نیز مطرح هست. در حال حاضر، بیش از ۱۰۰ هزار پناهنده صحراوی در اردوگاه‌های تیندوف، در الجزایر، به سر می‌برند. پناه داده به صحراوی‌ها و حمایت از آنان یکی از بستر‌های اختلاف میان الجزائر و مراکش و یکی از نقاط اختلاف جدی میان این دو محسوب می‌شود.
 
مراکش  و جبهه پولیساریو در صحرای غربی
در برابر الجزایر، دولت مراکش که ۸۰ درصد خاک صحرای غربی را در اختیار دارد برآنست منطقه مزبور جزئی جدایی‌ناپذیر از قلمرو و سرزمین مادری به شمار می‌رود. مقامات مراکش با به دست آوردن خودگردانی در این منطقه مخالفتی ندارند، به شرط آنکه تحت حاکمیت کشور باقی بماند. این سیاست در سخنرانی سالانه سعد الدین عثمانی، نخست وزیر مراکش در هفتاد و پنجمین نشست مجمع عمومی در سازمان ملل نیز تکرار شد که طی آن از «حاکمیت کامل کشور متبوع خود بر منطقه یاد شده در کنار حمایت از خودمختاری آن دفاع کرد». از نگاه پادشاهی مراکش، وجود یک کشور کوچک مستقل امنیت ملی آن را تهدید می‌کند.
رباط مطابق با توافق آتش بس ۱۹۹۱ نسبت به برگزاری رفراندوم از سوی جبهه پولیساریو جهت تعیین سرنوشت خود موافق است. براساس توافق بیان شده، که با وساطت سازمان ملل متحد میان طرفین منعقد شد، منطقه گوئرگورات یا الکرکرات (شریان حیات تجاری بین موریتانی و مراکش) به عنوان منطقه حائل شناخته شد و نیرو‌های حافظ صلحِ سازمان ملل به منظور جداسازیِ دو طرف در این منطقه مستقر شدند؛ بنابراین نسبت به موافقت مراکش با خودمختاری صحرای غربی مناقشه‌ای وجود ندارد؛ بلکه استقلال خواهی است که چالش عمده به شمار می‌رود.
 
 
منازعه الجزایر و مراکش
 

قدرت‌های فرامنطقه‌ای؛ ایالات متحده و فرانسه

تاریخ روابط قدرت‌های بزرگِ اروپایی در قرن نوزدهم میلادی آکنده از رقابت‌های گسترده آنان برای مستعمره سازی در اقصی نقاط جهان، به ویژه قاره آفریقا است. در کنار قدرت‌های منطقه‌ای که در مساله صحرای غربی دخیل هستند، قدرت‌های فرامنطقه‌ای نظیر آمریکا و فرانسه نیز به فراخور منافع خود هم با رباط و هم با الجزیره مذاکره و رایزنی می‌کنند. به عنوان نمونه، به دنبال بازگشت تنش در مرز گوئرگورات، همزمان با دیدار وزیر کشور فرانسه از الجزایر، لودریان، وزیرخارجه آن کشور نیز از مراکش بازدید کرد.
برخی کارشناسان عقیده دارند فرانسه مایل نیست سیاست استعمارزدایی به رهبری الجزایر پیش برود و این کشور به یک قدرت اقتصادی فعال در آفریقای شمال غربی تبدیل شود، به همین دلیل پاریس خدمات استراتژیک به مراکش ارئه می‌دهد. از جمله این خدمات می‌توان به کمک در مشارکت قوای نظامی مراکش در حملات ضد لیبی، یمن و عراق اشاره کرد. بعد از تصمیم مراکش جهت برقراری روابط دیپلماتیک رسمی با رژیم صهیونیستی، ایالات متحده حاکمیت این کشور بر صحرای غربی را به رسمیت شناخت؛ اگرچه دولت جو بایدن اعلام کرده در این سیاست تجدید نظر خواهد کرد. به نظر می‌رسد مساله صحرای غربی، دستاویزی برای کسب امتیاز از سوی پاریس و واشنگتن است که طی آن حضور صلح¬بانان سازمان ملل تابعی از خواست دو کشور یاد شده در مساله صحرای غربی است.
 

نتيجه گیری

 

صحرای غربی منطقه‌ای سرشار از فسفات و مناسب جهت ماهیگیری تجاری است. این امتیاز در کنار سایر منابع و موقعیت لجستیکی و مناسب آن، جاذبه بسیار خوبی برای قدرت‌های فرامنطقه‌ای فراهم کرده است. در همین راستا، در دسامبر ۲۰۱۶، دادگاه اروپا رای نهایی خود را مبنی بر آزاد سازی تجارت بین اتحادیه اروپا و مراکش صادر کرد و فرانسه با توجه به این رای و سوابق استعماری خود نقش و سهم بیش‌تری برای خود قائل است.
بر خلاف فرانسه، به نظر می‌رسد با روی کار آمدن جو بایدن به عنوان رئیس جمهور جدید ایالات متحده، موضع واشنگتن نسبت به بحران صحرای غربی تغییر کند این امر را می‌توان در مواضع لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا دریافت که اعلام کرد پرونده مساله صحرای غربی مورد بازنگری قرار خواهد گرفت. منظور او تجدید نظر در به رسمیت شناختن حاکمیت مراکش بر منطقه صحرای غربی از سوی واشنگتن است؛ اتفاقی که در دوره دولت ترامپ و طی برقراری روابط دیپلماتیک میان دو دولت مراکش و رژیم صهیونیستی به وقوع پیوست. مراکش تاکنون ۱۲ کنسولگری در منطقه صحرای غربی افتتاح کرده است این امر به منظور جلب نظر کشور‌ها دیگر از طریق دیپلماتیک بوده تا از این راه، سیطره و حاکمیت خود را تثبیت نماید.
در مقابل، از نگاه دولت الجزائر، چنانکه سفیان میمونی، سفیر این کشور در سازمان ملل بیان کرد؛ «نزاع صحرای غربی ذیل مساله استعمارزدایی ناقص قرار دارد که باید کامل شود». از دید دولتمردان الجزائر، چنانکه سازمان ملل متحد هم‌چون اتحادیه آفریقا اعلام کرد، تنها راه حل عادلانه و پایدار این منازعه آن است که به مردم صحراوی اجازه دهند آزادانه از حق تعیین سرنوشت خود مطابق با آیین نامه ۱۵۱۴ استفاده کنند. به طور کلی، منازعه صحرای غربی چندین بازیگر داخلی و خارجی دارد و تعارض میان منافع طرفین از مهم‌ترین دلایل طولانی شدن درگیری در این منطقه شده است. اختلاف بین الجزائر و مراکش در این منطقه ریشه در حوادث تاریخی و اختلافات قدیمی دارد که این امر باعث شده مساله صحرای غربی هم چنان لاینحل باقی بماند.
میثم غفاری نژاد
ارسال نظرات
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها