کد خبر:۲۷۹
۰۷ شهريور ۱۳۹۵ | ۱۳:۳۰
تاریخ : ٢٦ مرداد ١٣٩٣ موضوع : استراتژیک برگزارکننده : معاونت پژوهشهای روابط بین‌الملل
خلاصه

دریای خزر و موضوعات مرتبط با آن، به‌ویژه در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، محیط زیست و توسعه پایدار از اهمیتی به‌سزا در سیاستگذاری‌های خارجی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. برگزاری نشست سران کشورهای حوزه این پهنه آبی در مهرماه سال جاری (١٣٩٣) در آستاراخان روسیه، فضایی را برای مراکز مطالعاتی و پژوهشی، همچنان کارشناسان این حوزه پدید آورده تا تلاش نمایند با برگزاری نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های علمی در این زمینه، توصیه‌هایی در زمینه سیاست‌های بهینه جمهوری اسلامی در حوزه‌‌های مختلف مسائل خزر به دستگاه دیپلماسی کشور ارائه دهند.
معاونت پژوهش‌های بین‌الملل مرکز تحقیقات استراتژیک، از مراکز فعالی است که از سال گذشته در این حوزه گام برداشته و با برگزاری نخستین نشست تخصصی پیرامون رژیم حقوقی دریای خزر در سوم اسفندماه ١٣٩٢، پیشنهاداتی کاربردی در این زمینه ارائه داده است. این معاونت در تاریخ ٢٦ مردادماه سال جاری و با توجه به تحولات سیاسی رخ‌داده در تعارض روسیه و غرب بر سر اوکراین، همچنین تحولات خاورمیانه، دومین نشست تخصصی در این حوزه را با محوریت «مسائل سیاسی دریای خزر» با حضور کارشناسان بنام کشور در این حوزه برگزار نمود. در این نشست در ابتدا جناب آقای دکتر ولایتی، ریاست مرکز تحقیقات جلسه را افتتاح نمودند و سفرای جمهوری اسلامی ایران در کشورهای ترکیه (جناب آقای علیرضا بیگدلی)، آذربایجان (جناب آقای محسن پاک‌آیین) و قزاقستان (جناب آقای مجتبی دمیرچی‌لو) به ارائه نظر و سخنرانی پرداخته؛ پس از ارائه نظرات جناب آقای دکتر جهانگیر کرمی، استاد دانشگاه تهران، سایر کارشناسان حاضر در جلسه از نهادهای سیاسی، اقتصادی، تجاری، محیط‌زیستی و حمل‌و نقل مرتبط با دریای خزر، به ابراز نظر و طرح دیدگاه‌های خود پرداختند.
محورهای اصلی این نشست به شرح زیر بود:
- دریای خزر و مسائل آن
- دریای خزر، ترکیه و ایران
- دریای خزر، آذربایجان و ایران
- دریای خزر، قزاقستان و ایران
- چشم انداز روابط نزدیکتر روابط ایران و کشورهای حاشیه خزر
سخران افتتاحیه این نشست آقای دکتر ولایتی، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک بود. ایشان با اشاره به اهمیت و جایگاه دریای خزر در سیاست خارجی ایران، اجلاس آتی سران در آستارخان روسیه را مهمترین اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر تاکنون دانسته و تاکید کرد که مسئولان ما باید در نهایت آمادگی پا به این نشست گذارده و نهادها و مراکز مطالعاتی نیز در تحلیل و بررسی همه جانبه مسایل خزر باید به دستگاه سیاست خارجی کشور یاری نمایند. ایشان ضمن اشاره به مسائل مختلف خزر ازجمله محیط زیست، حمل و نقل دریایی و کشتیرانی، منابع انرژی، رژیم حقوقی و ... توجه به همه این مسائل در کنار هم را در حل نهایی و دستیابی به توسعه و همکاری پایدار مهم دانستند. ایشان حادثه مرداد ١٣٨٠ در دریای خزر مبنی بر اعزام دوکشتی از سوی شرکت بی پی را یادآورشدند. ایشان ضمن اشاره به دستور شجاعانه رهبر انقلاب مبنی بر ایستادگی وزارت امور خارجه و حتی نیروهای نظامی ایران در مقابله با حفاری و اکتشاف شرکت بی پی در حوزه البرز که به کارفرمایی جمهوری آذربایجان انجام می شد و نهایتا منجر به عقب نشینی بی پی و جمهوری آذربایجان از این حوزه شد، بر سهم ٢٠ درصدی ایران در حوزه خزر تا تعیین نهایی رژیم حقوقی دریای خزر تاکید کردند. وی گفت که دیدگاه ٥٠ درصدی سهم ایران از خزر که مبتنی بر استنباط نادرست از معاهدات ایران و شوروی سابق است، اساسا اشتباه است و عده ای ناخواسته و نادانسته به آن دامن می زنند؛ چرا که در صورت قایل شدن حق ٥٠ درصدی ایران در خزر، مرزهای آب های سرزمینی کشورها در یکدیگر داخل می گردند.
در ادامه آقای علیرضا بیگدلی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور ترکیه، که در گذشته نیز سفیر ایران در کشورهای قزاقستان، آذربایجان و قبرس بوده، موضوع بحث خود را با عنوان خزر، ترکیه و ایران آغاز کرد. وی ضمن اشاره به مباحث و مسائل داخلی ترکیه، بحث خود را حول سه محور دموکراتیزاسیون، توسعه اقتصادی و دیپلماسی فعال به عنوان اصلی ترین دغدغه و چراغ راهنمای مسئولان ترکیه بخصوص در دولت اسلامگرای آقای اردوغان طرح کرد و گفت که هرسه این محور به موازات هم و در یک راستا برای ترکها از اهمیت برخوردار است. بر این اساس می توان تاثیر ترکیه در مسائل حوزه خزر را بر اساس این سه محور و ارتباط آن با منافع ایران در حوزه خزر بررسی و تحلیل کرد. همچنین وی ضمن اشاره به کتاب عمق ژئوپلتیک نوشته آقای اردوغان، مباحث این کتاب را چراغ راهنمای مسئولان جدید ترکیه دانست. وی ضمن اشاره به دیدگاه های متفاوت در ایران پیرامون روابط ایران و ترکیه، ضمن رد دیدگاه رقابت با ترکیه، بر همکاری با ترکیه و نگاه فرصت مندانه به ترکیه تاکید کرد و از این راه گفتگوه های سه جانبه ایران- آذربایجان و ترکیه را که به ابتکار جمهوری آذربایجان در سطح وزرای خارجه انجام شده است، فرصت مناسبی برای هر سه کشور، به خصوص ایران دانست.
در ادامه آقای محسن پاک‌آیین، سفیر جمهوری اسلامی ایران در آذربایجان به ایراد سخرانی پیرامون روابط ایران و آذربایجان با محوریت خزر پرداخت. وی ضمن اشاره به سه محور اصلی سیاست خارجی آذربایجان یعنی؛ ١) استقلال و افزایش قدرت آذربایجان، ٢) مسئله قراباغ و ٣) پیشرفت و توسعه آذربایجان با محوریت انرژی، نگاه آذربایجان به حوزه خزر را حداکثری دانست؛ چنانکه در اصل ١٢ قانون اساسی این کشور نیز آذربایجان، دریای خزر را قلمرو خود دانسته و نسبت به آن حساسیت خاصی دارد. در بحث رژیم حقوقی خزر باید گفت که آذربایجان قائل به تقسیم کلی خزر؛ چه در سطح و چه در بستر دریا می باشد. همچنین وی ضمن اشاره به اهمیت منابع انرژی حوزه خزر برای توسعه و پیشرفت آذربایجان، این کشور را تنها کشور ساحلی دانست که در سطح قابل توجهی به استحصال و فروش نفت و گاز از این حوزه دست زده است و در این راستا نیز در حوزه البرز با ایران و در حوزه چراغ، عثمان و سردار با ترکمنستان با مشکلاتی مواجه شده است.
در ادامه این نشست آقای مجتبی دمیرچی لو، سفیر جمهوری اسلامی ایران در قزاقستان به ارائه دیدگاه های خود پرداخت. وی ضمن اشاره به مسائل و اختلافات میان کشورهای حاشیه خزر، اهم این مشکلات را ناشی از بن بست در رژیم حقوقی خزر دانست. چه اینکه در حوزه دریای خزر، نه حقوق معاهداتی خاصی وجود دارد و نه می توان مسائل کلان آن را از منظر حقوق عام بین المللی ناظر بر حقوق بین الملل دریاها حل کرد. زیرا خزر از یک زاویه به عنوان یک دریاچه محصور در بین چند کشور ساحلی قلمداد می شود و لذا حقوق بین الملل دریاها بر آن صادق نیست. در حوزه حقوق عرفی هم مبنای خاصی در مورد خزر وجود ندارد؛ چراکه شیوه های متفاوتی در تقسیم دریاچه ها توسط کشورهای ساحلی وجود نداشته و لذا می توان گفت که قواعد عرفی عام هم در مورد دریای خزر کمک نمی کند. آقای دمیرچی لو ضمن اشاره به مباحث و مشکلات حقوقی فراروی حوزه خزر به موضوع روابط ایران و قزاقستان در حوزه خزر نیز اشاره کرده و گفت که قزاقستان خود را متعهد به معاهدات ١٩٢١ و ١٩٤٠ ایران و شوروی ندانسته و معتقد است که در بحث رژیم حقوقی خزر می توان برمبنای کنوانسیون حقوق دریاها عمل کرد و بر همین اساس نیز مزر دریایی ١٢ مایل دریایی را با جدیت حفاظت و حمایت می کند. در بحث حمل و نقل دریایی و کشتیرانی نیز به دلیل محدودیت و محصور بودن قزاقستان در خشکی این کشور به استفاده ویژه ای از کنوانسیون حقوق دریا ها دست زده و قائل به آزادی کشتیرانی در دریای خزر است در حالی که در بحث بهره برداری از منابع بستر و زیر دریا طی توافقاتی با روسیه و ترکمنستان به تقسیم دریا دست زده است. نهایتا اینکه قزاقستان به لحاظ اینکه با ایران مرز و ساحل مشترک ندارد، اختلاف چندانی هم با ایران در حوزه خزر ندارد و هر دو کشور نیز قائل به آزادی کشتیرانی و حمل و نقل در خزر هستند و از این جهت مشابه هم هستند. همچنین هر دو کشور در بحث تقسیم بستر دریا معتقدند که باید محدوده ها مشخص شود اگر چه چگونگی این تقسیم بندی قدری متفاوت است و در حالی که قزاقستان قائل به خط منصف است ایران چنین تقسیمی را نمی پذیرد. قزاقستان در این حوزه ها اختلافی با ایران ندارد و هر دو کشور مایلند که زودتر مسائل خزر حل شده و همه کشورها به یک نظام حقوقی مشترک و پایدار در این حوزه دست یابند.
در ادامه نشست آقای دکتر جهانگیر کرمی، استاد دانشگاه تهران به ایراد سخرانی با موضوع چشم انداز روابط نزدیکتر روابط ایران و کشورهای حاشیه خزر پرداخت. وی ضمن اشاره به روابط ایران و کشورهای حوزه خزر در ٢٣ سال گذشته، این روابط را معمولی و عادی ارزیابی کرده و اضافه کرد که اگرچه این روابط مانع بحرانی شدن روابط منطقه ای شده، اما چندان نیز موثر نبوده و نتوانسته است بر وزن منطقه ای ایران بیفزاید و یا مشکلات منطقه را حل کند. وی سیاست خارجی کشورهای حاشیه خزر را اینچنین برشمرد:
١) برای روسیه، حوزه خزر الویت سیاست خارجی محسوب می شود و روس ها در این حوزه نوعی احساس برتری روسی در تضمین روابط منطقه ای از خود بروز می دهند.
٢) در مقابل ایران با رویکرد فرامنطقه گرایی در سیاست خارجی، بیشتر درگیر مسایل خلیج فارس و خاورمیانه عربی است تا حوزه خزر.
٣) ترکمنستان هم نوعی سیاست بی طرفانه در حوزه خزر اتخاذ کرده است
٤) در مقابل آذربایجان با نگاه به غرب، به نوعی حساسیت ایران و روسیه را نسبت به مسائل منطقه برانگیخته است.
وی در نهایت معتقد است که اگرچه در آینده روابط کشورهای ساحلی خزر بهتر از گذشته خواهد بود، اما در فقدان درک مشترک منطقه ای از حوزه خزر، نمی توان امیدوار به تشکیل نهاد یا سازمانی منطقه ای به منظور حل مسائل و مشکلات منطقه خزر بود.
در ادامه آقای دکتر محمدکاظم سجادپور، دستیار ویژه وزیر امور خارجه به طور خلاصه به طرح مسائلی در ارتباط با حوزه خزر پرداخت. ازجمله اینکه:
١) مسائل حوزه خزر فقط مسئله رژیم حقوقی نیست، بلکه این مسائل چند بعدی است.
٢) از منظر تغییر و تحولات نظام، با توجه به فضاهای منطقه ای طولی در دوران جنگ سرد، می توان گفت که حوزه خزر در بلوک شرق واقع شده بود و لذا از بعد بین المللی چندان اهمیتی نداشت. اما بعد از فروپاشی شوروی و بلوک شرق و توجه قدرت های فرامنطقه ای و بین المللی، حوزه خزر از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است.
٣) اهمیت خزر و ورود آن به نظام بین الملل، خود به سه مرحله تقسیم می شود. در مرحله اول که بعد از فروپاشی شوروی و در طی دهه ١٩٩٠ بود، ناشی از توجه و اهمیت زیاد آن در نظام بین الملل بود. اما در مرحله دوم به نوعی با بی توجهی مواجه شده است و اکنون که در پیچ مرحله دوم به سوم هستیم، حوزه خزر دارای یک نوع اهمیت تدریجی شده است. همین نگاه نیز در داخل ایران نسبت به خزر وجود دارد.
٤) ایران چاره ای جز نگاه متوازن منطقه ای ندارد و این نگاه متوازن منطقه نیازمند ابزارهایی است که از آن جمله باید به ابزارهای اقتصادی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی در حوزه خزر اشاره کرد.
در پایان نیز سایر کارشناسان و پژوهشگران شرکت کننده در این اجلاس به طرح سوالات و تبادل نظر پرداختند و در نهایت نیز دکتر عباس ملکی، معاون پژوهش های بین الملل مرکز طی یک جمع بندی راجع به نشست مطالب زیر را بیان کرد:
١) هم اکنون مهمترین مسئله برای ایران این است که آیا گذر زمان و تعیین رژیم حقوقی در این مرحله به نفع ایران است و می تواند حداکثر منافع ما را در خزر تامین کند یا خیر؟
٢) جلسه سران کشورهای ساحلی در آستاراخان نقطه عطفی در مسائل دریای خزر و تصمیم گیری خواهد بود.
٣) سیاست آذربایجان حفظ وضع موجود در خزر و استفاده از منابع انرژی خزر است.
٤) یکی از دلایل گرایش آذربایجان به تقسیم آن است که در صورت تقسیم، آذربایجان با تمام 4 کشور مرز مشترک آبی دارد. در حالیکه در مورد دیگر کشورها بخصوص ایران صادق نیست.
٥) ما اگر چه با سه کشور حاشیه خزر در اکو عضو هستیم، اما از لحاظ اقتصادی خاصیت تکمیل کنندگی نداریم.
٦) در حوزه انرژی خزر، گاز طبیعی، 3 کشور از 5 کشور دنیا در این منطقه هستند. اساس فعالیت همکاری است.
٧) یکی از دلایل عدم فعالیت برای تولید نفت و گاز به صورت وسیع در خزر آن است که همچنان تولید در جنوب ایران به صرفه تر است.
٨) ایران و روسیه گرچه با یکدیگر همکارند بخصوص در مسائل جهانی، اما در مسائل منطقه ای می توانند رقیب باشند. پس ایران باید با دیگر کشورهای منطقه خزر روابط نزدیکی داشته باشد.
٩) کریدور شمال و جنوب بیشتر از هر کار دیگری برای ما سودآور خواهد بود.
١٠) در موافقتنامه گمرکی روسیه، قزاقستان و روسیه سفید چرا ما چهارمین نباشیم.
١١) تشکیل یک سازمان جدی در دریای خزر در میان دولتهای ساحلی مهمترین کار ایران است.
ارسال نظرات
پربازدید ها