کد خبر:۱۷۵۶
۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۳:۴۸
یادداشت تحلیلی

کشاورزی خورشیدی هوشمند؛ سرریز فناوری‌های بومی از صنایع دفاعی به تولید و ساخت مزیت آینده کشور

پنل خورشیدی
سرریز فناوری‌های بومی (ماهواره، پهپاد و هوش مصنوعی) از صنایع دفاعی به بخش کشاورزی، نه تنها تولیدِ همزمان غذا و انرژی پاک را ممکن می‌سازد، بلکه با تبدیل محدودیت تاریخی و جغرافیایی گرمای کشور به یک مزیت فناورانه، مسیری تازه برای پیشرفت و اشتغال‌زایی کشور می‌گشاید.

مقدمه

کشورمان ایران، سال‌هاست گرما، خشکی و کویر را عمدتاً به‌عنوان محدودیت دیده است؛ اما شاید یکی از مهم‌ترین تغییرات نگرشی موردنیاز برای آینده، این باشد که بخشی از همین محدودیت‌ها را به مزیت فناورانه تبدیل کنیم. کشور در کمربند خورشیدی جهان قرار گرفته و بخش بزرگی از پهنه‌ی سرزمین ما، از تابش خورشیدی بالایی برخوردار است. مطالعات علمی، تابش سالانه حدود ۱۸۰۰ تا ۲۲۰۰ کیلووات‌ساعت بر مترمربع و بیش از ۲۸۰ روز آفتابی در بخش بزرگی از کشور را تأیید کرده‌اند.

همزمان، کشور با یک واقعیت بنیادی مواجه است: آب، یک نهاده فراوان و ارزان برای توسعه کشاورزی نیست. بر اساس داده‌های FAO، بخش کشاورزی حدود ۹۲ درصد مصارف آب کشور را به خود اختصاص می‌دهد؛ مطالعات جدید نیز نشان‌دهنده‌ی فشار فزاینده بر منابع آب و آبخوان‌های ایران است. از سوی دیگر، کشور با نیاز پایدار به انرژی، ضرورت افزایش بهره‌وری کشاورزی، نیاز به امنیت غذایی و ضرورت ایجاد فرصت‌های شغلی جدید برای نسل جوان روبه‌روست.

در چنین شرایطی، یک پرسش مهم مطرح می‌شود: آیا می‌توان به‌جای انتخاب میان کشاورزی و انرژی خورشیدی، آنها را در یک سامانه هوشمند به یکدیگر پیوند داد؟ پاسخ، فناوری «کشاورزی خورشیدی» است؛ اما پیشنهاد این نوشتار، چیزی فراتر از وارد کردن یک فناوری خارجی است: «طراحی یک مدل ایرانی از کشاورزی خورشیدی که با ماهواره، پهپاد، حسگرهای زمینی و هوش مصنوعی مدیریت شود».

 

کشاورزی خورشیدی بر پایه مزیت‌های فناورانه بومی کشور

کشاورزی خورشیدی به معنای استفاده همزمان از یک زمین برای تولید محصول کشاورزی و تولید انرژی خورشیدی است. این فناوری، یک ایده آزمایشگاهی صِرف نیست. ژاپن از سال ۲۰۱۲، سیاست حمایتی برای آن ایجاد کرده و چین، فرانسه، آلمان، ایتالیا، کره‌جنوبی و آمریکا نیز پروژه‌هایی در این‌باره اجرا کرده‌اند. در ژاپن هزاران سامانه کشاورزی خورشیدی ایجاد شده و چین به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای این فناوری تبدیل شده است.

حتی در محیط‌های خشک، شواهد علمی، امیدوارکننده‌ای وجود دارد. پژوهش‌های دانشگاه آریزونا نشان داده که طراحی مناسب آرایه‌های خورشیدی می‌تواند مصرف آب برخی محصولات را کاهش دهد و در اقلیم‌های گرم و خشک، سایه‌ی بعدازظهر می‌تواند از تنش حرارتی گیاه بکاهد. در یک مطالعه، مدل‌سازی کاهش مصرف آب در حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد متناسب با میزان پوشش آرایه را نشان داد.

این نکته برای کشورمان اهمیت ویژه‌ای دارد. در جایی که مسئله اصلی صرفاً «تولید بیشتر» نیست، بلکه «تولید بیشتر با آبِ کمتر» است، ارزش کشاورزی خورشیدی را باید نه فقط با کیلووات برق و تُن محصول، بلکه با شاخصی مانند «ارزش اقتصادی تولید به ازای هر مترمکعب آب» سنجید.

البته نباید از یک خطای مهم پرهیز کرد: هر پنل خورشیدی را نمی‌توان روی هر مزرعه‌ای نصب کرد. شدت سایه، ارتفاع پنل، فاصله ردیف‌ها، جهت نصب، نوع محصول، نوع خاک، دما، باد و الگوی آبیاری همگی بر نتیجه، اثر می‌گذارد. مرور مطالعات تجربی نیز نشان می‌دهد نتایج میان محصولات و اقلیم‌های مختلف باهم متفاوت است. بنابراین، مزیت ایران دقیقاً در کپی‌کردن مدل ژاپن، چین یا آمریکا نیست؛ در طراحی یک مدلِ مخصوص اقلیم ایران است.

کشور می‌تواند این کار را با یک زیرساخت داده‌ای ملی آغاز کند. ماهواره‌ها می‌توانند در مقیاس منطقه‌ای اطلاعاتی درباره پوشش گیاهی، رطوبت، دمای سطح زمین، تغییرات کشت و عملکرد محصولات فراهم کنند. در مقیاس مزرعه، پهپادهای مجهز به دوربین‌های چندطیفی می‌توانند اطلاعات بسیار دقیق‌تری درباره وضعیت گیاه، تنش آبی، بیماری و ناهمگونی مزرعه ارائه دهند. پژوهش‌های جدید نیز نشان داده که ترکیب داده‌های ماهواره‌ای و پهپادی می‌تواند اطلاعات چندمقیاسی برای پایش محصولات فراهم کند.

این ظرفیت برای کشور، صرفاً نظری نیست. پژوهش‌هایی درباره استفاده از پهپاد در کشاورزی در کشورمان انجام شده و مطالعات جدید، ظرفیت آن را برای افزایش دقت عملیات، پایش و مدیریت نهاده‌ها بررسی کرده است. همچنین پژوهش ۲۰۲۶ (Hedayati & Molajou) درباره پیش‌بینی عملکرد گندم در کشور نشان می‌دهد داده‌های سری زمانی ماهواره‌ای می‌توانند برای پیش‌بینی عملکرد در اقلیم‌های متنوع کشور به کار گرفته شوند.

در مرحله بعد، هوش مصنوعی می‌تواند این داده‌ها را به تصمیم تبدیل کند: کدام محصول در یک نقطه مناسب‌تر است؟ پنل‌ها با چه ارتفاع و فاصله‌ای نصب شوند؟ چه مقدار سایه مطلوب است؟ چه زمانی آبیاری انجام شود؟ کدام بخش مزرعه دچار تنش شده است؟ و چگونه میان تولید برق و تولید محصول تعادل برقرار شود؟ در چنین مدلی، ماهواره چشم سامانه، پهپاد ابزار تشخیص، حسگر زمینی ابزار اندازه‌گیری و هوش مصنوعی مغز تصمیم‌گیری خواهد بود.

این رویکرد می‌تواند یک مزیت اقتصادی مهم نیز ایجاد کند. کشور، مجبور نیست تنها برق یا محصول کشاورزی صادر کند. اگر بتواند در طی چند سال یک «سکوی (پلتفرم) کشاورزی خورشیدی برای اقلیم‌های خشک» توسعه دهد، بازار بالقوه آن فقط داخلی نخواهد بود؛ کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیای مرکزی و دیگر مناطق خشک جهان نیز با مسئله مشابه آب، گرما و انرژی مواجه‌اند. البته بدیهی است که باید اجزای این سکو (نرم‌افزار، سخت‌افزار، روش‌شناسی) به دقت، مشخص‌ شود.

در اینجا حتی ظرفیت‌های موجود کشور در حوزه فضایی، پهپادی، الکترونیک، مخابرات و هوش مصنوعی می‌تواند به یک زنجیره غیرنظامی و اقتصادی جدید متصل شود. این امر لزوما  به معنای انتقال مستقیم فناوری‌های نظامی نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، تبدیل دانش و زیرساخت‌های فناورانه موجود و بویژه نظامیِ کشور به محصولاتِ غیرنظامیِ رقابت‌پذیر است.

هدف نهایی ما نیز نباید ساخت چند مزرعه نمایشی باشد. هدف، باید ایجاد یک صنعت جدید باشد: طراحی و ساخت سازه‌های کشاورزی خورشیدی، تجهیزات کنترل، حسگرها، سامانه‌های آبیاری هوشمند، نرم‌افزارهای تحلیل داده، خدمات ماهواره‌ای و پهپادی و سامانه‌های مدیریت انرژی و آب.

به این ترتیب، «کویر» دیگر فقط زمینی کم‌حاصل نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک زیرساخت جدید تولید غذا، انرژی و فناوری باشد. البته در این مسیر، چالش‌هایی نیز وجود دارد ازجمله هزینه‌های اولیه بالا، کمبود نیروی متخصص، موانع قانونی یا تعارض منافع با نیروگاه‌های خورشیدی بزرگ‌مقیاس.

 

توصیه‌های سیاستی

  • ایجاد «برنامه ملی کشاورزی خورشیدی هوشمند» با مشارکت وزارتخانه‌های نیرو، جهاد کشاورزی، علوم و ارتباطات و بخش خصوصی.
  • اجرای پایلوت‌های چندساله و مستقل در چند اقلیم متفاوت، از کرمان و یزد تا خراسان، سیستان و بلوچستان و مناطق شمالی، پیش از هرگونه توسعه وسیع.
  • تهیه اطلس ملی کشاورزی خورشیدی با تلفیق داده‌های تابش خورشید، آب، خاک، محصول، ماهواره، پهپاد و شبکه‌های هواشناسی.
  • تعریف معیار موفقیت به گونه‌ای که با یک قطعه زمین و مقدار مشخص آب، بتوان همزمان غذای بیشتر، انرژی پاک بیشتر و درآمد بالاتری ایجاد نمود.
  • حمایت هدفمند از شرکت‌های دانش‌بنیان برای ساخت سازه، حسگر، نرم‌افزار، سامانه‌های کنترل و تجهیزات بومی.
  • ایجاد مراکز آزمون و استاندارد ملی برای سنجش اثرات کشاورزی، اقتصادی و زیست‌محیطی این سامانه‌ها.
  • هدف‌گذاری صادرات فناوری: از همان ابتدا پروژه‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که محصول نهایی فقط برق یا محصول کشاورزی نباشد، بلکه «فناوری کشاورزی خورشیدی برای اقلیم خشک» نیز به یک محصول صادراتی تبدیل شود.
  • تأمین سرمایه از طریق صندوق‌های پروژه در بورس انرژی برای جذب نقدینگی مردمی، تسهیلات بانکی مناسب، و قراردادهای بلندمدت خرید تضمینی برق به‌عنوان تضمین درآمد سرمایه‌گذاران.
  • تشکیل یک دبیرخانه موقت و کوچک با حداکثر ۵ نفر از کارشناسان ارشد وزارت نیرو و جهاد کشاورزی، با مأموریت مشخص دوساله و اختیار کامل برای هماهنگی و رفع موانع اجرایی، بدون نیاز به تشکیل جلسات اداری سنگین و با استفاده از سامانه‌های تصمیم‌گیری الکترونیکی.

 

کشور برای ساخت آینده خود الزاماً به منابع طبیعی جدید نیاز ندارد؛ بخشی از منابع آینده همین امروز در اختیار ماست: خورشید، زمین، دانش، نیروی انسانی و توانایی تبدیل داده به تصمیم. مسئله اصلی، کنار هم قرار دادن این ظرفیت‌هاست. اگر کشور بتواند این پیوند را علمی، مرحله‌ای دنبال کند، بسیار جای امید است که یکی از محدودیت‌های تاریخی و جغرافیایی کشور ـ-گرما و خشکی- به یکی از مزیت‌های فناورانه نسل آینده تبدیل شود. باید دانست که کلید موفقیت، طراحی مخصوص اقلیم کشور ماست؛ نه کپی‌برداری از مدل‌های خارجی.

دکتر یدالله صادقی؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیقات راهبردی
ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها