نشست تخصصی «درسآموختههای راهبردی ۱۴۰۴» با حضور اساتید و صاحبنظران، روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ در پژوهشکده تحقیقات راهبردی برگزار شد. این نشست با هدف بررسی تجربههای راهبردی کشور در دوران جنگ و پساجنگ، تحلیل وضعیت نهادها و روابط قدرت، و تبیین الزامات عبور از شرایط بحرانی به مرحله بازسازی و ثبات برگزار شد.
دکتر حسامالدین آشنا در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیچیدگی و سیالیت سیاست در ایران، تأکید کرد که کشور در مقاطع مختلف ممکن است در فاصلهای کوتاه از یک وضعیت به وضعیتی کاملاً متفاوت وارد شود. وی سپس بحث خود را در پنج بخش شامل وضعیت ایران پیش از جنگ، تحولات دوران جنگ، وضعیت پس از آتشبس، چالشهای دوره گذار و مسیرهای برونرفت ارائه کرد.
وی در تبیین وضعیت پیش از جنگ، از «بحران بازنمایی قدرت» سخن گفت و توضیح داد که در ایران میان قدرت رسمی، قدرت واقعی، قدرت پاسخگو و قدرت اقناعکننده فاصله ایجاد شده است. به گفته او، مشکل اصلی فقدان قدرت نبوده، بلکه ناهماهنگی میان اجزای قدرت و ضعف در روایتسازی، اقناع اجتماعی و بازخوردگیری از جامعه بوده است. آشنا همچنین اختلال در چرخه اطلاعاتی و تصمیمگیری را از جمله مسائل مهم این دوره دانست و تأکید کرد که اطلاعات و ارزیابیها همواره بهصورت کامل و بیطرفانه به سطوح بالای تصمیمگیری منتقل نمیشوند.
در بخش دوم، دکتر آشنا جنگ را یک «آزمون ادراکی» برای مردم، حاکمیت و دشمن توصیف کرد. وی گفت بخشی از جامعه که در سالهای گذشته از حاکمیت فاصله گرفته بود، در لحظه تهدید به ایران و سرزمین بازگشت، اما این بازگشت را نباید لزوماً به معنای رضایت از همه شیوههای حکمرانی دانست. او تأکید کرد که این همراهی ملی سرمایهای مهم است که اگر به رسمیت شناخته نشود، به سرعت فرسوده خواهد شد. به گفته وی، جنگ همچنین نشان داد که جامعه ایران از ظرفیت بالای انعطافپذیری، همبستگی و سازمانیابی اجتماعی برخوردار است.
آشنا در ادامه به وضعیت پس از آتشبس پرداخت و تصریح کرد که آتشبس به معنای پایان بحران نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه از بازسازی قدرت است. وی هشدار داد که اگر منطق تمرکز قدرت، اقتدار امنیتی و روایتهای دوران جنگ بدون تعدیل به دوره پساجنگ منتقل شود، جامعه با فرسایش عمیقتری مواجه خواهد شد. او افزود که در دوره پساجنگ، نمادهای قدرت نیز تغییر میکنند و در کنار توان دفاعی، ثبات بازار، آرامش روانی جامعه، صداقت مسئولان، کیفیت خدمات عمومی و توان گفتوگو با مردم به شاخصهای قدرت تبدیل میشوند.
وی چهار چالش اصلی دوره گذار را شامل اعتبار روایت رسمی، خطر غافلگیری در آتشبس، ضرورت بازسازی انسجام اجتماعی و نسبت میان بقا و ارتقا دانست. به گفته آشنا، جامعه پس از جنگ پرسشهای دقیقتری درباره چرایی جنگ، میزان آمادگی، خطاها و مسئولیتها مطرح میکند و اگر روایت رسمی نتواند نسبت درستی با واقعیت برقرار کند، فرسایش اعتماد تشدید خواهد شد.
در پایان، دکتر آشنا سه توصیه راهبردی مطرح کرد: اصلاح چرخه اطلاعاتی و تصمیمگیری کشور، مدیریت آتشبس با هوشیاری راهبردی، و بازگشت به مردم نه در شعار، بلکه در سازوکارهای حکمرانی. سخنان ایشان با تأکید بر این نکته به پایان رسید که مسئله اصلی امروز ایران، عبور از واکنش به راهبرد و بازسازی رابطه دولت و جامعه برای ساختن آینده است.
دکتر مصطفی زمانیان نیز در قسمت دوم نشست و در ابتدای سخنرانی خود، از شکلگیری پروژهای به نام «بیآیندگی» سخن گفت. به گفته او، مطالعات و پیمایشها نشان میدهد طیفهای مختلف جامعه ایران از جریانهای منتقد تا نیروهای انقلابی در یک نقطه مشترک هستند: فقدان افق روشن برای آینده نزدیک (سالهای ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰). این احساس که جامعه قادر به ترسیم مسیر بلندمدت و مطمئن نیست، هسته اصلی «بیآیندگی» را شکل داده است.
دکتر زمانیان با بیان اینکه در سالهای اخیر، نزاع میان ایران و دشمنانش از سطح نظامی فراتر رفته، تأکید کرد: «جنگ امروز، پیش از میدان، در سطح روایتها و بر سر تصویر آینده شکل میگیرد.» او با اشاره به سخنرانیهای مقامهای غربی، توضیح داد که استراتژی آنها، ارائه تصویری باورپذیر و جذاب از آینده برای مردم ایران است تا کارآمدی نظام حکمرانی را در ذهن عمومی مخدوش کنند. در این میان، هر طرفی که بتواند «آیندهای باورپذیرتر» را ترسیم کند، برنده میدان ادراکی خواهد بود.
این استاد دانشگاه و حوزه حکمرانی، با نقد وضعیت موجود، تصریح کرد که «ماشین خلق روایت» در ساختار جمهوری اسلامی دچار اختلال است. او این مسئله را تنها به رسانهها محدود ندانست و به یک شکاف ادراکی عمیق اشاره کرد؛ وضعیتی که او با استعاره «هنوز جنگ به ما ابلاغ نشده است» تبیین کرد. به گفته دکتر زمانیان، در بسیاری از سطوح تصمیمگیری، مسئولان همچنان با منطق دوران عادی عمل میکنند و چون تغییر وضعیت به آنها ابلاغ نشده، آرایش جنگی به خود نگرفتهاند که این امر منجر به ناکارآمدی ساختاری شده است.
دکتر زمانیان همچنین درباره «سرمایه اجتماعی» هشدار داد. اگرچه در مقطع جنگ، شاهد جهش در همبستگی ملی بودیم، اما این سرمایه در صورت تداوم ناکارآمدی و عدم اصلاح ساختارها، بهسرعت فرسوده میشود. او تأکید کرد که روایت بهتنهایی نمیتواند جایگزین کارآمدی شود؛ چرا که جامعه به دنبال نشانههای ملموس از بهبود عملکرد است.
وی در بخش پایانی، «صبح روز فتح» را چالش بزرگ بعدی دانست؛ مقطعی که نظام هنوز برای آن نه روایت منسجم دارد و نه نسخه اجرایی. وی پیشنهاد داد برای گذار از وضعیت «بقا» به «ارتقای حکمرانی»، باید از ظرفیتهای مغفول مانده اصل ۴۳ قانون اساسی استفاده کرد. او با تأکید بر اینکه مردم نباید صرفاً موضوع حکمرانی باشند، خواستار بازطراحی سازوکارهایی شد که جامعه را در سطح «مشارکت در رهبری کشور» دخیل کند؛ مسیری که میتواند به احیای اعتماد نهادی و بازسازی رابطه دولت و ملت منجر شود.
روابط عمومی