میراث راهبردی رهبر شهید؛ عزت به مثابه قطبنمای سیاست خارجی ایران
ایران پس از بدرقه تاریخی و باشکوه رهبر شهید خود، آیتالله سیدعلی خامنهای، و عبور از دو جنگ تحمیلی اخیر و همزمان با جنگ سوم تحمیلی، وارد مرحلهای تازه از حیات سیاسی و راهبردی خود شده است؛ مرحلهای که نهتنها به معنای تضعیف جایگاه جمهوری اسلامی نیست، بلکه به باور بسیاری از ناظران، بر عزت، انسجام و وزن ژئوپلیتیکی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی افزوده است. کشوری که جریان سلطه پس از سالها فشار حداکثری، از «فروپاشی سیاسی قریبالوقوع» آن سخن میگفت، امروز نهتنها پابرجاست، بلکه در جریان سومین جنگ تحمیلی نیز توانسته است جایگاه خود را بهعنوان یکی از بازیگران تعیینکننده معادلات منطقهای و فرامنطقهای بیش از پیش تثبیت کند. فهم این جایگاه بدون درک یکی از بنیادیترین مفاهیم در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب ممکن نیست؛ مفهومی که میتوان آن را محور اصلی اندیشه سیاسی و راهبردی ایشان و چراغ راه آینده دانست: «عزت»
در هندسه فکری آیتالله خامنهای، سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» استوار است. با این حال، عزت در میان این سه مؤلفه جایگاهی محوری دارد؛ زیرا هم مقصد نهایی سیاست خارجی و هم مرز غیرقابل عبور آن محسوب میشود. در این منظومه؛ حکمت روش تحقق عزت است؛ یعنی عقلانیت، تدبیر و محاسبه دقیق. مصلحت انتخاب بهترین گزینه برای تأمین منافع ملی، بدون عدول از عزت و حکمت محسوب میشود.
از این منظر، عزت نه یک احساس عاطفی، نه یک شعار سیاسی و نه یک مفهوم انتزاعی است؛ بلکه وضعیتی عینی و قابل سنجش است که از دل قدرت ملی ظهور میکند. در این نگاه، عزت نتیجه اقتدار است، نه جایگزین آن. ملت زمانی عزیز خواهد بود که بتواند بر تواناییهای خود تکیه کند، از منافع و امنیت خود دفاع نماید، در برابر فشار قدرتهای بزرگ تسلیم نشود و سرنوشت خویش را مستقل از اراده دیگران و بر پایه اراده خود رقم بزند.
به همین دلیل، آیتالله خامنهای طی بیش از سه دهه رهبری، همواره بر تقویت عناصر اقتدار ملی در حوزههای دفاعی، علمی، فناوری، اقتصادی، فرهنگی و در نتیجه سیاست خارجی تأکید داشتند. در همین چارچوب و بر حسب حکمت و مصلحت، دیپلماسی هرگز به معنای عقبنشینی یا مماشات نبود، بلکه میدانی برای «تعامل عزتمندانه» و تجلی عزت ایران محسوب میشد؛ بهگونهای که حتی مذاکرات با قدرتهای جهانی نیز نه از موضع ضعف، که با منطق دفاع از حقوق ملت و در چارچوب خطقرمزهای انقلابی پیگیری میشد.
منتقدان و موافقان ممکن است درباره جزئیات این مسیر اختلاف نظر داشته باشند، اما درباره یک واقعیت کمتر تردیدی وجود دارد: ایران امروز کشوری نیست که بتوان آن را از معادلات مهم منطقه حذف کرد یا درباره آن بدون در نظر گرفتن اراده ملت ایران تصمیم گرفت. این همان تعریفی است که در ادبیات سیاسی رهبر شهید از «عزت» ارائه میشد؛ اینکه ملت ایران موضوع تصمیم دیگران نباشد، بلکه خود در جایگاه تصمیمساز قرار گیرد.
اگر بخواهیم میراث ایشان را در یک گزاره دیگر خلاصه کنیم، میتوان گفت که پروژه اصلی رهبری ایشان «تبدیل استقلال سیاسی به عزت ملی» بود. استقلال در دهه نخست انقلاب به دست آمده بود، اما حفظ آن در جهانی که سازوکارهای سلطه پیچیدهتر شدهاند، نیازمند تولید مستمر قدرت بود. اصرار بر توسعه صنایع بومی دفاعی، پیشرفتهای موشکی و پهپادی، گسترش زیرساختهای علمی از جمله در توانمندی هستهای، افزایش توان بازدارندگی ملی و تلاش برای حفظ نقشآفرینی منطقهای ایران در پرتو همین پروژه قابل تحلیل است. در این چارچوب، سیاست خارجی نیز نه عرصه عقبنشینی و انفعال، بلکه میدان تثبیت و نمایش عزت ملی تلقی میشود.
در این چارچوب، دیپلماسی نه یک هدف مستقل، بلکه یکی از ابزارهای تأمین و تثبیت عزت ملی در کنار اقتدار دفاعی، استقلال سیاسی و انسجام داخلی محسوب میشود. همانگونه که شهید آیتالله خامنهای بارها تأکید کرده بودند، سیاست خارجی مطلوب نه بر سلطهپذیری استوار است و نه بر سلطهگری؛ بلکه بر تعامل عزتمندانه، دفاع از حقوق ملتها، حفظ استقلال کشور و مقابله با بیعدالتی جهانی تکیه دارد.
تحولات جاری نیز آزمون مهمی برای این رویکرد است. دو جنگ تحمیلی اخیر و جنگ جاری نشان میدهند که در جهان امروز، احترام به کشورها بیش از هر چیز از توانایی آنها در دفاع از خود ناشی میشود. چنانچه ایران به رهبری قائد معظم و جانشین شایسته ایشان در این آزمون، صرفاً یک بازیگر منفعل نبود و نخواهد بود؛ بلکه توانسته و میتواند با اتکا به ظرفیتهای بومی، انسجام ملی و قدرت بازدارندگی، از مرحلهای عبور کند که بسیاری آن را تهدیدی وجودی میدانستند و میدانند. نتیجه این روند، افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران و ارتقای جایگاه آن در جهان و الهام بخشی جهانی است که بازتاب آن را میتوان در افکار عمومی جهانی دید.
امروز که تحولات تنگه هرمز به یکی از مهمترین کانونهای رقابت ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است، بیش از گذشته میتوان دریافت که میراث راهبردی آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب، بار دیگر در بزنگاههای تاریخی خود را نشان میدهد. میراثی که مهمترین مؤلفه آن، تبدیل ایران به کشوری برخوردار از قدرت بازدارندگی و توان اثرگذاری بر معادلات امنیتی منطقه است. از همین رو، ایران در بحران جاری تنگه هرمز، نه صرفاً موضوع تحولات، بلکه یکی از بازیگران اصلی شکلدهنده به آنهاست. کشوری که امروز تحت رهبری جدید قرار دارد، با وجود دههها فشار، تحریم و دو جنگ تحمیلی، همچنان توانسته است بر جایگاه راهبردی خود در یکی از حساسترین گذرگاههای جهان تکیه کند؛ جایگاهی که از منظر این روایت، تجلی عملی همان مفهومی است که رهبر شهید انقلاب سالها بر آن تأکید داشت: عزت، استقلال و اقتدار ملت ایران.