جنگ رمضان و سیاست های کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی
وقوع جنگها ریشه در محاسبه بازیگر مهاجم در چارچوب تغییر صورت بندی موازنه قدرت و تحمیل صلح اجباری به طرف مقابل دارد. به دلیل هزینههای بالای جنگها محاسبات آغازگران تهاجم اغلب پیچیده و چند سطحی است. تهاجم دوازده و چهل روزه آمریکا و رژیم صیهونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران برآمده از ادراک نخبگان تصمیم سازی است که انقلاب اسلامی را در محاسباتی غلط خود در نقطه ضعف ثبات راهبردی ارزیابی کردهاند. عمده ارزیابیهای غلط فوق در قالب ضعف نظامی، عدم انسجام اجتماعی و فروپاشی اقتصادی و خدمات رفاهی خلاصه شدهاند. حذف لایه رهبری و مقامات رده بالا و هدف قرار دادن توانمندیهای نظامی و امنیتی مهمترین تاکتیک جنگی امریکا و رژیم صهیونیستی در تسلیم ساختن جمهوری اسلامی ایران بود. واقعیتهای میدانی هزینههای جنگ و تن دادن آمریکا به مذاکرات هستهای و شکسته شدن محاصره دریایی نشان داد ستون فقرات قدرت نرم و سخت ایران انقلابی در برابر تهاجم دو قدرت اتمی جهانی و منطقهای دچار تزلزل نشده است.
سخت افزار میدان رزم و موازنه درد
در اغلب متون منتشر شده در حوزه جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی بر علیه جمهوری اسلامی ایران از مفهوم "نبرد نامتقارن" به عنوان راهبرد نظامی ایران در برابر نیروهای متجاوز استفاده شده است. نبرد نامتقارن به شرایط و وضعیتی اشاره دارد که در آن یکی از طرفین درگیری از موقعیت برابر مادی و تسلیحاتی در برابر دیگری برخوردار نباشد و در عین حال به نبرد و تحمیل خسارت به طرف مقابل ادامه دهد. امار تجهیزات و بودجه نظامی هر دو قدرت اتمی در برابر ایران انقلابی بر روی کاغذ نشان از نابرابری منابع مادی قدرت در میدان رزم دارد. آمریکا به عنوان مهمترین و بزرگترین صادرکننده سلاح در دهههای گذشته و رژیم صهیونیستی به عنوان مهمترین متحد و انبار تسلیحات ناتو در منطقه در برابر انقلاب اسلامی دست به حملات غافلگیرانه زدند.
اگر مفهوم درد را مقولهای که از دو پایه ذهنی و مادی برخوردار است درنظر بگیریم میتوان با استفاده از این مفهوم صحنه منطق تبادل آتش را در دو جنگ اخیر تبیین کرد. هدف اعلامی ترامپ در ابتدای جنگ تسلیم کامل ایران و تن دادن به وارونگی کامل ساختارهای سیاسی و نظامی بود. این مطالبه رویایی در قالب تزریق حداکثر درد متمرکز از طریق حملات هوایی و نابودسازی زیرساختهای نظامی و عمرانی دنبال شد. در سمت دیگر طرف درگیری، استفاده از راهبرد تزریق درد به شکل متفاوتی دنبال شد. نبرد شبکهای و نامتقارن جمهوری اسلامی ایران با قرار دادن شبکهای پراکنده از اهداف نظامی امریکا و نیروهای متحد سبب شد هزینههای اقتصادی و نظامی جنگ پراکنده شود و توانمندی دسترسی درون سرزمینی موشکهای ایرانی به رخ امریکا و رژیم صهیونیستی کشیده شود. گستردگی دامنه عملیات و بانک اهداف در راهبرد نبرد نامتقارن جمهوری اسلامی ایران موجب شد زمان به زیان امریکا و متحدین منطقهای ان طی شود. فشارهای هزینه بسته شدن تنگه هرمز، عدم تحقق اهداف اعلامی و فرسودگی اراده متحدین در همراهی جنگی با امریکا سبب شد تا باردیگر مذاکره در دستورکار مقامات کاخ سفید قرار گیرد.
نرم افزار میدان رزم و میراث رهبر شهید انقلاب
قدرت نرم انقلاب اسلامی ریشه در منابع مختلف دارد. در جنگ رمضان سه وجه از منابع قدرت نرم انقلاب اسلامی به شکل برجستهای در امتداد قدرت نظامی و به صورت مکمل موجب شد تا دشمن در صحنه نظامی به نتایج راهبردی مطلوب خود دست پیدا نکند. منابع سه گانه مذکور عبارتند از مشروعیت عمیق نظام سیاسی، توانمندی مدیریت جنگ و معیشت مردم و پیگیری سیاستهای کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی که نتایج ان در دو جنگ گذشته مشاهده شد. مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی سبب شد تا طمع دشمن و سلطنت طلبان برای سقوط انقلاب اسلامی ناکام بماند و تاب اوری اجتماعی و تقویت روحیه نیروهای نظامی همواره مانند پمپاژخون و اکسیژن تازه در اندام نظام سیاسی در جریان باشد. انجام عملیات موشکی موفق و اذعان رسانههای خارجی مبنی بر موفق بودن تاکتیکهای نظامی نامتقارن نیروهای ایرانی در نبرد با امریکا و متحدین منطقهای ان سبب شد تا اراده تودههای مردم و نیروهای نظامی همچون سدی در برابر هجمه ضد انسانی دو جنگ گذشته قرار گیرد.
سیاستهای کلی ابلاغی توسط رهبر شهید انقلاب همچون قطب نمایی در حوزههای مختلف به جهت دهی به منابع قدرت و هم افزایی توانمندیهای ملی کمک کرده است. ابلاغ سیاستهای کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی ضمن جهت دهی به ادراک راهبردی تصمیم سازان کلان امنیتی و نظامی به شبکه سازی ظرفیتهای تسلیحاتی انجامیده است. سیاستهای کلان مذکور را در چند محور اساسی میتوان خلاصه و در جنگ اخیر کاربست ان را مورد مطالعه قرار داد. محور اول خودباوری ملی است. خودباوری ملی در صنعت تولید تسلیحات تدافعی و تهاجمی به تمرکز بر منابع داخلی و استمرار تلاشها در مدار بهره گیری از ظرفیتهای ملی منجر میشود. دوم، استمرار نهضت بومی سازی تسلیحات امتیازی است که در ابعاد کمی و کیفی تولید سلاح کشور را خودکفا و توانمند میسازد. محور سوم خلاقیت و کارامدی است. این محور به تاثیرگذاری میدانی و نفوذ به عمق راهبردی دشمن اشاره دارد. قدرت اتش و متنوع سازی تسلیحات تدافعی و تهاجمی در این چارچوب قرار میگیرند. محور اخر هم افزایی و شبکه سازی توانمندیهای داخلی و بهره گیری از ظرفیتهای خارجی با حفظ اولویت بومی سازی نظامی است.
ابلاغ سیاستهای کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی در قالب منظومه تفکر راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی انجام شد. ایران قوی طی شده از مسیر استقلال و خودکفایی در حوزههای مختلف مهمترین محور جهت دهنده به پارادایم دفاعی و نظامی ایشان بود. چشم به دست بیگانگان نداشتن و تکیه بر ظرفیتهای مادی و انسانی داخلی در حوزه صنایع دفاعی و امنیتی همواره مورد تاکید رهبر شهید انقلاب بود و همچنین تابلوی جهت دهنده به دکترین دفاعی و امنیتی کشور بوده است. در دیدگاه رهبر شهید انقلاب نقطه شروع در حفظ خودکفایی نظامی و دفاعی باور به استعدادها و ظرفیتهای بومی است. مثالهای ایشان از دوره جنگ هشت ساله در دهه شصت یکی از ماندگارترین اشارات تاریخی در این حوزه به شمار میایند.
پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی منظومه تفکر راهبردی ایشان و سیاستهای کلی دفاعی و امنیتی که از جمله میراثهای ابلاغی ایشان بودند در میدان رزم چهل روزه اجرا و عملیاتی شد. یکی از موفقیتهای تاکتیکی در حوزه موشکی میزان کارامدی انها در هدف قرار دادن اهدافی در قدس اشغالی و پایگاههای نظامی امریکا در منطقه بوده است. استمرار کمی و تکرار موجهای پرتاب موشک در کنار سرعت و دقت بالای انها نشان از اجرایی شدن ارتقای کمی و کیفی صنایع نظامی بومی دارد. تحریمهای تسلیحاتی سبب شد تا با بومی سازی موشک ها، نیاز به تامین سوخت و قطعات موشکی از کشورهای خارجی مرتفع شود و نقطه زمانی ادامه و پایان جنگ در اختیاز نیروهای مسلح قرار گیرد. رویکرد شبکهای به تولید سلاح و بازدارندگی نظامی سبب شده است تا در بانک اهداف، نقاط حساس با استفاده از تنوع موشکی بالایی که موجود بود مورد هدف قرار گیرند. سرعت بالا، هوشمند بودن نسبت به شرایط محیطی، قدرت مانور بالا و چند کلاهکی بودن از جمله مزایای بومی سازی و تمرکز بر تولیدات داخلی صنایع دفاعی بوده است.
ارتقای کمی و کیفی صنایع بومی دفاعی و تهاجمی سبب شد تا راهبرد تضمین موازنه درد در میانه جنگ در ادراک راهبردی و محاسبات میدانی امریکا و رژیم صهیونیستی مورد بازاندیشی قرار گیرد. پس از انکه دسترسی موشکهای ایرانی به نقاط حیاتی حوزههای صنعتی، نظامی و انرژی در منطقه فراهم شد آمریکا و متحدین ان به این نکته راهبردی پی بردند که عبور کشتیها از تنگه هرمز و همچنین صنایع انرژی و نظامی انها در تیررس موشکهای پیشرفته ایرانی قرار دارند. از این رو تهدید زیرساختهای شهرهای کشور و استمرار جنگ به نقطه پایان خود رسید. هم وزن سازی هدفهای گزینش شده تنها با استفاده از موشکهای انطباق داده شده با حساسیتهای سامانههای دفاعی ناتو امکان پذیر گردید. این امر در قالب اجرا و پیگری سیاستهای کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی از سالهای گذشته و متناسب سازی سامانههای تهاجمی با محیط راهبردی سیال و پویا صورت پذیرفت.
جمع بندی
جنگ رمضان درسهای راهبردی بسیاری را در حوزههای امنیتی و علوم نظامی به همراه داشته است. اول انکه برتری مادی در ادوات نظامی و داشتن فناوریهای پیشرفته نظامی تضمین کننده پیروزی نیست؛ لذا غرور نظامی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر اراده ملت ایران و موازنه آفندی شکسته شد. این شکست سراغاز بن بست راهبردی بوده است که در ان آمریکاییها میز مذاکرات را برای ترک آبرومندانه جنگ انتخاب کردهاند. شکست امریکا در براورده ساختن اهداف اعلامی ابتدای جنگ ریشه در منابع قدرت سخت و نرم جمهوری اسلامی ایران و خطای محاسباتی آنها در فروپاشی نظام سیاسی در مدت کوتاه و تنها با استفاده از حملات هوایی هدفمند دارد. شورشهای اجتماعی مدنظر امریکاییها به وقوع نپیوست و وطن پرستی و انقلابی گری تبدیل به چتری شد که توانست سلایق سیاسی مختلف را حول مقابله با قدرتهای استثمارگر غربی گردآورد.
دفاع و تهاجم موفقیت آمیز جنگهای دوازده و چهل روزه ریشه در توجه و تمرکز بر سیاستهای کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی داشته است. سیاستهایی که نقطه ثقل مطالبات و جهت دهیهای ان را خودکفایی ملی در تولید تسلیحات و تقویت خلاقیت و کارامدی تشکیل میدهند. در شرایط تحریمهای تسلیحاتی و عدم همکاریهای انتقال فناوری و سلاحهای دوربرد و نقطه زن، تولید تسلیحات آفندی و پدافندی جهت مقابله با زیاده خواهیهای محور آمریکایی- صهیونی و تنبیه متجاوزان ضمن تقویت بازدارندگی نظامی به ارتقای روحیه و سرمایه اجتماعی کمک میکند. سیاستهای کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی ریشه در تفکرات استقلال طلبی انقلابی و روحیه تاب اوری نظامی و ملی دارد که اجرای انها تضمین کنند اینده ایران قوی خواهد بود. این مهم یکی از مهمترین خواستههای رهبر شهید انقلاب بود و همواره مورد تاکید و اشاره ایشان قرار داشت. ایران قوی و خودکفا در تامین تسلیحات دفاعی و تهاجمی میتواند امنیت و کرامتی را که از وعدههای رهبر شهید انقلاب است تضمین کند.