برگزاری رویداد تخصصی «بایسته‌های راهبردی روابط با چین» جنگ رمضان و سیاست های کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی گذار نظم بین‌الملل و پیامدهای آن بر موازنه بازدارندگی غرب آسیا پس از طوفان‌الاقصی جنگ رمضان؛ نقطه عطفی در چندلایه‌سازی بحران و بازتعریف نظم جنگ رمضان؛ فرصت‌ها و تهدید‌ها اعتبار؛ رکنی تعیین‌کننده در بازدارندگی ایران در دوره پیش از جنگ لزوم تثبیت موفقیت‌های میدانی جنگ رمضان در عرصه دیپلماسی گزارش کوتاه نشست «درس‌آموخته‌های راهبردی ۱۴۰۴» فراخوان شرکت در دومین نشست درس‌آموخته‌های راهبردی۱۴۰۴ فراخوان شرکت در نشست تخصصی درس‌آموخته‌های راهبردی ۱۴۰۴ از «بهانه‌های» هسته‌ای تا «اهداف» سلطه بر انرژی در جنگ رمضان صورتک های یخی؛ از زبان رهایی تا زبان استثمار شهادت جانسوز رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای(قدس سره الشریف) دعوت نامه حضور در پیش نشست نخستین کنگره بین المللی مقابله با آپارتاید علمی فراخوان مقاله نشریه بین المللی فناوری‌های نوظهور و حکمرانی نشست شورای مراکز علمی حاکمیتی کشور در پژوهشکده تحقیقات راهبردی برگزار شد. فصلنامه علمی روابط خارجی تابستان ۱۴۰۴ با ۸ مقاله علمی منتشر شد. برگزاری دومین جلسه هم‌اندیشی شورای سیاستگذاری همایش بین‌المللی توسعه دریامحور جذب دانشجوی جدید کارشناسی‌ارشد در ‌دانشگاه جامع امام حسین (علیه‌السلام) مأموریت مجمع، بن‌بست‌شکنی در تعارضات قانون‌گذاری و صیانت از سیاست‌های کلی نظام است
کد خبر:۱۷۱۸
۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ | ۰۸:۱۳
یادداشت علمی

از «بهانه‌های» هسته‌ای تا «اهداف» سلطه بر انرژی در جنگ رمضان

از «بهانه‌های» هسته‌ای تا «اهداف» سلطه بر انرژی در جنگ رمضان
جنگ رمضان، نبردی است که در آن «بقای ملی» به «حفظ منابع انرژی» گره خورده است. واگذاری امتیازات هسته‌ای در شرایط فعلی، نه تنها راه را برای صلح هموار نمی‌کند، بلکه با از بین بردن بازدارندگی ایران، جسارت دشمن را برای پیگیری اهداف حداکثری (تجزیه و سلطه کامل بر انرژی) دوچندان می‌کند.

مقدمه

در فضای پس از آغاز «جنگ رمضان» در اسفند ۱۴۰۴، بسیاری از تحلیل‌ها اغلب در دام «دیالکتیک هسته‌ای» گرفتار شده‌اند. واشنگتن و تل‌آویو با تمرکز بر ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غنای ۶۰ درصد، آن را به مثابه «تهدید وجودی» برجسته می‌کنند. اما نگاهی به توازن قدرت هسته‌ای جهان نشان می‌دهد که این ادعا بیش از آنکه منطق نظامی داشته باشد، یک «پوشش حقوقی-سیاسی» برای پیشبرد اهداف راهبردی است. حقیقت این است که جمهوری اسلامی ایران نه با یک چالش هسته‌ای، بلکه با یک «پروژه ژئوپلیتیک» روبروست، پروژه‌ای که دو هدف اصلی را دنبال می‌کند: الف) بلعیدن یا کنترل مدیریت‌شده ذخایر عظیم نفت و گاز ایران جهت اهرم‌سازی علیه چین؛ ب) تغییر مرزهای سیاسی و تضعیف تمامیت ارضی کشور برای کاهش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی.

دام امتیازدهی و توهم تضمین

آنگونه که رسانه‌ها بازتاب می‌دهند، مهمترین مباحث مطرح پیرامون مذاکرات بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، عبارت است از اورانیوم و غنی‌سازی. پرسش بنیادین اینجاست: «آیا با واگذاری اورانیوم و پذیرش غنی‌سازی صفر، می‌توان چرخه جنگ را متوقف کرد؟»

تحلیل‌ها نشان می‌دهد که پاسخ منفی است، به دلایل زیر:

فقدان مرجع داوری بی‌طرف: در نظام بین‌الملل، هیچ نهاد بالادستی وجود ندارد که بتواند تعهدات آمریکا را تضمین و در صورت نقض، «هزینه‌ای بازدارنده» بر آن تحمیل کند. تجربه توافقات پیشین و نوسانات سیاست داخلی آمریکا ثابت کرده است که قراردادها، تابع «منافع لحظه‌ای» هستند، نه اخلاق سیاسی.

تغییر ماهیت تهدید: اگر جمهوری اسلامی ایران، اورانیوم خود را واگذار کند، امنیت ایران افزایش نمی‌یابد؛ بلکه تنها «اهرم بازدارنده» خود را از دست می‌دهد. وقتی هدف اصلی دشمن «کنترل انرژی» و «تجزیه» است، واگذاری اورانیوم نه به‌عنوان «پایان خصومت»، بلکه به‌عنوان «آغاز فروپاشی» درک می‌شود. در این سناریو، دشمن پس از خلع‌سلاح هسته‌ای، به سراغ گام‌های بعدی (فشار نظامی بیشتر برای تغییرات مرزی و تصرف میادین انرژی) خواهد رفت.

 

از «بهانه‌های» هسته‌ای تا «اهداف» سلطه بر انرژی در جنگ رمضان

 

انتخابِ تنها مسیر موجود

جمهوری اسلامی به خوبی درک می‌کند که غنی‌سازی و اورانیوم غنی‌شده، بهانه آغاز تجاوز در اسفند 1404 بوده است و نه هدف واقعی آن. زیرا در جنگ 12روزه و پس از جمله به مراکز هسته‌ای و غنی‌سازی کشور، آمریکا مدعی نابودسازی توانایی‌ها و دارایی‌های هسته‌ای ایران شده بود. پس موضوع اصلی، بقای جمهوری اسلامی است که دشمن آنرا نشانه گرفته است.

درصوت پذیرش منطق «جنگ برای بقا»، نتیجه‌گیری مبنی بر اینکه «چاره‌ای جز ادامه مقاومت وجود ندارد» از منظر سیاسی، تنها گزینه باقی‌مانده است. در این چارچوب، راهبرد کشور باید بر سه محور استوار باشد:

1-تبدیل وضعیت به «هزینه‌سازی حداکثری»: تا زمانی که هزینه تصرف ایران یا کنترل میادین انرژی آن، فراتر از سود حاصل از آن (برای آمریکا و متحدانش) باشد، دشمن به هدف خود نرسیده است. بسته شدن تنگه هرمز در این معادله، بزرگترین شوک اقتصادی به اقتصاد جهانی است که دقیقاً همان «نقطه درد» رقبای آمریکا و حتی متحدان اوست.

2-استفاده از اهرم انرژی به جای حذف آن: ایران با در اختیار داشتن ذخایر نفت و گاز، در مرکز ثقل انرژی جهان قرار دارد. مقاومت نه به معنای سوختن منابع، بلکه به معنای «مدیریت میدان» در شرایط جنگی است تا هرگونه دست‌اندازی خارجی با هزینه مستقیم اقتصادی برای بازارهای جهانی همراه باشد.

3-بی‌اعتباری دیپلماسیِ تسلیم: دیپلماسی در شرایط جنگی تنها زمانی کارآمد است که از «موضع قدرت» باشد. پذیرش غنی‌سازی صفر بدون دریافت تضمین‌های عینی (که عملاً وجود خارجی ندارند)، به معنای تسلیم یک‌طرفه است. بنابراین، ادامه غنی‌سازی نه به عنوان هدفی برای ساخت بمب، بلکه به عنوان «نماد استقلال و اهرم چانه‌زنی در میدان» باید حفظ شود.

 

جمع بندی

جنگ رمضان، نبردی است که در آن «بقای ملی» به «حفظ منابع انرژی» گره خورده است. واگذاری امتیازات هسته‌ای در شرایط فعلی، نه تنها راه را برای صلح هموار نمی‌کند، بلکه با از بین بردن بازدارندگی ایران، جسارت دشمن را برای پیگیری اهداف حداکثری (تجزیه و سلطه کامل بر انرژی) دوچندان می‌کند.

نتیجه منطقی تحلیل، این است که در غیاب تضمین‌های بین‌المللیِ الزام‌آور و با توجه به اهدافِ سلطه‌جویانه مهاجم، هزینه ادامه مقاومت هرچقدر هم بالا باشد، کمتر از هزینه تسلیم خواهد بود. تسلیم در این جنگ، به معنای خروج ایران از صفحه شطرنج قدرت جهانی است؛ در حالی که ادامه مقاومت، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک بازیگر غیرقابل‌حذف در نظم جدید جهانی باقی می‌گذارد. از سویی، وقتی هدف دشمن، در نهایت شامل سلطه و انرژی است، پس چه با توافق و واگذاری امتیاز و چه بدون آن، نظام سلطه از تهدید و تهاجم بر علیه کشور دست نخواهد کشید، لیکن هربار برای آغاز دوباره، بهانه‌ای متفاوت خواهد جست.

یداله صادقی
ارسال نظرات
captcha
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها