راهبردهای توسعه روابط اقتصادی ایران و چین
جایگاه واقعی ایران در راهبرد چین
یک نکتهای که باید روی آن تأکید شود این است که نگاه به رابطه ایران و چین نباید افراطی باشد. یک نگاه، ایران را برای چین بسیار راهبردی و تعیینکننده میبیند و معتقد است چین برای استفاده از ظرفیت ژئوپلیتیکی و تجاری ایران، ناگزیر به تقویت روابط است. نگاه مقابل، اما با استناد به حجم عظیم تجارت چین با آمریکا و سایر قدرتها، اهمیت ایران را برای چین کمرنگ میداند. اما حقیقت میان این دو نگاه قرار دارد: ایران نه آنقدر بیاهمیت است که نادیده گرفته شود و نه آنقدر مهم که بهتنهایی جایگاه چین در جهان را تغییر دهد. از این منظر، ایران یکی از شرکای تجاری مهم چین است و حتی روابط کوچکتر نیز برای اقتصاد چین اهمیت دارند، چون قدرت اقتصادی چین از مجموع همین روابط ساخته میشود.
چین به همه بازارها حساس است
کشورهای موفق در صادرات، نسبت به حفظ بازارهای خود بسیار حساساند. مثال ترکیه نشان میدهد که حتی اگر صادرات یک قلم کالا به کشوری مثل ایران چند میلیون دلار باشد، دولت و بخش خصوصی ترکیه برای حفظ آن بازار وارد عمل میشوند. این حساسیت در چین هم وجود دارد؛ بنابراین ایران نباید تصور کند، چون حجم تجارتش با چین نسبت به آمریکا یا برخی دیگر از کشورها پایینتر است، پس اهمیت ندارد. در سیاست تجاری، همه بازارها ارزش دارند و حتی بازارهای کوچک نیز بخشی از معماری قدرت اقتصادی چین را شکل میدهند.
مشکل اصلی: خامفروشی
مهمترین ضعف تجارت ایران با چین، ماهیت صادرات ایران است. ارزش هر تن کالای صادراتی ایران به چین حدود ۳۰۰ دلار است، در حالی که هر تن کالای وارداتی از چین بیش از ۱۱ برابر آن ارزش دارد. علت این شکاف، خام و نیمهخام بودن بخش عمده صادرات ایران است؛ از جمله سنگآهن، کنسانتره، گندله، کاتد مس و متانول. در مقابل، واردات ایران از چین عمدتاً ماشینآلات، کالاهای ساختهشده، خودرو و مواد اولیه صنعتی است. نتیجه این است که ایران بیشتر نقش تأمینکننده مواد خام برای صنایع چین را دارد تا یک شریک صنعتی و فناورانه.
برای تجارت خام، بازاریابی شرط اصلی نیست
نکته جالب دیگر این است که اگر صادرات یک کشور مبتنی بر مواد خام باشد، لزوماً نیاز به شبکههای پیچیده بازاریابی ندارد؛ خریدار خود بهدنبال تأمینکننده میآید. به همین دلیل، بخشی از صادرات ایران به چین حتی بدون حمایتهای جدی دیپلماتیک و تجاری هم شکل گرفته است. اما این وضعیت به نفع ایران نیست، چون موجب میشود رابطه تجاری در سطح پایین و غیرمبتنی بر ارزش افزوده باقی بماند. اگر قرار است رابطه با چین راهبردی شود، باید صادرات صنعتی و با فناوری بالاتر جایگزین خامفروشی شود.
صادرات کالاهای با ارزش افزوده بالا
راه تقویت رابطه اقتصادی با چین، افزایش ارزش افزوده صادرات ایران است. یکی از نمونههای مهم، محصولات لبنی است. گفته میشود شرکتهای ایرانی مانند کاله و میهن در برخی بازارهای منطقه موفق بودهاند و حتی ظرفیت رقابت در بازار چین را هم دارند. اگر چین برای کالاهایی مانند لبنیات، تعرفههای ترجیحی یا دسترسی بهتر فراهم کند، ارزش صادرات ایران افزایش مییابد و ساختار تجارت از خامفروشی به صادرات پیشرفتهتر تغییر میکند. در این صورت، رابطه دو کشور از حالت یکطرفه خارج میشود و به همکاری واقعی نزدیکتر میشود.
تجربه کره جنوبی و ضرورت دسترسی به بازار
برای توضیح این ایده، نمونه کره جنوبی مطرح میشود. این کشور زمانی شبیه ایران بود، اما یکی از دلایل جهش آن، دسترسی به بازارهای بزرگ جهانی، بهویژه بازار آمریکا، بود. آمریکا با باز کردن بازار خود و اعطای ترجیحات تجاری، به رشد صنعتی کره کمک کرد. اگر چین بخواهد روابطش با ایران واقعاً راهبردی شود، باید بخشی از بازار خود را به تولیدات ایرانی اختصاص دهد؛ نه لزوماً در همه حوزهها، بلکه در برخی کالاهای مشخص که ایران توان رقابت در آنها را دارد.
همکاریهای معدنی و زنجیره ارزش
در کنار تجارت، حوزه معدن نیز یک فرصت مهم معرفی میشود. ایران منابع مهمی مانند مس دارد و چین نیز در صنایع آیندهمحور مانند خودروهای برقی به مس نیاز فراوان دارد. پیشنهاد اصلی این است که ایران و چین بهجای رابطه صرفاً خریدوفروش، وارد سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری و توسعه زنجیره ارزش شوند. حتی در صنعت مس، ایران میتواند از مرحله تولید کابل به مراحل بالاتر مثل دستهسیم و قطعات مرتبط برود. این کار نهتنها ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکند، بلکه پیوند صنعتی دو کشور را تقویت میکند.
نقش موافقتنامههای تجاری و تعرفه ترجیحی
نکته دیگر، بازنگری موافقتنامه تجاری سال ۱۹۹۱ میان ایران و چین است. طرف چینی خواهان بازنگری آن شده و ایران نیز اصل بازنگری را پذیرفته، اما شرط اصلی را اعطای ترجیحات تعرفهای به برخی کالاهای ایرانی میداند. هدف این است که ایران بتواند برای حدود ۲۰ تا ۳۰ قلم کالا، دسترسی بهتر و رقابتیتری به بازار چین داشته باشد. در واقع، تجارت ترجیحی باید ابزار گسترش صادرات غیرخام ایران شود.
لزوم تنوعبخشی به کریدورهای حملونقل
در بخش لجستیک، تکیه ایران به مسیر دریایی برای تجارت با چین یک ضعف راهبردی است. جنگ، محاصره دریایی و اختلالات منطقهای نشان داد که ایران به مسیرهای جایگزین نیاز دارد. به همین دلیل توسعه مسیر ریلی ایران-چین، همچنین مسیرهای ترکیبی از طریق خزر، قرقیزستان، پاکستان و افغانستان اهمیت دارد. البته حملونقل ریلی در حال حاضر گرانتر از حمل دریایی است، و بدون حمایت دولتی برای صادرکنندگان صرفه اقتصادی ندارد. بنابراین، باید یارانهها و مشوقهای هدفمند برای تقویت این کریدورها در نظر گرفته شود، چون این هزینه در واقع سرمایهگذاری برای امنیت تجاری آینده است.