چشم انداز فولاد ایران، فرصت ها و چالش‌ها بحران ادلب؛ آتش زیر خاکستر جریان شناسی گروه‌های تروریستی فعال در سوریه (۳) الزامات راهبردی دولت سیزدهم در مذاکرات هسته‌ای در دوره پسااعتماد به آمریکا سازمان همکاری شانگ‌های و ضرورت‌های عضویت دائمی جمهوری اسلامی ایران در آن سازمان همکاری شانگ‌های نخستین آزمون دکترین نگاه به شرق دولت سیزدهم مرگ با هزاران بریدگی/ راهبرد جدید رژیم صهیونیستی اندیشکده دیپلماسی اقتصادی دانشگاه امام صادق (ع) با همکاری پژوهشکده تحقیقات راهبردی برگزار می‌کند بازدارندگی دریایی جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم صهیونیستی از خلیج فارس تا دریای مدیترانه تبیین پنجاه سال روابط دیپلماتیک ایران و چین سومین مدرسه تابستانه دیپلماسی اقتصادی؛ دیپلماسی اقتصادی در محیط همسایگی روابط عربستان سعودی و آفریقا/ روند فعلی، چشم انداز آینده جنگ ۳۳ روز، پایه‌های تمدن نوین اسلامی را شکل داد. دولت سیزدهم و تحولات غرب آسیا و شمال آفریقا؛ چالش‌ها و الزامات رویکرد رژیم صهیونیستی در قبال آفریقا انتشار اولین شماره فصلنامه راهبرد سلامت و بهداشت اولویت دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی دولت سیزدهم اولویت دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی دولت سیزدهم جریان شناسی گروه‌های تروریستی فعال در سوریه (۲) درآمدی بر آغاز و انجام دولت تدبیر و امید (۱۴۰۰-۱۳۹۲)
گزارش چهارمین نشست راهبرد ایرانی با موضوع بررسی حقوق بشری اعتراضات آمریکا

آمریکا؛ مجرم یقه‌سفید نظام بین‌الملل

چهارمین نشست راهبرد ایرانی پژوهشکده تحقیقات راهبردی دوم تیرماه در محل این پژوهشکده با موضوع بررسی حقوق بشری اعتراضات آمریکا برگزار شد. در این نشست آقایان دکتر محمود حکمت‌نیا عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دکتر هیبت‌الله نژندی‌منش عضو هیئت علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی و دکتر امیر بی‌پروا مدرس و پژوهشگر حقوق بین‌الملل بشر به ابعاد حقوق بشری این اعتراضات گسترده پرداختند.

در آغاز این نشست دکتر امیر بی‌پروا در پاسخ به این سؤال که آیا نقض ارزش‌های حقوق بشر در آمریکا محدود به تبعیض نژادی می‌شود یا خیر گفت: «به نظر من در هیچ کشوری در دنیا نمی‌شود نقض حقوق بشر را محدود کرد، چرا؟ چون حوزه حق‌های بشری صرف‌نظر از مبانی حق‌ها، حوزه خیلی گسترده‌ای است و اجرای این حق‌ها هم توسط دولت‌ها متفاوت است؛ یعنی همه دولت‌ها باید در یک ترازوی آزمون قرار بگیرند و ارزیابی شوند، اما جورج فلوید امروز در آمریکا یک قتل ساده نیست که ما بگوییم که فقط یک حق حیات نقض شده است. این موضوعی بوده که در طول تاریخ قرن فعلی یعنی در این 20 سال اول تکرار شده است. مثلاً قبل از جورج فلوید، ما چند سال قبل قتل اریک گارنر را داشتیم، علاوه بر او، بحث مایکل براوون را داشتیم، او هم یک شهروند آمریکایی آفریقایی بود که بعدها هم در دادگاه‌ها غیرقانونی بودن قتل او احراز و اثبات شد. وقتی در 28 می سال 2020 خانم باشله کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد می‌آید در ارتباط با محکوم کردن قتل آقای جورج فلوید بیانیه صادر می‌کند، در بیانیه رسمی خودشان اعلام می‌کنند اتفاقی در آمریکا افتاد که مصداق یک وحشی‌گری بود. پس مسأله تبعیض نژادی، قتل عمدی غیرقانونی، برخورد با رنگین‌پوست‌ها در آمریکا فقط محدود به جورج فلوید نیست، محدود به 20 سال اخیر نیست، چون از قرن 18 که دوره برده‌داری بوده، قرن 19، 20- 21 با اینکه در ظاهر برده‌داری در آمریکا سال‌هاست که لغو شده اما ادامه داشته است. پس چنین چیزی نیست که فقط به بحث جورج فلوید محدود باشد.»
دکتر بی‌پروا افزود: «اما در ارتباط با نقض حقوق بشر در آمریکا بنا بر گواهی‌ای که اسناد رسمی در نهادهای حقوق بشری ملل متحد دادند یک کارنامه سیاه هست، من الان بخواهم شما را به چندین مستند ارجاع دهم اولین مستندات رسمی که ارجاع می‌دهم بحث گزارشگرهای ویژه هست. من فقط در سال 2010 و 2017، تعداد زیادی گزارش دیدم در ارتباط با گزارشگر فقر که آمده بود فقر را در آمریکا بررسی کرده بود. او گفته بود در آمریکا فاصله بین فقیر و غنی زیاد است و اختلاف طبقاتی در سال 2018 گفته بود وجود دارد. هم‌چنین اعلام کرده بود افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند تعداد بسیار بالایی هستند، یعنی رقمی میلیونی را گزارشگر ویژه ارائه داده بود. بعد همین گزارشگر ویژه آمده بود در ارتباط با تعداد بی‌خانمان‌ها باز هم رقم میلیونی ارائه داده بود که چه تعداد بی‌خانمان هستند و همین گزارشگر حق بر فقر اعلام کرده خیلی از آمریکایی‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی امکان دسترسی به امکانات درمانی را ندارند. من در سوابقی که بررسی کردم گزارشگر حق بر سلامت بعد از به قدرت رسیدن آقای ترامپ که نظام بیمه همگانی که زمان اوباما برقرار شده بود را آمده بود بررسی می‌کرد گفته بود که چقدر آمریکایی‌ها به امکانات درمانی دسترسی ندارند و جالب بود منابعی هم که این گزارشگر داشت منابعی مستقیم و قابل اعتماد بود، یعنی رقم‌هایی داده بود که یک سری افراد از حق بر درمان محروم شدند و این نقطه مشترکی بود که هم در گزارشگر حق بر سلامت و هم گزارشگر ویژه فقر این موضوع را اشاره کرده بودند. گزارش‌گران رسمی در اشاره‌هایی که داشتند به صراحت همه‌شان اعلام کردند که بحث تحریم‌هایی که معمولاً در چارچوب رژیم حقوقی آمریکا برقرار می‌شود (حالا تحریم‌های دهه 90 راکاری ندارم، اما تحریم‌های بعد از برجام که درواقع تشکیلات ترامپ این‌ها را راه‌اندازی کرد) کاملاً با قواعد حقوق بشری مغایر است.»

دستورکار ایالات متحده آمریکا؛ انهدام نهادهای حقوق بشری

بی‌پروا ضمن اشاره به دیگر مصادیق تبعیض در آمریکا اضافه کرد: «در ارتباط با بقیه نقض حق‌های بشری وقتی ما اسنادمان را چک می‌کنیم بحث فقط تبعیض نژادی نیست، در خود آمریکا تبعیض مذهبی وجود دارد، تبعیض جنسیتی بین زن و مرد وجود دارد، حتی بحث تبعیض در آموزش هم وجود دارد و این‌ها همه در سوابقی که این گزارشگرها درکارهایی که انجام دادند و اعلام کردند به صورت رسمی که قابلیت دسترسی دارند. پس ما به هیچ وجه نمی‌توانیم نقض حقوق بشر در آمریکا را محدود به بحث تبعیض نژادی کنیم و در کل کارنامه حقوق بشری آمریکا از سال 2016 که ترامپ شده رئیس جمهور (آبان 95)، تا امروز یک کارنامه‌ای سیاه‌تر از گذشته است و ترامپ ادبیاتی داشته است، ادبیات مقابله با حقوق بشر.»
وی ادامه داد: «مثلاً ترامپ بحث پناهندگان، حتی نقض حقوق کودک (کارنامه خیلی سیاهی دارد) و بچه‌های پناهنده و مهاجر که خیلی‌ها والدینشان در دسترس نیستند و زمان اوباما مقرراتی بود که از این‌ها نگهداری شود همه این مقررات را گرفته و از این‌ها عدول کرده و می‌گوید این‌ها باید از آمریکا اخراج شوند. او حتی در مورد نهادهای حقوق بشری موضع‌گیری کرده و با

”مسأله تبعیض نژادی، قتل عمدی غیرقانونی، برخورد با رنگین‌پوست‌ها در آمریکا فقط محدود به جورج فلوید نیست، محدود به 20 سال اخیر نیست، چون از قرن 18 که دوره برده‌داری بوده، قرن 19، 20- 21 با اینکه در ظاهر برده‌داری در آمریکا سال‌هاست که لغو شده اما ادامه داشته است.“

بحث تروریست خواندن معترضین داخلی، و یا یک تقابلی را با کشورها و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری آغاز کرده، در برابر شورای حقوق بشر موضع‌گیری می‌کند، بارها شده مورد اشاره یا محکومیت شخص کمیسر عالی چه زمان آقای «رَد» کمیسر قبلی، بارها مطالبی را این‌طرف و آن‌طرف منتشر کردند تحت عنوان اینکه دستور ترامپ نقض حقوق بشر در قبال ایران، یا در قبال نهادهای بین‌المللی، یعنی حداقل در چهار سال اخیر دستور کار ایالات متحده آمریکا نه تنها نقض حقوق بشر است، بلکه مقابله و در واقع نوعی انهدام نهادهای حقوق بشری در سطح ملی و بین‌المللی است.»
دکتر بی‌پروا در مورد ارتباط نقض حق‌های بشری با گرایش‌های سیاسی داخلی در آمریکا اینگونه اظهار داشت: «راجع به اینکه آیا نقض حقوق بشر محدود به ترامپ هست یا دولت‌های قبلی در آمریکا، ما بیاییم از زمان جورج واشنگتن بگوییم تا به امروز، این خودش یک کتاب چند صفحه‌ای می‌شود. حقوق بشر تعهدی است که به صورت بالفعل یا بالقوه همه دولت‌ها دارند و همه دولت‌ها یک کارنامه حقوق بشری دارند در حوزه همه حق‌های بشری، چه حقوق نسل اول، نسل دوم، حقوق نسل سوم نسبت به ملت خودشان و نسبت به دنیا. ما نمی‌توانیم بگوییم مثلاً دولت‌های قبلی آمریکا کارنامه حقوق بشری خوبی داشتند چه زمان آقای اوباما یا مثلاً زمان کلینتون. این‌ها مثلاً یک کارنامه مناسبی داشتند اما ترامپ کارنامه سیاه داشت. آن‌ها حداقل در ظاهر از یک ادبیات حقوق بشری استفاده می‌کردند، حالا ما بگوییم در واقع یک ادبیات آمریکایی حقوق بشری؛ ظاهرشان این بود، مثلاً نسبت به دنیا از حقوق بشر به عنوان یک ابزار استفاده می‌کردند و در ظاهر هم می‌گفتند هدف ما چه در سطح آمریکا، چه در سطح دنیا تحقق قواعد حقوق بشری است؛ منتها وقتی می‌رویم عملکرد این‌ها را بررسی می‌کنیم چه در سطح آمریکا، چه در سطح دنیا می‌بینیم خطاها و اشتباهات بسیاری داشتند و نقض‌های حقوق بشر از جانب این‌ها، چه دموکرات باشند، یا جمهوری‌خواه باشند.»
دکتر بی‌پروا در تشریح اقدامات ترامپ اینگونه گفت: «وقتی ترامپ از پیمان پاریس که یک پیمان محیط‌زیستی است برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و جلوگیری از گرم شدن کره زمین که آمریکا جزو بزرگ‌ترین آلوده‌کننده کره زمین است خارج شد، یعنی دارد حق همه انسان‌ها را از اسکیموهایی که در قطب شمال هستند، تا مردمان بومی استرالیا را که در حوزه اقیانوس آرام و جزایر سلیمان زندگی می‌کنند، حق حیات همه این‌ها را نقض می‌کند، یعنی در واقع ساده‌ترین حق را که حق بر حیات که مبتنی بر حق بر محیط‌زیست سالم است با جسارت تمام دارد نقض می‌کند. چون اصلاً ترامپ وقتی می‌آید دستورهای اجرایی را صادر می‌کند مثلاً نسبت

”حقوق بشر تعهدی است که به صورت بالفعل یا بالقوه همه دولت‌ها دارند و همه دولت‌ها یک کارنامه حقوق بشری دارند در حوزه همه حق‌های بشری، چه حقوق نسل اول، نسل دوم، حقوق نسل سوم نسبت به ملت خودشان و نسبت به دنیا. “

به دولت‌های مختلف در بحث تحریم نسبت به ایران یا کشوری مثل ونزوئلا، یا کشورهای دیگر، می‌آید سیستم‌های اقتصادی این کشورها را تحت هدف قرار می‌دهد که آسیب مستقیم تحریم‌ها به مردم این کشورها وارد می‌شود، یعنی در واقع یک جور هدف مستقیم آقای ترامپ اصلاً حق بر زندگی انسان‌ها، حق بر غذای انسان‌ها، حق بر مسکن انسان‌ها، حق بر پوشاک انسان‌ها، حق بر تحصیل انسان‌ها، یعنی هر حقوق انسانی‌ای را که بگویید این آقا به صورت مستقیم با جسارت تمام می‌خواهد نقض کند.»

سطوح مختلف بررسی موضوع

در ادامه نشست دکتر محمود حکمت‌نیا ضمن برشمردن سطوح قابل بررسی در موضوع گفت: «من فکر می‌کنم که در ابتدا سطح و جهت بحث را روشن کنیم تا بتوانیم دقیق‌تر گفت‌وگو کنیم. پنج، شش سطح برای بحث وجود دارد که من سطح‌هایش را اشاره می‌کنم. گاهی مواقع شما در حوزه حقوق بشر یک سری بحث‌های نظری می‌کنید که بحث‌های فلسفی محسوب می‌شود، بسیار هم لازم هست، اما فلسفی است، بحث‌های نظری است. سطح دومش این است که شما در سطح اسناد صحبت می‌کنید یعنی معاهدات بین‌المللی حقوق بشر را داریم و تفاسیری که راجع به آن ارائه می‌شود. چون خود معاهده هم برای بررسی کافی نیست، بحثی دارید در حوزه اینکه به لحاظ حقوق اساسی داخلی آمریکا چطور این حقوق شهروندان آمریکایی را در نظر گرفته، این سه سطح حقوقی هست. سطح چهارم، آمریکا بر اساس احزاب اداره می‌شود، باید ببینید تعهدات احزاب را؛ مثلاً حزب جمهوری‌خواهان نگاهشان به بحث‌های حقوق بشری اساساً چه هست و چه تعهداتی را در مقابل ملت خودشان قبول می‌کنند، این هم یک بحث هست. بحث دیگری که می‌شود مطرح کرد این هست که اساساً وضعیت فرهنگی تاریخی و تمدنی آمریکا نسبت به این قضایایی که دارد اتفاق می‌افتد چه وضعیتی دارد و نسبت این وضعیت فرهنگی تاریخی و تمدنی با حقوق چطور برقرار می‌شود؟ به عبارت دیگر اگر یک بحث، بحث فرهنگی تلقی شود بعد حقوقی این بحث فرهنگی کجاست؟ این هم سطح پنجم بحث هست. یکی هم این است که وقتی می‌خواهیم ارزیابی و گفت‌وگو کنیم هر کشوری برای خودش به عنوان برند، آرمان‌هایی را مطرح می‌کند، نسبتش با آرمان‌هایش چگونه است؟ پس این پنج، شش سطح بحث وجود دارد.»
دکتر حکمت‌نیا در تشریح سطوح اول و دوم مدنظر خود اظهار کرد: «می‌دانید که این‌ها اعلامیه جهانی حقوق بشر را ملحق شدند، میثاق حقوق سیاسی و مدنی را ملحق شدند اما میثاق حقوق اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی را ملحق نشدند. برخلاف اروپایی‌ها و یا کشورهایی مثل ما که هر دو میثاقین را تعهد بین‌المللی نسبت به آن‌ها داریم، اما آمریکایی‌ها نسبت به میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ملحق نشدند. در مذاکرات امضا شرکت داشتند اما الحاق حقوقی به این قضیه پیدا نکردند. نکته‌اش بسیار ساده است (به لحاظ فلسفی و نظری)، این‌ها در رابطه بین انسان‌ها اولاً آمریکایی‌ها نگاهشان به حقوق یک نگاه ابزارگرایی هست. ابزارگرایی نه به معنای منفی که گاهی مواقع در مطبوعات مطرح می‌شود، ابزارگرایی یعنی غایاتی دارند. این حقوق را برای آن غایات طراحی می‌کنند. این تناسب means و ends باید برقرار باشد. لذا اساساً وقتی که در حوزه حقوق مطرح می‌کنند می‌گویند ما دنبال غایات هستیم، نه دنبال حق‌ها؛ اروپایی‌ها دنبال حق‌ها هستند، آمریکایی‌ها دنبال غایات هستند. حالا این غایات از کجا آمد؟ این غایات را با ابزارهای اقتصادی تعیین می‌کنند. پس در حقوق هدف‌گرا هستند.»

در آمریکا بحث از حق بر سلامت وجود ندارد

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه افزود: «این هدف نسبت به خود را همه مکاتب حقوق بشری، مثلاً اینکه انسان حفظ نفس کند، در این تردیدی وجود ندارد. انسان تلاش کند برای سلامتش این هم تردیدی وجود ندارد. شما می‌توانید هر میزان پول برای هزینه سلامتتان بدهید، در اینجا هم بحثی وجود ندارد، یعنی حق سلامت. البته حالا حق هم نگویم، چون آمریکا حق بر سلامت را به روشنی می‌گویند ما چیزی تحت عنوان حق بر سلامت نداریم، آن چیزی که داریم استانداردهای سلامت هست که باید در ادبیات خودش گفت‌وگو کنیم. لذا اصطلاحی به نام حق بر غذا هم ندارد. غذا در این نگاه کالای کاربردی هست، یعنی کالا هست. در حق بر سلامت می‌گوید نه، کالای سلامت، کالا هست که باید در بازار رقابت اقتصادی معنا شود. بر خلاف مثلاً دیدگاه‌های اروپایی که حق بر سلامت را، حق دسترسی به سلامت را، دسترسی به دارو را خیلی جدی مطرح می‌کنند، او می‌گوید نه، شما یا پولدار هستید، هرچه دوست دارید بروید سلامتتان را تأمین کنید، حیاتتان را تأمین کنید، اشکالی هم ندارد، دراینجا بحثی وجود ندارد. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا من نسبت به شما که در نتیجه دولت نسبت به مردم وظیفه‌ای در حوزه سلامت بر عهده دارد یا ندارد؟ یعنی دولت باید هزینه کند برای سلامت من و شما؟»

نفی حقوق مثبت؛ رویه‌ای ریشه‌دار

حکمت‌نیا در پاسخ به همین پرسش گفت: «ادبیات حقوق بشر میثاق حقوق اقتصادی می‌گوید بله، دولت‌ها وظیفه دارند درباره حق مثبت دولت‌ها تعهد به اجرا دارند، البته تعهدشان از سنخ وظیفه است نه نتیجه. یعنی باید تلاش متعارف و عقلانی برای دستیابی به سلامت انجام دهند. آمریکایی‌ها همین جا یک علامت سؤال دارند که ما چنین حقی را به رسمیت نمی‌شناسیم، چرا؟ ریشه‌اش بحث نظری دیگری هست که بر اساس آیین یهود که انسان‌ها نباید به دیگری ضرر بزنند، این نفی اضرار یک قاعده عقلایی جهانی هست. اما آیا باید دیگران را نجات دهیم؟ این اول کلام هست؛ یعنی این وظیفه دوم که آیا من به شما نباید ضرر بزنم، قابل قبول هست. اما اگر شما در جایی در خطر قرار گرفتید من وظیفه حقوقی (اخلاقی‌اش هم سر جای خودش، هیچ اشکالی ندارد) دارم، یعنی دولت می‌تواند از من مالیات بگیرد شما را نجات دهد، این محل اختلاف است.»
وی ادامه داد: «نسل دوم حقوق بشر بر پایه قاعده دوم است، حالا چرا یهود نمی‌پذیرد؟ این‌ها استناد می‌کنند به آیه‌ای که در تورات هست. اتفاقاً این آیه در قرآن هم هست، منتها آن‌ها تفسیری از آن ارائه دادند که ما مفسرین اسلامی این تفسیر را از آن‌ها نمی‌پذیریم. آنجایی که قابیل از صحنه قتل هابیل برمی‌گشت، خداوند سؤال کرد از قابیل که برادرت کجاست؟ قابیل در پاسخ خداوند گفت که چرا از برادر من سؤال می‌کنی؟ دلالت التزامی چرا از برادر من سؤال می‌کنی این هست، می‌گوید من مسئول حفظ برادرم هستم که از من سؤال می‌کند، خداوند ساکت شد، یعنی استدلال قابیل را خداوند به لحاظ حقوقی پذیرفته؛ پذیرفت که شما مسئولیتی در مقابل نجات دیگران ندارید.»

سرمایه‌داری و ارزش‌های حقوق بشر

حکمت‌نیا پیرامون نسبت سرمایه‌داری ناب آمریکایی و ارزش‌های حقوق بشری اضافه کرد: «درباره سرمایه‌داری همین هست که وقتی نظریه مالکیت را مطرح می‌کنند اگر شما نظریه مالکیت را مثل کسانی که نظریه‌پردازی کردند بهترین نظریه‌هایی که الان مطرح است نظریه «آندره» هست که اصلاً مالکیت چیست؟ می‌گوید مالکیت مشتمل بر حقوق است. سؤال، آیا مالکیت مشتمل بر مسئولیت هم هست؟ یعنی من چون مالک هستم پس مسئولم؟ یعنی دارا بودن من آیا مستلزم مسئولیت نسبت به شما هست یا نه، نظام سرمایه‌داری این را قبول نمی‌کند، یعنی می‌گوید مالک بودن دلالت بر مسئولیت در مقابل کسانی که مالک نیستند ندارد.»
دکتر حکمت‌نیا اضافه کرد: «بحث بر سر یک بحث نظری عمیق هست که اساساً تلقی آمریکایی‌ها از قضیه حقوق بشر با تلقی اروپایی‌ها از حقوق بشر و یا حتی اگر اعلامیه جهانی حقوق بشر اسلامی متفاوت است. اگر اروپایی‌ها را دقت کنید اروپایی‌ها در محکوم کردن آمریکا در حقوق بشر نمی‌آیند به حق بر سلامت استناد کنند، آن‌ها به نسل یک حقوق بشر اعتراض می‌کنند، آمریکا به نسل‌های دیگر متعهد نیست که بشود به آن اعتراض کنید. حالا به لحاظ سیاسی چرا (ما حقوقی داریم حرف می‌زنیم)، به لحاظ سیاسی و فلسفی خیلی می‌شود بحث کرد، اما اگر بخواهید بگویید به لحاظ حقوقی ما بحث کنیم، آن می‌گوید من تعهد حقوقی به این معنا که شما می‌گویید من نمی‌پذیرم.»

نقض، نقض می‌آورد

دکتر هیبت‌الله نژندی‌منش درباره تبعیض نژادی در آمریکا اظهار داشت: «در حقیقت بحث تبعیض نژادی در آمریکا تنها مورد نقض حقوق بشر نیست، اصولاً نقض حقوق بشر نقض محدود به یک مقوله نیست. در رابطه با آمریکا به نظرم ما باید در دو سطح یا دو جنبه ببینیم، یکی در حوزه ملی آن چیزی که به عنوان نقض حقوق بشر چه در context بین‌المللی و چه در سیاق قانون اساسی خود آمریکا، در واقع می‌بینیم که علیه یا اتباع شهروندان خودش، یا کسانی که در قلمرو آن حضور دارند. دسته دوم که به نظرم این بیشتر برای ما حائز اهمیت هست نقض‌هایی است که در اثر اقدامات فراملی آمریکا صورت می‌گیرند، یعنی لزوماً علیه شهروندان خودش، یا کسانی که در قلمرو خودش هستند این نقض‌ها صورت نمی‌گیرند. مثل بحث تحمیل تحریم‌ها علیه کشورهای مختلف که ما هم یکی از آن کشورهایی هستیم که اتفاقاً حقوق انسانی شهروندان ما هم نقض می‌شود، یا مثلاً اقدامات نظامی فرامرزی که انجام می‌دهد در یک نگاه کلی‌تر که حقوق بین‌المللی بشردوستانه را هم شامل شود، حق‌های بنیادین شهروندان در افغانستان، عراق و جاهای دیگر هم نقض می‌شوند. بنابراین این هم باز مصداق نقض حقوق بشر هست و نقض (در فارسی ما می‌گوییم محبت محبت می‌آورد) هم نقض می‌آورد. وقتی یک نقضی صورت می‌گیرد مثل اینکه جورج فلوید کشته می‌شود، اعتراضات صورت می‌گیرد، دوباره خود این منجر می‌شود به نقض حقوق معترضین، خبرنگاران، روزنامه‌نگاران و بحث‌های دیگر.»

آمریکا، مجرم یقه سفید

وی ادامه داد: «اگر بخواهیم در واقع گرته‌برداری کنیم از بحث حقوق جزای داخلی، حقوق کیفری داخلی، مثل جرائمی که یقه‌سفیدها انجام می‌دهند؛ می‌دانیم که در واقع یقه سفیدها جرم انجام می‌دهند، گاهی اصلاً این‌ها حتی به پلیس گزارش نمی‌شود، گاهی به پلیس گزارش می‌شود از پلیس بالاتر نمی‌رود، یا حتی تا سطح دادگاه می‌آید اما قبل از اینکه به مرحله صدور حکم برسد این‌ها را به گونه‌ای جمع می‌کنند. این دلایل متعددی دارد، یکی این هست که آمریکایی‌ها رسانه‌های خیلی قوی‌ای دارند، رسانه‌هایی دارند که گاهی می‌توانند به مخاطبین خودشان اصلاً مسأله را آن طور که خودشان می‌خواهند تلقین کنند. هژمونی سیاسی‌ای که دارند، وابستگی کشورها به آمریکا از حیث اقتصادی، جاهایی که قرار باشد علیه آمریکا موضعی گرفته شود آمریکا یا تطمیع می‌کند، یا تهدید می‌کند و لذا در سازمان‌های بین‌المللی موضعی مخالف آمریکا گرفته نمی‌شود. وابستگی مالی سازمان‌های بین‌المللی به آمریکا. حتی شما می‌بینید مثلاً چند روز پیش دیوان بین‌المللی کیفری را هم در واقع تحریم می‌کند، هم خود دیوان، هم مجموعه کارکنانش را، چرا؟ چون احساس می‌کند این در حقیقت قرار است که به نقض‌های حقوق بشری آمریکا رسیدگی کند، نقض‌هایی که نظامیان آمریکا در قلمرو افغانستان یا علیه اتباع افغانستان در واقع مرتکب شدند، بنابراین می‌آید و حتی نماد عدالت کیفری بین‌المللی را هم مورد حمله و تهدید قرار می‌دهد. از هر کدام از این‌ها تا جایی حمایت می‌کند که یا باعث شود آمریکا به سطح راهبری در دنیا برسد، یا راهبری‌اش را حفظ کنند. با دیوان بین‌المللی کیفری مخالفت می‌کند به خاطر اینکه هیچ کدام از این نقش‌ها را به او نمی‌دهد.»

طغیان علیه نمادهای برده‌داری

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی افزود: «در بحث مجسمه‌ها برگردیم به context اتفاقاتی که صورت گرفته، مرگ جورج فلوید در حقیقت ظاهرش کشتن یک انسان بوده است. به نظرم باید این را صدای مجموعه‌ای از انسان‌های رنگین‌پوست چه در اروپا و چه در آمریکا بدانیم که دو حرف را دارند مطرح می‌کنند: 1-آیا کسی هست که ما را ببیند، 2- اجازه دهید ما نفس بکشیم؟ آن جمله‌ای که جورج فلوید می‌گوید زمانی که پلیس آمریکا پا بر گلوی او فشرده، به نظرم یک جمله نمادین هست، اما واقعیتش این است که دارد به دنیا می‌گوید، حتی به خود نظام آمریکا می‌گوید که اجازه دهید ما هم در این کشور نفس بکشیم، اجازه دهید ما دیگر قربانی تبعیض نظام‌مند نباشیم. یکی از جاهایی که افراد می‌توانند اعتراض خودشان را نشان دهند همان نمادهایی است که ما در جامعه به شکل‌های مختلف می‌بینیم، از خود مجسمه جورج واشنگتن شروع می‌کنند.»

آیا تو چنین که می‌نمایی هستی؟

دکتر نژندی‌منش در ادامه گفت: «اتفاقاتی از این قبیل هست که ما و افکار عمومی را هوشیار می‌کند تا به قول خیام، آن سؤال را بپرسیم که آیا تو چنین که می‌نمایی هستی؟ تو که هر سال گزارش‌هایی در مورد نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف می‌نویسی، آیا خودت این‌ها را رعایت می‌کنی؟ این به نظرم اتفاق خوبی است که دارد می‌افتد و باعث می‌شود چهره واقعی که پشت حرف‌های قشنگ آمریکایی‌ها سال‌ها مخفی شده بود و الان می‌توانیم شفاف‌تر ببینیم و ما می‌توانیم ببینیم زمانی که آقای ترامپ پیام‌هایی که در توئیتر در مورد برخورد با معترضین می‌دهد، شما یک لحظه تصور کنید رئیس‌جمهور یک کشور دیگری این حرف را می‌زد، آمریکا، اتحادیه اروپا، حتی کشورهای اروپایی چه غوغایی به راه می‌انداختند حتی NGO ها، ولی در رابطه با آقای ترامپ مقداری می‌بینید، گزارشگران سازمان ملل یا خود خانم باشله یا افراد دیگر مثلاً statement صادر می‌کنند، ولی هیچ‌وقت شدت عملی که ما انتظار داریم نمی‌بینیم. این باز حسن‌نیت سازمان‌های بین‌المللی و اتحادیه اروپا و کشورهای دیگر را هم زیر سؤال می‌برد. اصل حسن نیت این است که در موارد مشابه هم برخورد مشابهی داشته باشیم، نه اینکه در رابطه با آمریکا فقط بگوییم media statement صادر می‌کنیم اما اگر در مورد چین یا ایران یا کشور دیگری باشد، یک قطعنامه شدیداللحن صادر می‌کنیم یا گاهی شورای امنیت سازمان ملل متحد را متقاعد کنیم که قطعنامه فصل هفتمی صادر کند.»

سازمان‌های ریاکار بین‌المللی

وی در تشریح رویه سازمان‌های بین‌المللی اضافه کرد: «ولی فرض کنید آیا الان NGO ها یا حتی خود گزارشگران ویژه سازمان ملل این بحث را آمدند مطرح کنند که این اقدامات آمریکا دست کم در مقابل سیاه‌پوستان می‌تواند مصداق بارز جنایت علیه بشریت باشد؟ آیا سازمان ملل متحد می‌خواهد گزارشگر ویژه چه در بحث تبعیض سیستماتیک که در آمریکا وجود دارد چه در بحث برخوردی که با معترضین بوده، طراحی و راه‌اندازی کند؟ اینجا است که نه تنها نفاق و ریاکاری آمریکایی‌ها بلکه به نظرم حتی ریاکاری سازمان‌های بین‌المللی در بحث حقوق بشر را هم می‌توانیم لمس کنیم.»
دکتر بی‌پروا پیرامون راه‌کارهایی جلوگیری از نگاه ابزاری به ارزش‌های حقوق بشری اظهار داشت: «وقتی فرهنگ حقوق بشر و مطالبه حق‌های انسانی با توجه به مؤلفه‌های عقیدتی و فرهنگی ارتقا پیدا کند می‌تواند مقابل استفاده ابزاری دولت‌ها از حقوق بشر را بگیرد. اما این یک قسمت قضیه است، قسمت دوم نحوه‌ی مشارکت جهانی است که بتواند این اقدام را بکند که حقوق بشر سلاح نیست. این موضوع به یک اقدام جمعی احتیاج دارد.»

ساختار آمریکا سیاهان را متضرر می‌کند

دکتر حکمت‌نیا در ادامه پیرامون تعهدات نسل اولی ایالات متحده افزود: «در مورد دولت آمریکا این سؤال مطرح است که آیا دولت آمریکا به پلیس آموزش کافی داده است که تساوی را رعایت کند یا نه؟ اشکال بر سر این است که آموزش اجرای حق به نهادهای حقوقی در آموزش، در سلامت، داده نشده است. یعنی جامعه آمریکا به گونه‌ای است که ساختارش موجب می‌شود که سیاه‌پوستان متضرر شوند، نمی‌خواهیم بگوییم به نفع برسند. یک نظریه در اسناد بین‌المللی تحت نظریه ایده، آمده است که می‌گوید دولت‌ها این‌طور نیست که فقط وظیفه دارند در حقوق منفی مداخله نکنند بلکه باید آموزش‌های لازم را هم بدهند که دیگران بر حقوق منفی مداخله نکنند. پس دولت آمریکا تعهد به حق آزادی سیاه‌پوستان را در اینجا رعایت نکرده علی‌رغم اینکه بنا بر اعتقاد خودش تساوی را در حوزه نسل یک قبول دارد.»

راه‌کارهای پیگیری نقض حقوق بشر در ایالات متحده

دکتر نژندی‌منش درباره راه‌کارهایی که شهروندان آمریکا می‌توانند برای جلوگیری از نقض حقوق خود به آن‌ها متوسل شود گفت: «نه تنها در رابطه با آمریکا، در رابطه با شهروندان هر کشور دیگری، به نظرم بهترین سازوکار مطالبه حق‌های بشری، سازوکارهایی است که در نظام حقوق داخلی تعبیر می‌شود. مگر اینکه سازوکارهای داخلی نتوانند یا نخواهند. آن وقت باید به دنبال گام بعدی باشیم که این هم به این راحتی نیست که بخواهیم بگوییم در سطح داخلی من شهروند نتوانستم حقوق بشر خود را تضمین یا حمایت کنم یا دولت نخواسته یا نتوانسته بلافاصله اتوماتیک‌وار وارد پروسه بین‌المللی می‌شود. اینجا باید دید فرضاً دیوان آمریکایی حقوق بشر کمیسیون آمریکایی حقوق بشر، حق دسترسی شهروندان آمریکایی را برای مراجعه و شکایت از اقدامات دولتشان به این دادگاه و کمیسیون داده یا نه. نکته مهم‌تر دولتی که می‌خواهند از آن شکایت کنند صلاحیت این‌ها را پذیرفته یا نه؟ چون بخش عمده‌ای از حقوق بین‌المللی مبتنی بر توافق دولت‌ها است. باز فراتر از آن در 

”آنچه در آمریکا خوب جواب می‌دهد نقشی است که NGO ها می‌توانند ایفا کنند. اینکه سازمان‌های مردم‌نهاد بتوانند توجه دولت‌های دیگر و هم آن ارکان‌های بین‌المللی که در حوزه نظارت بر اجرای حقوق بشر است، جلب کنند. باز خیلی نگاه خوش‌بینانه و آرمان‌گرایانه است که تا چه حد خود این نهادهای بین‌المللی استقلال داشته باشند و توانایی این را داشته باشند که بیایند به طور جدی، کارنامه حقوق بشری آمریکا را نقد کنند جای تردید است. “

سطح جهانی در کمیته حقوق بشر همین بحث وجود دارد. مثلاً در دیوان بین‌المللی کیفری، آمریکایی‌ها نه تنها مخالف هستند بلکه سر جنگ باز کردند با دیوان، بنابراین در این حوزه‌ها خیلی شانسی برای اتباع آمریکایی یا کسانی که قربانی نقض حقوق بشر توسط آمریکا هستند وجود ندارد.»
وی در ادامه اضافه کرد: «آنچه در آمریکا خوب جواب می‌دهد نقشی است که NGO ها می‌توانند ایفا کنند. اینکه سازمان‌های مردم‌نهاد بتوانند توجه دولت‌های دیگر و هم آن ارکان‌های بین‌المللی که در حوزه نظارت بر اجرای حقوق بشر است، جلب کنند. باز خیلی نگاه خوش‌بینانه و آرمان‌گرایانه است که تا چه حد خود این نهادهای بین‌المللی استقلال داشته باشند و توانایی این را داشته باشند که بیایند به طور جدی، کارنامه حقوق بشری آمریکا را نقد کنند جای تردید است. آیا مثلاً اگر همین بحث در مورد جمهوری اسلامی ایران بود، شما شاهد چه واکنش‌های عملی و جدی بودید؟ بحث تحریم‌ها گزارشگران ویژه، حتی در مورد برخی کشورها، دادگاه‌های ویژه، کمیسیون تحقیق و مواردی که وجود دارد. اینکه فرض کنید در هر جلسه‌ای این بحث مطرح شود، مجمع عمومی گزارش دهد، قطعنامه صادر کند، کمیته ششم مجمع قطعنامه صادر کند، دبیرکل به همین شکل، شورای امنیت، آیا با همین وضعیت که در مورد آمریکا می‌بینیم این اقدامات صورت می‌گیرد؟ یک بخشی از آن کارهای آکادمیک است که صورت می‌گیرد شاید برگزاری همین نشست‌ها و کارهای آکادمیک بتواند برای افکار عمومی تبیین کند تلقی آمریکا از حقوق بشر و سنجش آن با سنجه‌های حقوق بشری.»

نسبیت‌گرایی در حقوق بشر؛ خوب یا بد؟

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی اضافه کرد: «اگر قرار باشد نسبیت فرهنگی باشد پس چرا به فرهنگ‌های آسیایی و آفریقا ایراد می‌گیرند. طبیعتاً ممکن است بحث‌هایی به صورت فرهنگ در خیلی کشورها وجود داشته باشد ممکن است با چیزی که در اسناد حقوق بشری است در تعارض باشد. قاعده «حسن نیت» به ما گوشزد می‌کند اگر اینجا در آمریکا نسبیت فرهنگی را می‌پذیریم پس باید در رابطه با کشورهای آسیایی و اسلامی هم بپذیریم اگر نه، برتری حقوق بین‌المللی و تعهدات بین‌المللی دولت‌ها بر قوانین اساسی‌شان مورد پذیرش قرار دهیم.»

جمع‌بندی

دکتر بی‌پروا در فرصت جمع‌بندی اینگونه اظهار داشت: «ماحصل صحبتی که کردیم در رابطه با نقض‌های حقوق بشر و بحث استفاده ابزاری از حقوق بشر تمرکز بحث را به جورج فلوید کنیم و در چند جمله نتیجه بگیریم که دنیا نسبت به این قضیه چه عکس‌العملی نشان داد از لحاظ حقوقی. دیدیم که دولت‌های مختلف نسبت به این قضیه آمدند اعلام مخالفت کردند و محکوم کردند چه در اروپا، آمریکای لاتین، آسیا. در نظام ملل متحد و نزدیک به 50 کشور آفریقایی تقاضایی از شورای حقوق بشر کردند که در اجلاس 43 در یک جلسه فوق‌العاده و فوری نسبت به صدور قطعنامه در ارتباط با قضیه جورج فلوید اقدام کنند. در پیش‌نویس قطعنامه بحث محکوم کردن آمریکا بود که رئیس شورای حقوق بشر که نماینده دولت اتریش در مقر ژنو سازمان ملل است، از این موضوع استقبال کرد. قطعنامه یک گام بزرگ تاریخی علیه نژادپرستی است. برای تدوین قطعنامه هم گزارشگران موضوعی مثل گزارشگر بحث تبعیض نژادی، گزارشگر آزادی بیان و... بیش از چهار گزارشگر مستقل حضور داشتند.»
وی پیرامون فرآیند صدور قطعنامه اضافه کرد: «منتها در 19 ژوئن که قطعنامه تصویب کردند نام آمریکا از متن اصلی قطعنامه L50 حقوق بشر 19 ژوئن حذف شد. گفتند هر شکل خشونت و تبعیض علیه آفریقایی‌تبارها و افراد دارای نژاد آفریقایی را محکوم می‌کنیم. اعلام می‌کنیم از قربانیان این خشونت‌ها باید حمایت شود و دولت‌ها هم باید خسارات این افراد را بپردازند و به کمیسر عالی حقوق بشر هم مأموریت دادند این موضوع را پیگیری کنند و گزارشش را به شورا دهند. قطعنامه با اجماع تصویب شد هر 47 عضو شورا به آن رأی مثبت دادند. اما نکته منفی این بود که چرا نام آمریکا در این قطعنامه درج نشد به صراحت؟ یک طراحی پیش‌دستانه برای فرار از مسئولیت آمریکا یا کمرنگ کردن نقش آمریکا بود. ولی تبعیض نژادی یا خشونت نسبت به معترضین به تبعیض نژادی یا افراد دارای نژادهای خاص، هم از سوی افکار عمومی دنیا و هم از سوی نهادهای حقوق بشری، دولتی و غیردولتی با یک صدای بلند محکوم شد و این نتیجه این اقدام بود. دنیا با قاطعیت تمام آمد یک «نه» محکم به این خشونت گفت.»
دکتر حکمت‌نیا در جمع‌بندی خود گفت: «به لحاظ بین‌المللی هم دوستان اشاره کردند یک کار سیاسی می‌شود انجام داد. مثلاً همین قطعنامه‌ها، موضع‌گیری‌های سیاسی محکوم کردن که برای چهره کشورها اهمیت زیادی دارد و نمی‌شود به سادگی از کنار آن گذشت. اجماع

”به مرگ هیچ انسانی راضی نیستیم اما به هرحال، قتل جورج فلوید نقطه عطفی خواهد بود در تاریخ آمریکا و حتی در تاریخ حقوق سیاه‌پوستان و حتی در تحولات حقوق بشر. نکته مهم دیگری که وجود دارد، آن نفاقی که سردمداران یا مدعیان حقوق بشر چه کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس و چه سازمان‌های بین‌المللی برای افکار عمومی بیشتر بر ملا می‌کند.“

فرهنگ سیاسی علیه یک کشور بسیار مؤثر است اما اینکه بشود اقدامات حقوقی در سطح بین‌الملل کرد باید اساتید حقوق بین‌الملل پاسخ بدهند.»
دکتر نژندی‌منش جمع‌بندی خود را این گونه مطرح کرد: «به مرگ هیچ انسانی راضی نیستیم اما به هرحال، قتل جورج فلوید نقطه عطفی خواهد بود در تاریخ آمریکا و حتی در تاریخ حقوق سیاه‌پوستان و حتی در تحولات حقوق بشر. نکته مهم دیگری که وجود دارد، آن نفاقی که سردمداران یا مدعیان حقوق بشر چه کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس و چه سازمان‌های بین‌المللی برای افکار عمومی بیشتر بر ملا می‌کند. نکته دیگر، باز بیشتر پی می‌بریم حقوق بشر ملجأ و پناهگاه خیلی مطمئنی برای قربانیان و افراد انسانی نیست. حالا فرض هم بر این بگذاریم که نظام قضایی آمریکا بخواهد وارد شود و... باز هم آن عدالتی که باید برای سیاه‌پوستان محقق شود، اجرا نخواهد شد و بعدش باید چه کار کنند؟ این خلأها در عرصه بین‌المللی وجود دارد.
وی ادامه داد: «نبود صلاحیت اجباری عام برای یک دیوان بین‌المللی کیفری، حتی محاکم منطقه‌ای که وجود دارد مثل دیوان آمریکایی حقوق بشر که بتواند رفتار خودسرانه دولت‌ها را کنترل کند دستاوردهایی است که از قطرات خون جورج فلویدها، نه فقط او، از 2013 تا 2019 نزدیک 1945 سیاه‌پوست بدون اسلحه و مقاومت توسط پلیس آمریکا کشته شدند، به دست آمده است. به نظرم این‌ها بحث‌های جدید در گفتمان حقوق بشری و بحث‌های نظری می‌تواند ایجاد کند. در هر صورت به نظرم این فضایی که از نظر سیاسی خیلی از کشورهایی که زخم‌خورده گزارش‌های مغرضانه حقوق بشری هستند می‌توانند این بحث‌ها را برجسته کنند و در نهادهایی که نفوذ سیاسی و دیپلماسی قوی دارند می‌توانند قطعنامه‌های سیاسی یا به دنبال روزنه‌هایی برای اقدامات حقوقی بگردند. همان‌طور که آمریکایی‌ها این حق را به خودشان می‌دهند تا در آن سر دنیا در عراق و افغانستان به بهانه مداخله بشردوستانه وارد شوند شاید کشورهای دیگر هم این حق را به خودشان بدهند تحت عنوان responsibility to protect یا مداخله بشردوستانه اقدامات نرم حقوقی را انجام دهند.»

آخرین اخبار
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها