کد خبر:۱۰۳۸
۲۶ مرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۱۹
طه اکرمی
فشارهای منطقه ای آمریکا علیه ایران
آمریکا و رژیم صهیونیستی در تلاش هستند تا مسیر دسترسی و کریدورهای جمهوری اسلامی به شامات را ناامن کرده و آن را محدود سازند. از جمله این اقدامات میتوان به توقیف نفتکش گریس-1، تعرض به هواپیمایی ماهان، حمله به حشد الشعبی در عراق و ایجاد ناآرامی در لبنان اشاره کرد.

مقدمه

بخش اعظم ادبیات تولید شده توسط مسئولان و نهادهای امنیتی آمریکایی و اسرائیلی، تمرکز بر امنیت رژیم صهیونیستی و مقابله نفوذ ایران در منطقه می باشد که این امر، نشان از اهمیت موضوع دارد. در واقع آنها گسترش نفوذ ایران را تهدیدی جدی علیه منافع ملی خود می دانند و در راستای مهار آن، بارها تلاش کردند تا ایران را در رابطه با این موضوع، بر پای میز مذاکره بیاورند که پس از شکست آمریکا در این امر و همچنین خروج آمریکا از برجام، شاهد اقدامات ضد ایرانی متنوعی نظیر شکل گیری ائتلاف امنیت دریایی علیه ایران، شدت یافتن تحریم ها و سیاست فشار حداکثری، تجاوز و تعرض به حریم هوایی و دریایی ایران، توقیف نفتکش ایرانی، ترور سردار سلیمانی، حمله به محور مقاومت نظیر حزب ا.. لبنان و حشدالشعبی در عراق، تعرض به هواپیمای مسافربری ایران در سوریه و ایجاد ناامنی در کشورهای عراق، سوریه و لبنان بوده ایم. از این رو، یادداشت حاضر در پی آن است تا به بیان راهبرد آمریکا در قطع دسترسی آن به شامات در منطقه غرب آسیا بپردازد.

1. ممانعت و محدودسازی دسترسی ایران به کشورهای عراق، سوریه و لبنان

آمریکا و رژیم صهیونیستی همواره از افزایش قدرت و نفوذ ایران و نزدیک شدن آن به حوزه جغرافیایی رژیم صهیونیستی اعلام نگرانی کرده اند. از این رو همواره در تلاش بوده اند تا با استفاده از تمامی ابزارهای موجود از جمله تحریم ها، حمله نظامی به پایگاه های گروه های همسو با ایران و ...، از میزان و شدت نفوذ ایران در منطقه بکاهند. از دیگر روش ها برای کاهش میزان نفوذ و حضور ایران در کشورهای منطقه، ایجاد بی ثباتی و هرج و مرج در کشورهای منطقه است که می توان به مورد اخیر آن در کشور لبنان؛ شامل برگزاری اعتراضات خیابانی و تصرف اموال عمومی و همچنین اعلام حمایت صریح سفارت آمریکا در بیروت از معترضین، اشاره کرد.

به طور کلی، هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، قطع مسیر دسترسی ایران به کشورهای منطقه است. این دسترسی از طریق مسیری که آن را محور مقاومت، پل زمینی و .. می نامند، میسر شده است و ایران را از طریق کریدورهای زمینی، دریایی و هوایی به شامات و مدیترانه متصل می کند. رژیم صهیونیستی معتقد است که این دسترسی خطری حیاتی برای منافع و ماهیت این رژیم است؛ از این رو مقابله با دسترسی ایران، به اولویت برنامه های آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه شامات تبدیل شده است.

آمریکا و رژیم صهیونیستی، در تلاش برای ناامن سازی مسیرهای دسترسی زمینی، هوایی و دریایی ایران به شامات و مدیترانه، سه مسیر دریایی، هوایی و زمینی را هدف فعالیت های ضدایرانی خود قرار داده اند.

در مسیر دریایی، آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش می کنند تا مانع هرگونه فعالیت دریایی ایران و انجام مبادلات تجاری با سایر کشورها، خصوصا با کشورهایی نظیر سوریه شوند. از این رو، فشار به کاپیتان نفتکش گریس-1 و اعمال فشار به انگلیس جهت توقیف آن را می توان در این راستا تحلیل کرد.

مسیر هوایی نیز، شامل حمله و تلاش برای انجام اقدامات تروریستی در فرودگاه های کشورهای حوزه مقاومت از یکسو، و مزاحمت برای هواپیماهای ایرانی نظیر هواپیمای مسافربری ماهان، در این راستا می باشند. حضور و فعالیت جنگنده های آمریکایی در پایگاه التنف در سوریه نیز، که در راستای مسیر دسترسی زمینی ایران می باشد، در واقع مسئولیت ناامن سازی مسیر دسترسی هوایی را نیز بر عهده دارد.

مسیر آخر نیز، مسیر زمینی است که خود دارای سه شاخه است. این مسیرها که از عراق و سوریه به لبنان می رسند، هدف حملات مختلف و عموماً هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند. مهمترین این مسیرها، از بغداد گذشته و از طریق الولید عراق به التنف سوریه متصل می شود. حمله به پایگاه های حشدالشعبی را نیز می توان در راستای ناامن سازی این مسیر تحلیل کرد. به طور کلی مسیرهای زمینی دسترسی ایران به کشورهای منطقه به خصوص سوریه به شرح ذیل می باشد:

2. مسیرهای سه گانه ادعایی

آمریکا معتقد است که ایران مسیرهایی برای خود به منظور رسیدن به مدیترانه طراحی کرده است و مقابله با آن مسیرها را در دستور کار خود قرار داده است. این مسیرها همگی از ایران شروع شده و در ادامه به عراق، سرویه و در نهایت لبنان و مدیترانه منتهی می شوند. این مسیرها عبارتند از: مسیر شمالی، مسیر جنوبی شاخه بالایی و مسیر جنوبی شاخه پایینی.

«فشارهای نظامی و امنیتی آمریکا علیه کریدورهای منطقه ای ایران»

کریدور شمالی

این مسیر اگرچه برای ایران باز است، اما به طور کامل ایمن نیست و از بزرگراه شماره 1 و بزرگراه شماره 47 در عراق به بزرگراه شماره 6 و اتوبان M4 در سوریه متصل می شود.

رویکرد آمریکا در این مسیر آن بود تا همکاری خود را با نیروهای کرد در سوریه حفظ کند تا از این طریق این مسیر را برای ایران مسدود سازد. با این حال، آمریکا صعب العبور بودن این مسیر و حضور نیروهای چریکی که ممکن است برای ایران در این مسیر مشکل ایجاد کنند را عواملی می داند که ایران ممکن است از این مسیر چندان بهره ای نبرد و به سمت مسیرهای جنوبی گرایش یابد؛ چرا که ساکنین این مسیرها همکاری بیشتری با ایران نیز داشته و همسو با آن می باشند. از این رو گزینه مسیرهای جنوبی مطرح می باشند. تنها نگرانی آمریکا از این مسیر، احتمال همکاری "ی.پ.گ" با ایران است.

 کریدور جنوبی، شاخه بالایی

مسیر دوم، مسیر جنوبی شاخه بالاست. این گذرگاه که القائم عراق را به ابوکمال در سوریه متصل می کند، امکان استفاده بیشتری از مسیر پیشین برای ایران دارد. این مسیر که از بزرگراه شماره 12 در عراق به بزرگراه شماره 4 در سوریه متصل می شود، به روی ایران باز می باشد. مشکل این مسیر، گذر از استان دیالی است که ممکن است مشکلات امنیتی ایجاد کند. با این وجود در طول مسیر، حشدالشعبی تلاش کرده تا با ایجاد پایگاه، امنیت مسیر را تا حدودی تامین کند. در بخش سوریه این مسیر نیز منطقه ابوکمال قرار دارد که در اختیار نیروهای دولتی قرار دارد و لذا مشکلی برای ایران ایجاد نمی کند.

با توجه به این مسئله، واشنگتن تلاش کرده تا با معرفی این مسیر به عنوان گذرگاه راهبردی انتقال موشک های بالستیک ایران، زمینه را برای حمله به نیروهای حشدالشعبی حاضر در القائم فراهم کند. حمله موشکی آمریکا به به پایگاه های حشدالشعبی در این منطقه را نیز می توان در این راستا تحلیل نمود. نکته دیگر در رابطه با این گذرگاه، نزدیکی آن به عین الاسد و مسیر تردد نیروهای آمریکایی بین عراق و سوریه است که سطح تهدیدات را برای پایگاه های آمریکا افزایش می دهد.

 کریدور جنوبی، شاخه پایینی

مسیر سوم نیز که بهترین مسیر برای ایران است، مسیر جنوبی شاخه پایین است. این مسیر از بزرگراه شماره 11 یا آزادراه 1 در عراق به بزرگراه شماره 2 در سوریه متصل می شود و نزدیکترین فاصله را از بغداد تا دمشق دارد. مسیر مزبور در کنترل نیروهای آمریکایی بوده و از شهر التنف که آمریکا نیز پایگاهی در آن دارد، عبور می کند. با توجه به اینکه مسیر بخش عراق عموما دارای جمعیت شیعه می باشد، تنها مشکل ایران در استفاده از این مسیر، گذر از التنف خواهد بود چرا که تحت کنترل آمریکا قرار دارد.

3. سایر اقدامات آمریکا

به منظور کنترل و تضعیف نفوذ ایران در منطقه، آمریکا تدابیری را اتخاذ کرده است. برخی از این تدابیر عبارتند از حفظ حداقل نیروهای مدنظر خصوصا در التنف، آمادگی برای باز پس گیری ابوکمال، ایجاد شراکت نظامی مداوم در عراق، تقویت نیروهای دموکراتیک سوریه، حمایت از حملات اسرائیل، در صورت نیاز صدور مجوز استفاده از نیروهای نظامی برای توقیف محموله های ایرانی، زمین گیر کردن شرکت های هواپیمایی حاضر در مسیر ایران به سوریه، کاهش وابستگی اقتصادی عراق به ایران، تشدید کمپین فشار حداکثری، تحریم های اقتصادی علیه ایران، سوریه، حزب ا..، حشدالشعبی و ... .

اما یکی از راهبردهای مهم آمریکا در منطقه، بستن مسیرهای دسترسی ایران و استقرار پایگاه های نظامی در نقاط گذرگاهی همچون پایگاه التنف است. در همین راستا پیشتر نیز، کنگره آمریکا از نیروهای نظامی این کشور گزارشی را در رابطه با میزان تهدید ایران در التنف علیه نیروهای آمریکایی خواسته بود. التنف منطقه ایست که تعدادی از کماندوهای آمریکا در ان حضور دارند و وظیفه اصلی آنها آموزش نیروهای مخالف دولت سوریه در آنچه آنها مبارزه با داعش می گویند.

«فشارهای نظامی و امنیتی آمریکا علیه کریدورهای منطقه ای ایران»

4. نتیجه گیری

رشد قدرت منطقه ای ایران پدیده ای است که همواره مورد توجه غرب، خصوصا رژیم صهیونستی و آمریکا بوده. این امر به خصوص از سال 2017 شدت گرفته و در همین راستا تلاش شده تا مسیرهای دسترسی ایران محدود گردد تا توان ارتباطی، اقتصادی و عملیاتی ایران در کشورهای حوزه مقاومت تنزل پیدا کند. برهم زدن امنیت این مسیرها می تواند تبعات سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترده ای علیه جمهوری اسلامی ایران و حتی کشورهای منطقه داشته باشد.

همچنین آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش خواهند کرد تا در مدت زمان باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، فشارها به ایران و ایجاد تنش در منطقه را به منظور تحریک ایران نسبت به اقدام از یکسو و تضعیف قدرت منطقه ای و به تبع آن، اقتصادی آن از سوی دیگر، افزایش دهند.

ارسال نظرات
پربازدید ها