کد خبر:۱۷۵۵
۲۹ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۷:۰۰
معرفی گزارش «راهبردها و الزامات توسعه الگوهای موفق مردمی در جهش تولید کشور»

چگونه می‌توان الگوهای موفق مردمی را به موتور جهش تولید تبدیل کرد؟

گروه تولیدی
«راهبردها و الزامات توسعه الگوهای موفق مردمی در جهش تولید کشور» عنوان گزارشی است که در گروه تولیدی و زیربنایی پژوهشکده تحقیقات راهبردی توسط یداله صادقی، عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیقات راهبردی تهیه و تدوین شده است. این گزارش با بررسی تجربه‌های موفق مردمی در حوزه تولید، به دنبال شناسایی راهکارهایی برای تبدیل این تجربه‌های پراکنده به دانش راهبردی قابل استفاده در سیاست‌گذاری و حکمرانی تولید است و بر نقش مدیریت دانش، بازتعریف نقش دولت و تقویت نهادهای میانی در توسعه این الگوها تأکید دارد.

مقدمه:

جهش تولید با مشارکت مردم، به‌عنوان یکی از رویکردهای مهم برای تقویت ظرفیت‌های اقتصادی کشور، نیازمند فراتر رفتن از سطح شعار و حرکت به سمت سازوکارهایی است که بتواند مردم را به کنشگران مؤثر و پایدار در عرصه تولید تبدیل کند. تحقق چنین رویکردی، صرفاً به افزایش حضور مردم در فعالیت‌های اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه مستلزم شناسایی ظرفیت‌های موجود، یادگیری از تجربه‌های موفق و فراهم‌کردن امکان تکرار و توسعه این تجربه‌ها در نقاط مختلف کشور است.

در سراسر کشور، نمونه‌هایی از تولید مردمی شکل گرفته‌اند که با وجود محدودیت‌های مالی، نهادی و ساختاری، توانسته‌اند به نتایجی همچون پایداری اقتصادی، ایجاد اشتغال، نوآوری بومی و افزایش تاب‌آوری در برابر شوک‌ها دست پیدا کنند. با این حال، بخش مهمی از تجربه و دانشی که در این فرایند شکل گرفته، همچنان در سطح محلی باقی مانده و سازوکاری برای تبدیل آن به دانش قابل استفاده در سیاست‌گذاری ملی وجود ندارد.

گزارش حاضر با تمرکز بر همین مسئله، تلاش می‌کند مسیر تبدیل تجربه‌های پراکنده و موفق مردمی به دانش راهبردی قابل تسری را بررسی کند.

مسئله گزارش:

تجربه‌های موفق تولید مردمی نشان می‌دهد که موفقیت این الگوها لزوماً نتیجه برخورداری از حمایت‌های گسترده و مستقیم دولتی نبوده است. در بسیاری از این تجربه‌ها، عواملی همچون سرمایه اجتماعی، دانش بومی، شبکه‌های محلی، یادگیری تدریجی و کنشگری فعال مردم نقش مهمی در شکل‌گیری و تداوم فعالیت‌های تولیدی داشته‌اند.

با وجود این، نبود یک نظام منسجم برای شناسایی، ثبت، تحلیل و تسری تجربه‌های موفق باعث شده است بخش قابل‌توجهی از این دانش در همان محیط محلی باقی بماند. در نتیجه، تجربه‌ای که می‌تواند برای سایر مناطق و سیاست‌گذاران قابل استفاده باشد، الزاماً به یک الگوی قابل فهم و قابل تکثیر تبدیل نمی‌شود.

از این منظر، مسئله اصلی گزارش صرفاً شناسایی نمونه‌های موفق نیست؛ بلکه این است که چگونه می‌توان از تجربه این نمونه‌ها یاد گرفت و دانش حاصل از آنها را به ابزاری برای سیاست‌گذاری و حکمرانی تولید تبدیل کرد.

مدیریت دانش؛ حلقه اتصال تجربه و سیاست‌گذاری:

گزارش برای پاسخ به این مسئله، رویکرد «مدیریت دانش» را مطرح می‌کند. در این چارچوب، مدیریت دانش صرفاً به معنای جمع‌آوری اطلاعات یا مستندسازی تجربه‌های تولیدکنندگان نیست؛ بلکه فرایندی نظام‌مند برای تبدیل تجربه‌های زیسته به الگوهایی است که هم برای سیاست‌گذاران قابل فهم باشند و هم امکان استفاده و تکثیر آنها در سایر بسترهای محلی وجود داشته باشد.

بر این اساس، گزارش چرخه‌ای متشکل از شناسایی الگوهای موفق، تجربه‌نگاری عمیق، تحلیل عوامل موفقیت و شکست، استخراج الگوهای دانشی و طراحی سازوکارهای تسری را به‌عنوان ستون اصلی این رویکرد پیشنهاد می‌کند.

در این نگاه، تجربه‌های موفق محلی تنها نمونه‌هایی پراکنده از فعالیت اقتصادی نیستند؛ بلکه می‌توانند به منابعی برای یادگیری سیاستی تبدیل شوند. استخراج عوامل مؤثر بر موفقیت و شناخت موانع و عوامل شکست، امکان می‌دهد از این تجربه‌ها برای طراحی سیاست‌ها و سازوکارهای جدید استفاده شود.

بازتعریف نقش دولت در مردمی‌سازی تولید:

یکی از یافته‌های اصلی گزارش، ضرورت تغییر در نقش دولت در فرایند مردمی‌سازی تولید است. بر اساس یافته‌های گزارش، مردمی‌سازی تولید زمانی موفق و پایدار خواهد بود که دولت از مداخله مستقیم و تصدی‌گری فاصله گرفته و به سمت تسهیلگری فعال، مانع‌زدایی هوشمند و پشتیبانی دانشی حرکت کند.

در این چارچوب، سیاست‌های حمایتی زمانی می‌توانند به توسعه تولید مردمی کمک کنند که زمان‌مند و مسئله‌محور باشند و در کنار حمایت، به یادگیری و تقویت توانمندی‌های درونی کنشگران مردمی نیز توجه داشته باشند.

در مقابل، حمایت‌های غیرهدفمند و بلندمدت می‌توانند به وابستگی، رانت و تضعیف ابتکار عمل مردم منجر شوند. بنابراین، نقش دولت در الگوی پیشنهادی گزارش، جایگزین شدن با کنشگران مردمی نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که مردم بتوانند ظرفیت‌های تولیدی خود را توسعه دهند و به فعالیت پایدار ادامه دهند.

نقش حلقه‌های میانی و شبکه‌های محلی:

گزارش در کنار نقش مردم و دولت، بر اهمیت حلقه‌های میانی، تعاونی‌ها، شبکه‌های محلی و نهادهای مردمی تأکید دارد. این نهادها می‌توانند در تولید، انتقال و تسری دانش نقش ایفا کنند و به حلقه اتصال میان تجربه‌های محلی و نظام حکمرانی تولید تبدیل شوند.

تقویت این لایه‌ها از آن جهت اهمیت دارد که تجربه‌های موفق تولید مردمی، برای تبدیل شدن به الگوهای قابل تسری، نیازمند سازوکارهایی برای انتقال دانش و ایجاد ارتباط میان کنشگران هستند.

بر همین اساس، گزارش یکی از پیشنهادهای راهبردی خود را طراحی و استقرار «سامانه ملی مدیریت دانش تولید مردمی» می‌داند. این سامانه می‌تواند زمینه شناسایی، ثبت، تحلیل و انتقال تجربه‌های تولیدکنندگان مردمی را فراهم کند.

همچنین، نهادینه‌سازی تجربه‌نگاری و یادگیری سازمان‌یافته در برنامه‌ها و سیاست‌های تولیدی کشور، از دیگر الزامات مطرح‌شده در گزارش است.

یافته‌ها و پیشنهادهای سیاستی:

یافته‌های گزارش نشان می‌دهد که در نقاط مختلف کشور، ظرفیت‌های متعددی برای تولید مردمی وجود دارد که توانسته‌اند در شرایط مختلف به نتایجی همچون پایداری اقتصادی، اشتغال‌زایی، نوآوری بومی و تاب‌آوری در برابر شوک‌ها دست یابند.

وجه مشترک این الگوها، بهره‌گیری از ظرفیت‌های درونی جامعه و استفاده از سرمایه اجتماعی، دانش بومی، شبکه‌های محلی و یادگیری تدریجی است. از این رو، یکی از الزامات توسعه آنها، ایجاد سازوکاری برای شناسایی و انتقال دانش شکل‌گرفته در این تجربه‌هاست.

بر اساس رویکرد گزارش، مهم‌ترین الزامات برای توسعه الگوهای موفق مردمی عبارت‌اند از:

  • شناسایی و تجربه‌نگاری نظام‌مند الگوهای موفق تولید مردمی؛
  • تحلیل عوامل موفقیت و شکست و استخراج الگوهای دانشی؛
  • طراحی سازوکارهای انتقال و تسری این دانش به سایر مناطق؛
  • تقویت حلقه‌های میانی، تعاونی‌ها و شبکه‌های محلی؛
  • بازتعریف نقش دولت از تصدی‌گری به تسهیلگری و پشتیبانی دانشی؛
  • طراحی و استقرار سامانه ملی مدیریت دانش تولید مردمی؛
  • نهادینه‌سازی یادگیری و تجربه‌نگاری در سیاست‌ها و برنامه‌های تولیدی.

در این چارچوب، حمایت دولتی نیز باید به‌گونه‌ای طراحی شود که به جای ایجاد وابستگی، به تقویت توانمندی و استقلال کنشگران مردمی منجر شود.

جمع‌بندی:

گزارش «راهبردها و الزامات توسعه الگوهای موفق مردمی در جهش تولید کشور» بر این نکته تأکید دارد که جهش تولید با مشارکت مردم، یک پروژه کوتاه‌مدت یا صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه فرایندی تدریجی، دانش‌بنیان و اجتماعی است که به اعتماد نهادی به مردم، بازتعریف نقش دولت و سرمایه‌گذاری هدفمند بر مدیریت دانش مردمی نیاز دارد.

در این نگاه، ظرفیت اصلی برای مردمی‌سازی تولید، تنها در ایجاد حمایت‌های جدید نیست؛ بلکه در یادگیری از تجربه‌های موفق موجود و تبدیل آنها به دانش قابل استفاده و قابل تسری نیز نهفته است.

اگر تجربه‌های موفق تولید مردمی بتوانند شناسایی، مستندسازی، تحلیل و به الگوهای قابل انتقال تبدیل شوند، می‌توان از ظرفیت‌های پراکنده موجود برای شکل‌دهی به یک مسیر پایدارتر برای جهش تولید استفاده کرد؛ مسیری که از پایین شکل می‌گیرد، درون‌زا است و با اقتضائات متنوع مناطق کشور سازگاری بیشتری دارد.

روابط عمومی
خبرهای مرتبط
ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها