تنگه هرمز؛ ابزار چانه زنی، اهرم ژئوپلیتیکی و بازدارندگی برای ایران از تعامل مقطعی تا شراکت راهبردی با چین تحلیل راهبردی جنگ فرسایشی نامتقارن ایران و ایالات متحده چشم‌انداز ایران پساجنگ؛ بازاندیشیِ واقع‌گرایانه در افق شکوفایی انسجام اجتماعی؛ وحدت عقلانیت راهبردی میراث راهبردی رهبر شهید؛ عزت به مثابه قطب‌نمای سیاست خارجی ایران برگزاری رویداد تخصصی «بایسته‌های راهبردی روابط با چین» جنگ رمضان و سیاست های کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی گذار نظم بین‌الملل و پیامدهای آن بر موازنه بازدارندگی غرب آسیا پس از طوفان‌الاقصی جنگ رمضان؛ نقطه عطفی در چندلایه‌سازی بحران و بازتعریف نظم جنگ رمضان؛ فرصت‌ها و تهدید‌ها اعتبار؛ رکنی تعیین‌کننده در بازدارندگی ایران در دوره پیش از جنگ لزوم تثبیت موفقیت‌های میدانی جنگ رمضان در عرصه دیپلماسی گزارش کوتاه نشست «درس‌آموخته‌های راهبردی ۱۴۰۴» فراخوان شرکت در دومین نشست درس‌آموخته‌های راهبردی۱۴۰۴ فراخوان شرکت در نشست تخصصی درس‌آموخته‌های راهبردی ۱۴۰۴ از «بهانه‌های» هسته‌ای تا «اهداف» سلطه بر انرژی در جنگ رمضان صورتک های یخی؛ از زبان رهایی تا زبان استثمار شهادت جانسوز رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای(قدس سره الشریف) دعوت نامه حضور در پیش نشست نخستین کنگره بین المللی مقابله با آپارتاید علمی
کد خبر:۱۷۲۸
۰۷ تير ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۶
یادداشت علمی پژوهشی

اعتبار؛ رکنی تعیین‌کننده در بازدارندگی ایران در دوره پیش از جنگ

رحیم بایزیدی عضو هیات علمی پژوهشکده تحقیقات راهبردی
بازدارندگی را نمی‌توان صرفاً با اتکا بر ظرفیت‌های نظامی سنجید؛ آنچه در نهایت رفتار طرف مقابل را شکل می‌دهد، ادراک او از اراده، قابلیت‌ها و اعتبار تهدیدات، مبنی بر استفاده از این توانمندی‌هاست. تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که در کنار ظرفیت‌های دفاعی، اعتبار بازدارندگی به یکی از مهم‌ترین الزامات و ضرورت‌های راهبردی ایران تبدیل شده است. مؤلفه‌ای که می‌تواند احتمال خطای محاسباتی طرف مقابل را کاهش داده و منطق بازدارندگی را بر معادلات طرفین حاکم سازد.
بازدارندگی در ساده‌ترین تعریف، بر این اصل منطقی استوار است که در محاسبات راهبردی طرف مقابل، هزینه‌های آغاز جنگ از منافع احتمالی آن بیشتر باشد. همچنین در ادبیات بازدارندگی چهار مؤلفه اصلی برای تحقق بازدارندگی برشمرده می‌شود:
  •     قابلیت  (Capability)
  •     اعتبار (Credibility)
  •     ثبات (Stability)
  •     ارتباط (Communication).[1]
جنگ رمضان نشان داد که بازدارندگی صرفا به برخورداری از توانمندی‌های نظامی وابسته نیست، بلکه نحوه ادراک و ارزیابی طرف مقابل از اراده و آمادگی برای به‌ کارگیری این توانمندی ‌ها نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. گرچه آغاز جنگ را نمی‌توان لزوما به معنای شکست بازدارندگی تلقی کرد، اما می‌توان آن را نشانه‌ای از ضرورت بازنگری و تکامل برخی مؤلفه‌های راهبرد بازدارندگی ایران دانست.
در میان ارکان چهارگانه بازدارندگی، به نظر می‌رسد مؤلفه «اعتبار» بیش از سایر مولفه ها نیازمند تقویت بوده است. ایران پیش از جنگ از ظرفیت‌های نظامی قابل توجهی برخوردار بود و تداوم توان پاسخ‌دهی در جریان جنگ نیز تا حدی مؤید وجود این قابلیت‌هاست. در حوزه ارتباط نیز پیام‌های بازدارنده ایران، از جمله درباره احتمال گسترش دامنه جنگ یا تأثیرگذاری بر امنیت انرژی منطقه، از تریبون های رسمی و غیررسمی به‌طور مستمر به طرف مقابل منتقل می‌شد. همچنین، رفتار ایران در سال‌های گذشته نشان داده است که از سطحی از ثبات در پاسخ دهی سیاسی و نظامی برخوردار بوده است.
با این حال، به نظر می‌رسد آنچه در محاسبات طرف مقابل کمتر مورد پذیرش قرار گرفت، میزان اطمینان نسبت به اجرای برخی تهدیدات اعلام ‌شده بود. در طول چند سال اخیر، ایران با هدف جلوگیری از گسترش دامنه جنگ، پاسخ های حساب شده و تا حدودی نرم تر از کنش های طرف مقابل می داد که به نوعی تشکیل دهنده الگوی رفتار بازدارنده نامتوازن ایران بوده است. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه فقدان توانایی، بلکه میزان باورپذیری اراده استفاده از این توانمندی‌ها بود. در ادبیات بازدارندگی نیز مولفه اعتبار عمدتا محصول ترکیب دو عامل توانایی و اراده سیاسی است؛ حتی قدرتمندترین قابلیت‌های نظامی، در صورت فقدان ادراک معتبر در طرف مقابل، ممکن است اثر بازدارنده خود را از دست دهند.
البته پاسخ‌های ایران در جریان جنگ، تا حدی این برداشت را اصلاح و بخشی از اعتبار بازدارندگی را بازسازی کرد؛ اما این بازسازی با هزینه‌های انسانی، اقتصادی و نظامی قابل توجهی همراه بود. از این منظر، هر اندازه اعتبار بازدارندگی پیش از وقوع بحران بیشتر باشد، احتمال تحمیل چنین هزینه‌هایی نیز کاهش خواهد یافت.
بر این اساس آنچه در شرایط کنونی بیش از سایر مولفه های بازدارندگی برای ایران اهمیت دارد، در وهله اول مسئله اعتبار بازدارندگی و در وهله دوم نیز مسئله قابلیت هایی است که ممکن است در طول دو جنگ اخیر (12 روزه و 40 روزه) آسیب دیده اند.
شاید تصور شود که احیاء اعتبار بازدارندگی امری سهل تر از بازسازی قابلیت ها باشد، اما در واقعیت مولفه اعتبار می تواند امری بسیار زمان بر و دشوارتر باشد. اعتبار بازدارندگی زمانی تقویت می‌شود که در یک بازه زمانی نسبتا طولانی مدت میان مواضع اعلامی و رفتار عملی، هماهنگی و تداوم وجود داشته باشد. این تداوم رفتاری می تواند الگوی رفتاری ادراک شده از اقدامات ایران را در محاسبات ذهنی طرف مقابل تغییر داده و بر محاسبه هزینه فایده آنها اثرگذار باشد. از این رو منطق بازدارندگی حکم می کند که هرگاه خطوط قرمز ایران نادیده گرفته شد، ایران تهدیدات خود را با پاسخی هم سطح، عملیاتی کند. اجرای متناسب برخی خطوط قرمز و تهدیدات اعلام‌شده می‌تواند به تدریج بر میزان اعتبار و باورپذیری بازدارندگی ایران بیفزاید. در واقع، اعتبار نه با یک اقدام مقطعی، بلکه از طریق شکل‌گیری یک سابقه و الگوی رفتاری قابل پیش‌بینی در طول زمان ایجاد می‌شود.
یکی دیگر از ابزارهای شناخته‌شده بازدارندگی، حفظ سطح مناسبی از ابهام راهبردی در حوزه‌های سیاسی، نظامی و به‌ ویژه قابلیت‌های دفاعی است. در نظریه بازدارندگی، افزایش عدم قطعیت در برآوردهای دشمن، خود یکی از ابزارهای کاهش احتمال اقدام نظامی محسوب می‌شود [2].پس از جنگ نیز برآوردهای منتشرشده درباره میزان ذخایر تسلیحاتی و توان عملیاتی ایران، اختلاف قابل توجهی با یکدیگر داشته‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد ارزیابی دقیق این ظرفیت ‌ها برای طرف مقابل نیز با عدم قطعیت همراه است. صرف‌نظر از میزان واقعی این توانمندی‌ها، تداوم چنین ابهامی می‌تواند هزینه اشتباه محاسباتی طرف مقابل را افزایش داده و به تقویت بازدارندگی کمک کند.
مسئله بعدی معادله هزینه است، جایی که ایران با کنترل تنگه هرمز و اثرگذاری بر اقتصاد جهانی، توانست فشارهای سیاسی و افکار عمومی را در دو عرصه داخلی و بین المللی بر دولت آمریکا افزایش داده و تا حدودی دست بالا را در این حوزه حفظ کند. این راهبرد تا حدود زیادی موفق عمل کرده و البته آمریکا را بر آن داشت تا با استفاده از همان ابزار یعنی محاصره دریایی همراه با تشدید تحریم ها از این سلاح علیه ایران استفاده کند.[3]
ظرفیت بازدارندگی مسئله دیگری است که هم ایران و هم طرف های مقابل به خصوص آمریکا با آن مواجه است. تجربه جنگ نشان داد که بخشی از زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های نظامی ایران نیازمند بازسازی و ارتقای مجدد هستند. گرچه در جنگ اخیر توان موشکی و پهپادی ایران و کنترل تنگه هرمز، تا حدودی در ایجاد یک موازنه نامتقارن موثر عمل کرد، اما باید به یاد داشت که این وضعیت تا ابد ادامه نخواهد داشت.
استفاده گسترده ایران از پهپادهای کم‌هزینه طی سال‌های اخیر یکی از مزیت‌های نسبی محسوب می‌شد؛ زیرا طرف مقابل را ناگزیر می‌کرد برای مقابله با اهداف نسبتاً ارزان، از سامانه‌ های دفاعی بسیار پرهزینه استفاده کند. با این حال، تحولات پیش رو می‌تواند این مزیت را در آینده با چالش مواجه کند. نخست، اینکه کشورهای مختلف از جمله آمریکا، چین، روسیه، ژاپن و برخی کشورهای دیگر، به سرعت در حال توسعه پهپادهای ارزان‌قیمت مشابه هستند و این تحول را در استراتژی های بخشی و نظامی خود پیاده می کنند.[4] آمریکا پهپادهای 35 هزار دلاری لوکاس را توسعه داده و حتی ژاپن با توسعه پهپادهای ایرکاموی (AirKamuy) با قیمت 3000 دلار بسیار فراتر از آمریکا پیش رفته است. گرچه پهپادهای ارزان ژاپنی که مورد توجه ارتش این کشور نیز قرار گرفته، برد محدود 150 کیلومتری دارند، اما توسعه برد و افزایش ظرفیت بار این پهپادها، فقط مسئله زمان است. این تحولات، سرمایه‌گذاری بر فناوری‌ها و راهبردهای مکمل و جدید را بیش از پیش ضروری می سازد.
مسئله دیگر، توسعه سامانه‌های پدافندی مبتنی بر لیزر، سلاح‌های انرژی هدایت‌شده و سامانه‌های هوشمند رهگیری است که در دستور کار قدرت‌های بزرگ از جمله آمریکا، روسیه و چین قرار گرفته است. اگرچه این فناوری‌ها هنوز با محدودیت‌هایی از جمله برد و توان محدود مواجه‌اند، اما پیشرفت آنها می‌تواند در آینده بخشی از مزیت پهپادهای ارزان ‌قیمت را کاهش دهد. از این رو، حفظ برتری در این حوزه، مستلزم حرکت همزمان به سمت فناوری های جدید خواهد بود.
در نهایت، گرچه می توان جنگ رمضان را یکی از آزمون های مهم برای ارکان مختلف بازدارندگی ایران دانست، اما تجربه این جنگ نشان داد که بازدارندگی مؤثر در کنار ظرفیت های نظامی، نیازمند ترکیب متوازن قابلیت، اعتبار، ثبات و ارتباط است. از این منظر، تقویت اعتبار بازدارندگی، بازسازی قابلیت‌های دفاعی و حفظ ابهام راهبردی، می‌تواند در کنار یکدیگر زمینه ارتقای بازدارندگی ایران و کاهش احتمال بروز بحران‌های مشابه در آینده را فراهم سازد.

 

فهرست منابع:



[1] Baizidi, Rahim (2025). The Internationalization of Deterrence: The Case Study of Iran's Biaxial Deterrence in the Middle East. Digest of Middle East Studies, 34: e12350. https://doi.org/10.1111/dome.12350

[2] Rahim Baizidi (2024) Iran's Internationalization of Deterrence in the Middle East, Eurasia and South Asia. Central Eurasia Studies, Volume 17, Issue 1. https://doi.org/10.22059/jcep.2024.364228.450162

[3] رحیم بایزیدی و سید سعید میرترابی (1403) «نظام تحریم گرایی و اقتصاد سیاسی تحریم در سیاست داخلی و خارجی آمریکا: واکاوی اثربخشی و چالش های تحریم گرایی آمریکا». فصلنامه روابط خارجی، دوره 16، شماره 2، صص 29-64. https://doi.org/10.22034/fr.2024.489822.1605

[4]  رحیم بایزیدی (1400) «استراتژی‌های بخشی و رژیم‌های ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری آمریکا در نظم‌سازی جهانی و منطقه‌ای»، فصلنامه سیاست جهانی، دوره 10، شماره 2 (پیاپی 36)، تابستان 1400. https://doi.org/10.22124/wp.2021.19713.2843

 

رحیم بایزیدی؛ عضو هیات علمی پژوهشکده تحقیقات راهبردی
ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها