کد خبر:۱۰۸۶
۲۲ مهر ۱۳۹۹ | ۱۱:۵۴
مانع‌ تراشی پکن برای حاکمیتی نشدن روابط انرژیک دوجانبه
نویسنده این یادداشت معتقد است که در صورت توافق بلند مدتِ چین و ایران، دو کشور می ‌توانند از ظرفیت ‌های انرژیکی که احراز کرده ‌اند در راستای رفع خلاء های خود بهره‌ برداری کنند؛ بدین ترتیب که تهران می ‌تواند از منابع مالی شرکت‌ های چینی برای تکمیل پروژه ‌های نیمه‌ تمام خود استفاده کند و در نقطۀ مقابل، پکن نیز می ‌تواند امنیت انرژی خود را تأمین و تضمین نماید.
جایگاه انرژی در چارچوب برنامۀ همکاری جامع 25 سالۀ ایران و چین
 
 
مقدمه
ایران و چین طی سالیان اخیر بنا به برخی ملاحظات راهبردی و محذورات بین ‌المللی، کوشیده ‌اند تا همکاری‌ های پیدا و پنهانی را در روابط فی ‌مابین به منصۀ ظهور برسانند. در همین رابطه یکی از مباحث مهمی که از رهگذر آن مقامات ایرانی و چینی کوشیده ‌اند تا منافع ملی و سیاست‌ های اِعلانی و اِعلامی خود را ردگیری نمایند برنامۀ همکاری¬ های جامع 25 ساله به صورت عام و  مقولۀ انرژی و مباحث مرتبط با آن به صورت خاص می ‌باشد. متعاقب کوشش‌ های دوجانبه، در ژانویه 2016/بهمن 1394، رئیس جمهور «شی جین پینگ» یک‌ سال پس از آنکه ایران برنامۀ جامع اقدام مشترکِ موسوم به «برجام» را با ایالات ‌متحده و دیگر قدرت ‌های جهانی منعقد کرد، از تهران دیدار نمود. همزمان با سفر آقای «شی» به تهران، چنین اظهار شد که فصل جدیدی از روابط دوجانبه در قالب برنامۀ جامع مشارکت راهبردیِ به منصۀ ظهور رسیده است که هدفش توسعۀ روابط تجاری پکن و تهران به ارزش 600 میلیارد دلار می‌ باشد. فارغ از گمانه‌ زنی ‌های موجود در باب اعداد، ارقام و مفاد سندِ برنامۀ همکاری ¬های جامع 25 ساله، باید اذعان داشت که این برنامه از آن جهت که می‌ تواند عاملی مُقوِم و مؤثر در پیشبرد راهبرد گرایش به شرق ایران به جهت کم اثر کردن فشار تحریم‌ های مجموعۀ غرب باشد، مثبت ارزیابی می ‌گردد. اما با این وجود باید توجه داشت که یکسری ایرادات ژرف همچون: مانع ‌تراشی پکن برای حاکمیتی نشدن موضوع، عدم توجه دولتمردان ایرانی به اَسناد بالادستی، مقولۀ سرمایه‌ گذاریِ محدود و ناقصِ طرف چینی (فاینانس) و عدم نیازسنجی و پویش و پایش صحیح نیازهای انرژیک ایران در متن سندِ مورد توافق به خصوص در بخش انرژی وجود دارد که باید مورد توجه خبرگان امر و متولیان دولتی قرار گیرد.
مانع‌ تراشی پکن برای حاکمیتی نشدن روابط انرژیک دوجانبه
چین به دو دلیل عمده درصدد ایجاد مانع برای حاکمیتی شدن موضوع و متعاقباً احالۀ مسئولیت‌ های انرژیکِ خود به بخش خصوصی برآمده است: نخستین عامل آن است که پکن به‌‌ سبب نیازی که به صنعت نفت غرب ‌‌آسیا دارد و بنا به سرمایه‌گذاری‌ های عظیمی که در پروژه ‌های زیربنایی و ساخت ‌و ساز کشورهای حوزۀ خلیج ‌فارس انجام داده است، به هیچ وجه نمی ‌خواهد با درگیر کردن خود در پروژه ‌هایِ مرتبط با صنعت انرژیِ جمهوری اسلامی ایران، عربستان‌ سعودی و امارات متحدۀ عربی را به ‌عنوان بزرگ ‌ترین شُرکای تجاری و انرژیک خود آزرده خاطر کرده و خود را درگیر رقابتِ پادشاهی‌ های منطقه با تهران کند. دومین دلیل نیز آن است که طرف چینی نمی ‌خواهد در شرایطی که ایران تحت فشارهای بی ‌سابقۀ مجموعۀ غرب و مشخصاً ایالات‌ متحده قرار دارد و چشم ‌انداز روشنی نیز برای رفع تخاصمات تهران ـ واشنگتن قابل تصور نیست، خود را با ایجاد تعهد طولانی‌ مدت در صنعت انرژی ایران زمین‌ گیر کند، از این‌رو می‌ کوشد تا با اِرجاع تعهدات خود به بخش خصوصی، مانع از حاکمیتی شدن رابطۀ انرژیک خود با تهران شود.
عدم توجه دولتمردان ایرانی به اَسناد بالادستی
موضوع مهم دیگری که در خلال برنامۀ همکاریِ¬ های جامع 25 ساله تا حدود زیادی مغفول مانده آن است که برخلاف طرف چینی که از مگاپروژۀ کمربند ـ راه به‌ عنوان چراغ راهنمای انرژی خود بهره می‌ جوید، مقامات ایرانی با وجود برنامه ‌های راهبردی همچون: سند چشم‌ انداز 20 سالۀ کشور (1404 ـ 1384)، سیاست ‌های کلی نظام در بخش انرژی (ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری)، قانون برنامۀ ششم توسعه و اسناد پشتیبان آن، قانون اجرای سیاست‌ های کلی اصل 44 قانون اساسی، سیاست ‌های اقتصاد مقاومتی (ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری) و سیاست‌ های کلی برنامۀ ششم توسعه (ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری)، توجه چندانی را به اسناد بالادستی در حوزۀ انرژی مبذول نداشته ‌اند. به بیانی بهتر می‌ توان چنین اظهار داشت که برنامۀ همکاری¬ های جامع 25 ساله از برنامه ‌ای واحد که بر اساس آن بتوان توافق بُرد ـ بُردی را در حوزۀ انرژی منعقد کرد، تبعیت نمی ‌نماید. ماحصل سطحی ‌نگریِ مقامات ایرانی آن بوده است که در شرایط موجود که کشور دستخوش مشکلات عدیدۀ اقتصادی و سیاسی است، در بخش انرژیِ توافق، طرف ایرانیِ قرارداد تلویحاً موضع ضعیف‌ تر را اتخاذ کرده‌ و متعاقباً ابتکار عمل را به طرف چینی سپرده ‌اند.
سرمایه ‌گذاری اندک و نامتعادل پکن در صنعت انرژی ایران
با وجود آنکه زمزمه‌ هایی مبنی بر سرمایه ‌گذاریِ 400 میلیارد دلاری چین در صنعت انرژی ایران در قالب برنامۀ مشارکت جامع راهبردی شنیده می ‌شود، اما باید عنایت داشت که با توجه به ظرفیت‌ ها و مشکلات موجود در صنعت انرژیِ ایران، مبلغ مورد اشاره در بازۀ زمانی 25 سال و در مقایسۀ با میزان سرمایه‌ گذاری پکن در کشورهای همسایۀ تهران چندان رقم بالایی نیست و اینکه به ‌سبب عدم اطمینان خاطر از شرایط داخلیِ ایران و فشارهای خارجی احتمال آن می‌ رود که طرف چینی این بخش را یا ملغی و یا منوط به شرایطی خواهد کرد که از توان تهران خارج باشد.
عدم نیازسنجی و پویش و پایش صحیح نیازها و ظرفیت ‌های انرژیک جمهوری اسلامی ایران
با وجود آنکه ایران از ظرفیت ‌های ویژه ‌ای در حوزۀ انرژی (برق، پتروشیمی و منابع هیدروکربنی) برخوردار است و می‌ تواند خود را در مقام هاب منطقه‌ ای به منصۀ ظهور برساند، ولی با این حال در برنامۀ همکار‌ی‌ های جامع 25 ساله نکتۀ مغفول مانده آن است که همکاری‌ های دو جانبه در بخش انرژی را صرفاً به بخش نفت و گاز تقلیل داده‌ اند و از سایر ظرفیت‌ های بالقوه و بالفعل ایران به ‌خصوص در زمینۀ برق خبری نیست.
نتیجه گیری
فارغ از گمانه ‌زنی ‌های موجود در باب اعداد، ارقام و مفاد سندِ برنامۀ همکاری ¬های جامع 25 ساله، باید اذعان داشت که این برنامه از آن جهت که می ‌تواند عاملی مُقوِم و مؤثر در پیشبرد راهبرد گرایش به شرق ایران به جهت کم اثر کردن فشار تحریم‌ های مجموعۀ غرب باشد، مثبت ارزیابی می‌ گردد. اما با این وجود باید توجه داشت که یکسری ایرادات ژرف در متن سندِ مورد توافق به‌خصوص در بخش انرژی وجود دارد که باید مورد توجه خبرگان امر و متولیان دولتی قرار گیرد. به‌ عنوان مثال یکی از ایراداتی که در متن سند همکاری ¬های جامع 25 ساله در بخش انرژی به کراّت مشاهده می‌ گردد آن است که نیازسنجی صحیحی از توانایی ‌های انرژیک ایران صورت نگرفته است و اینکه روابط انرژیک دوجانبه به منابع نفت و گاز تقلیل یافته است؛ این در حالی است که به ‌لحاظ ظرفیت ‌های داخلی، ایران توانایی‌ های منحصر به ‌فردی را برای تولید و عرضۀ انرژی های تجدیدپذیر و خصوصاً ترانزیت برق به خود اختصاص داده است.
 
مهرداد عله پور
ارسال نظرات
نظرات بینندگان
ناشناس
۰۹:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۷
عالی بود
ناشناس
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
در راستای راهبرد گرایش به شرق باید توجه بیشتری را نسبت به کشورهای نوظهور همچون چین مبذول داریم.
ناشناس
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۴
چین چرا چین شد
ناشناس
۱۸:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۸/۱۸
با توجه به گرایش و صنایع نوپای چین در زمینه انرژی، به نظر رهنمون سازی همه توان کشور در زمینه به سمت چین امری معقول نیست
پربازدید ها
آخرین مصاحبه ها