کد خبر:۱۷۲۲
۲۲ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۰۷
گزارش تحلیلی

بازآفرینی نظارت همسایگی از طریق مداخله در کالبد شهر؛ راهبرد مغفول در برابر نفوذ فرهنگی و بی‌نظمی شهری

مطالعات اجتماعی
زمان تغییر الگوواره (پارادایم) فرا رسیده است. کوچه و محله، باید دوباره چشم بیدار شهروندان باشد.

مسئله؛ فراتر از یک آسیب اجتماعی

مدتهاست از گسست روابط همسایگی در شهرهای جمهوری اسلامی ایران سخن می‌رود، اما کمتر کسی این پدیده را به مثابه یک «مسئله راهبردی امنیتی و فرهنگی» تحلیل کرده است. واقعیت آن است که در ساختار سنتی شهرهای ایرانی-اسلامی، محله و کوچه نه فقط یک واحد کالبدی، بلکه یک «سامانه نظارتی زنده» بود. ساکنان با شناخت چهره به چهره یکدیگر، بر فضای عمومی نظارت طبیعی داشتند و حضور هر غریبه‌ای -اعم از مزاحم، سارق یا عنصر هنجارشکن- بلافاصله قابل تشخیص و کنترل بود. امروزه و با غلبه الگوی آپارتمان‌نشینی و شهرسازی غربی، این سامانه نظارتی از کار افتاده است.

نتیجه چه شد؟ نه تنها جرایم خرد و کلان افزایش یافته، بلکه بستر برای ورود «غریبه مجازی» نیز فراهم شده است. غریبه‌ای که لزوماً پا به کوچه نمی‌گذارد، بلکه از طریق رسانه‌های معاند و شبکه‌های اجتماعی وارد ذهن و دل شهروندان می‌شود، روایت اول را غصب می‌کند و شهروندن بی‌دفاع را به سمت هنجارشکنی، بی‌قانونی و حتی اغتشاش سوق می‌دهد. در غیاب شبکه‌های چهره به چهره و پیوندهای همسایگی، شهروند در برابر این روایت‌های مخرب، تنها و آسیب‌پذیر می‌مانَد. جای تأسف است که در تحلیل اغتشاشات، کمتر به این واقعیت ساختاری اشاره شده است: «کالبد شهر، رفتار شهروند را می‌سازد؛ و رفتار غربی، حاصل شهرسازی غربی است». 

ریشه‌یابی: وقتی فیزیک شهر، روح همسایگی را می‌میراند

بیش از پنج دهه است که شهرسازی ایران تحت تأثیر مکاتب مدرن و کارکردگرای غربی، الگوی بلوک‌های آپارتمانی، خیابان‌های عریض و فاقد قلمروهای نیمه‌عمومی، و مجتمع‌های مسکونی فاقد حیاط و فضای دیداری مشترک را تکثیر کرده است. در این الگو:

-پنجره به سوی کوچه حذف شده است؛

-ایوان و نشیمن‌گاه همسایگی وجود ندارد؛

-ورودی ساختمان‌ها بی‌هویت و «بدون امکان توقف و گفتگو» طراحی می‌شود؛

-و کوچه بن‌بست به مثابه تهدید ترافیکی حذف می‌گردد، غافل از آنکه همین کوچه‌ها بستر طبیعی نظارت بودند.

نتیجه این تحول، انسانِ شهرنشینی است که همسایه خود را نمی‌شناسد، نسبت به فضای مقابل ساختمان احساس تعلق نمی‌کند، و هر گونه ناهنجاری را به دوربین پلیس یا شهرداری واگذار می‌کند. در چنین فضایی، غریبه (اعم از فیزیکی و مجازی) به راحتی وارد می‌شود، عمل می‌کند و خارج می‌گردد، بدون آنکه کسی متوجه شود یا احساس مسئولیت کند. 

مغفول‌ترین تحلیل: اغتشاشات و بی‌نظمی‌های شهری ریشه در شهرسازی دارد

آیا تاکنون پرسیده شده که چرا اغتشاشات اخیر در برخی محلات جدید و آپارتمان‌نشین، شدیدتر و پایدارتر بود و در محلات قدیمی با بافت همسایگی اصیل، یا اغتشاشی رخ نداد و یا ابعاد و محتوای اعتراضی شهروندان، بسیار قانونمدارانه و در چارچوب‌های هنجاری بوده است؟ پاسخ در «سرمایه اجتماعی و نظارت طبیعی» نهفته است. جایی که همسایه‌ها یکدیگر را می‌شناسند، پیام تحریک‌آمیز در فضای مجازی به راحتی تبدیل به کنش جمعی نمی‌شود؛ زیرا کانال‌های رودرروی اصلاح روایت‌ها، تکذیب‌های چهره به چهره درمقابلِ دروغ‌پردازی‌های رسانه‌های بیگانه، و هشدار فوری و مسئولانه همسایگان و شهروندان اصیل، وجود دارد.

اما در محلاتِ گسسته از هم، فضای مجازی، حاکمِ مطلق می‌شود. شهروند منفرد و منزوی، بی هیچ فیلتر میانی، در معرض هجمه رسانه‌های بیگانه و غیردوست قرار می‌گیرد. او نه همسایه‌ای را دارد که واقعیت را به او بازگو کند، نه فضای محله‌ای که در آن هویت جمعی شکل بگیرد. بنابراین به سادگی بازیچه دست غریبه‌ی مجازی می‌شود. این یعنی «هر کوچه بدون نظارت همسایگی، یک نفوذگاه باز برای دشمن فرهنگی است». 

پیشنهادهای عملی برای سیاستگذاران

وظیفه شهرساز و برنامه‌ریز شهری در شرایط کنونی، کناره‌گیری و تماشا نیست. او باید در متن ماجرا باشد و با طراحی کالبد، رفتار شهروند را به سمت نظم و هنجار سوق دهد. پیشنهادهای سیاستی زیر در سطح ملی و محلی قابل پیگیری است:

-اصلاح مقررات ملی ساختمان و طرح‌های تفصیلی: الزام طراحی «جبهه فعال نظارتی» در تمامی ساختمان‌های واقع بر معابر عمومی. یعنی پنجره به سمت کوچه، ورودی نیمه‌باز، فضای نشیمن همسایگی، و حذف دیوارهای بلند بی‌پنجره که نظارت طبیعی را غیرممکن می‌کند.

- بازآفرینی «خانه‌های محله» در هر واحد همسایگی: خانه محله صرفاً یک مرکز اداری نباشد، بلکه فضایی برای نشست‌های منظم همسایگی، ارتباط با معتمدان محله، و تبدیل شدن به پایگاه مقاومت فرهنگی در برابر روایت‌های معاند.

- راه‌اندازی «هر کوچه یک گروه همیار»: متشکل از ساکنان داوطلب که به صورت چرخشی، نظافت و مراقبت از کوچه را بر عهده گیرند. این کار ساده، حس تعلق و مسئولیت را بازمی‌گرداند.

- پیوند دادن عوارض شهری به میزان «همسایگی‌پذیری» ساختمان: به پروژه‌هایی که فضاهای تعاملی و نظارت‌پذیر طراحی می‌کنند، عوارض کمتری تعلق گیرد و برعکس. 

توصیه نهایی: خطاب به سیاستگذاران حوزه شهرسازی و مدیریت شهری

لازم است سیاستگذاران واقف باشند که شهرسازی صرفاً مهندسی راه و ساختمان نیست. شهرسازی، مهندسی رفتار، امنیت و مقاومت فرهنگی است. تا زمانی که کوچه‌ها و محله‌های ما به گونه‌ای طراحی می‌شوند که نظارت همسایگی را ناممکن می‌سازند، هرگونه سرمایه‌گذاری برای مقابله با رسانه‌های معاند و اغتشاشات، ناقص و بی‌نتیجه خواهد ماند. غریبه مجازی از همان روزنه‌ای وارد می‌شود که غریبه فیزیکی پیشتر از آن رانده می‌شد: «روزنه‌‌ی گسست اجتماعی و مرگ همسایگی».

اکنون وقت آن است که شهرسازان، جامعه‌شناسان، مدیران شهری و سیاستگذاران کلان جمهوری اسلامی ایران، دست به دست هم دهند و «شهرسازی همسایه‌محور» را به عنوان یک اولویت ملی و ابزاری برای بازسازی نظم، امنیت و مقاومت فرهنگی در دستور کار قرار دهند. زمان تغییر الگوواره (پارادایم) فرا رسیده است. کوچه و محله، باید دوباره چشم بیدار شهروندان باشد.

یداله صادقی عضو هیأت علمی گروه زیربنایی و تولیدی پژوهشکده تحقیقات راهبردی
ارسال نظرات
captcha
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها