تنگه هرمز؛ ابزار چانه زنی، اهرم ژئوپلیتیکی و بازدارندگی برای ایران از تعامل مقطعی تا شراکت راهبردی با چین تحلیل راهبردی جنگ فرسایشی نامتقارن ایران و ایالات متحده چشم‌انداز ایران پساجنگ؛ بازاندیشیِ واقع‌گرایانه در افق شکوفایی انسجام اجتماعی؛ وحدت عقلانیت راهبردی میراث راهبردی رهبر شهید؛ عزت به مثابه قطب‌نمای سیاست خارجی ایران برگزاری رویداد تخصصی «بایسته‌های راهبردی روابط با چین» جنگ رمضان و سیاست های کلی خودکفایی دفاعی و امنیتی گذار نظم بین‌الملل و پیامدهای آن بر موازنه بازدارندگی غرب آسیا پس از طوفان‌الاقصی جنگ رمضان؛ نقطه عطفی در چندلایه‌سازی بحران و بازتعریف نظم جنگ رمضان؛ فرصت‌ها و تهدید‌ها اعتبار؛ رکنی تعیین‌کننده در بازدارندگی ایران در دوره پیش از جنگ لزوم تثبیت موفقیت‌های میدانی جنگ رمضان در عرصه دیپلماسی گزارش کوتاه نشست «درس‌آموخته‌های راهبردی ۱۴۰۴» فراخوان شرکت در دومین نشست درس‌آموخته‌های راهبردی۱۴۰۴ فراخوان شرکت در نشست تخصصی درس‌آموخته‌های راهبردی ۱۴۰۴ از «بهانه‌های» هسته‌ای تا «اهداف» سلطه بر انرژی در جنگ رمضان صورتک های یخی؛ از زبان رهایی تا زبان استثمار شهادت جانسوز رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای(قدس سره الشریف) دعوت نامه حضور در پیش نشست نخستین کنگره بین المللی مقابله با آپارتاید علمی
کد خبر:۱۷۱۷
۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۴
یادداشت علمی

صورتک های یخی؛ از زبان رهایی تا زبان استثمار

صورتک های یخی؛ از زبان رهایی تا زبان استثمار
با گرم‌تر شدن تنور جنگ و بن بست راهبردی امریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف اعلامی، صورتک‌های یخی و زبان شکلاتی فریبنده آنها آب شد و واقعیت‌های برآمده از چهره زشت و زبان گزنده آنها بر آفتاب افکنده و ذات قدرت طلب و ضداخلاقی آنها برملا شد.

در ابتدای یکی از روز‌های ماه پایانی سال ۱۴۰۴ مردم تهران وحشت زده شاهد حملات هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا به پایتخت و آشفتگی در جو عمومی شهر بودند. جنگ اغاز شد و مطالباتی را که ترامپ نتوانسته بود در میز مذاکره وصول کند با استفاده از ابزار نظامی به دنبال تحقق ان بود. در جنگ دوازده روزه در خردادماه همان سال در قالب عملیات نظامی غافلگیرانه این امر مورد آزمون قرار گرفت، اما به دستاورد راهبردی مشخصی نینجامید. به مانند الگوی جنگ دوازده روزه در ساعات ابتدایی جنگ ترور مقامات ارشد در دستورکار و فاز نخستین مبارزه قرار گرفت و در ادامه هدف قرار دادن مراکز نظامی، صنعتی و غیرنظامی دنبال شد. مردم تهران و اغلب استان‌های کشور مورد هجوم وحشیانه هواپیماها، پهپاد‌ها و موشک‌های پیشرفته ماشین نظامی نمایندگان نظام سرمایه داری افسارگسیخته غرب قرار گرفتند. کشور‌های اروپایی در مواضع رسمی از حمایت سیاسی از تغییر نظام در ایران تا پیشنهاد برپایی مذاکرات صلح تغییر مواضع دادند. در جنگ‌هایی که غربی‌ها بر علیه برخی کشور‌های اسیایی و افریقایی به راه می‌اندازند همواره رزم زبانی و لفاظی‌های شیک دیپلماتیک بخش مهمی از نبرد چندلایه را تشکیل می‌دهند.

دلایل وقوع جنگ تحمیلی سوم را می‌توان از زوایا و سطوح مختلف مورد بررسی قرار داد. اینکه چرا تیم سیاست خارجی ترامپ و شخص رئیس جمهور به این جمع بندی رسیدند که با استفاده از ابزار نظامی می‌توانند امتیازات مختلفی را که در دوره اوباما و بایدن وصول نشد را به دست آورنئ در سطح سیاسی، اقتصادی (تحریمی)، نظامی و سطح داخلی می‌توان مورد بررسی قرار داد. آنچه در نوشتار حاضر به عنوان یکی از دلایل انگیزه بخش در جهت گیری جنگ طلبانه کاخ سفید بررسی می‌شود طمع ترامپ در حمایت برخی لایه‌های معترض در جامعه شهری در جریان حمله نظامی به ایران و احتمال کمک ان‌ها به سرنگونی نظام سیاسی است. اعتراضات خیابانی ده ساله اخیر که ریشه در مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داشته است سبب شد تا در خطایی محاسباتی امریکایی‌ها به این جمع‌بندی برسند که مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی به طور خاص پس از حوادث دیماه ۱۴۰۴ دچار فرسایش مزمن شده است؛ در حالی که تجمعات حین جنگ، پشتیبانی بالای مردم از نظام سیاسی را نشان می‌دهد.

سخنرانی برای ایرانی‌های داخل کشور و طرح وعده رهایی و بزرگ کردن اقتصاد ایران پس از عملیات نظامی بخش دیگری از عملیات مکمل حمله نظامی جهت مشروعیت بخشی و موثرسازی ضربات نظامی بود. بخش مهمی از مطالب ارایه شده در رسانه‌های فارسی زبان معاند بازپخش مواضع ترامپ و رضا پهلوی جهت تاثیرگذاری بر ادراک و قضاوت‌های جامعه هدف و تبدیل آنها به کنش گر فعال در زمان بسیح عمومی و تصرف اماکن حیاتی بود. زبان و ادبیات استفاده شده توسط ترامپ و رضا پهلوی بخشی از جبهه فراگیر جنگ چهل روزه بر علیه نظام سیاسی اسلامی بود. زبان ترامپ در ابتدای جنگ زبانی رهایی بخش بود و نقطه اوج ان جمله "کمک در راه است" قبل از جنگ و حمایت‌های لفظی از ایرانی‌های معترض جامعه هدف در داخل کشور بود. به طور خاص پس از ترور مقامات سیاسی و امنیتی- نظامی ترامپ همواره معترضان را به شورش خیابانی فرا می‌خواند. به باور ترامپ و سلطنت طلب‌ها این جنگ می‌توانست کاهش هزینه‌های کنش گری را برای آشوب‌های خیابانی و زمینه سازی جهت نابودی و فروپاشی نظام سیاسی فراهم سازد. نابودی ایست‌های بازرسی، کلانتری ها، مراکز پلیس و پادگان‌ها و اطلاع رسانی آن از طریق شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای تلاشی جهت نشان دادن متحقق شدن وعده‌ها و لفاظی‌های ترامپ بود.

سلطنت طلب‌ها در جریان حمایت از زبان رهایی ترامپ و توجیه هزینه‌های انسانی و مادی جنگ، این دست از هزینه‌ها را به عنوان هزینه‌های رهایی فاکتور می‌کردند و از معترضین می‌خواستند تا ضمن تحمل هزینه‌ها در مواقعی که خانواده پهلوی صلاح می‌دانستند به خیابان‌ها آمده و زمینه تضعیف نظام سیاسی را فراهم کنند. خانواده پهلوی و حامیان آن در برابر ریخته شدن خون دانش آموزان مدرسه میناب موضع گیری قاطعی نکردند و با زبان مماشات از کنار این حادثه تلخ و سایر جنایت‌های جنگی گذر کردند. در زبان ملی گرایانه آنها رخنه‌های بسیاری وجود دارد به طوری که برخی از کشور‌های غربی این گروه سیاسی را برای جایگزینی محتمل نظام سیاسی پساجنگ جدی نگرفتند.

با گرم‌تر شدن تنور جنگ و بن بست راهبردی امریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف اعلامی، صورتک‌های یخی و زبان شکلاتی فریبنده آنها آب شد و واقعیت‌های برآمده از چهره زشت و زبان گزنده آنها بر آفتاب افکنده و ذات قدرت طلب و ضداخلاقی آنها برملا شد. با حمله اتحاد امریکایی – صهیونی به زیرساخت‌های رفاهی، عمرانی و اقتصادی تردید‌ها در ارتباط با ضد ایرانی و ضدمردمی بودن جنگ بیش از گذشته اشکار شد. تهدید به تصرف جزایر و خاک کشور سبب شد تا مانند جنگ دوازده روزه ناسیونالیسم ایرانی همچون چتری بر فراز تمامی سلایق سیاسی و فرهنگی قرار گیرد و زبان استعماری و استثماری ترامپ به تقویت همبستگی سرزمینی کمک کند. طرفداران خاندان پهلوی و حمله نظامی به ایران در برابر این چرخش زبانی نتوانستند با پرچم ملی گرایی هزینه‌های پیش رو را توجیه کنند و در نتیجه در موضع ضعف قرار گرفتند به طوری که برخی چهره‌های فرهنگی و هنری خارج نشین نیز به انتقاد از ان‌ها پرداختند.

ورق زدن دفتر و آلبوم خونبار تاریخ سیاسی کشور‌ها نشان می‌دهد به دست آوردن دموکراسی و بهبود شاخص‌های توسعه اقتصادی نیازمند همگرایی و اجماع نظام سیاسی و طبقات مختلف جامعه در مسیری مورد توافق است. تیز کردن آتش طمع بیگانگان و تخریب زیرساخت‌ها و ساختار‌های عمرانی نمی‌تواند اجماع ساز باشد و مهره‌های سیاسی بیگانگان پیش از آن‌که به فکر منافع ملی باشند به دنبال تسویه حساب با اربابان خارجی (باج دهی سیاسی و اقتصادی) و سرکوب نیرو‌های متنوع داخلی به منظور تحکیم منافع خانوادگی و حزبی خواهند بود. تاریخ نشان داده است راه نجات ملت‌ها از چرخه فقر و فساد اصلاحات درون جوش و مورد اجماع نیرو‌های اجتماعی و سیاسی مختلف است و شعبده بازی با مفاهیمی مانند "پل عبور"، "دوباره بزرگ کردن ایران"، "گذار سیاسی" و "نماینده ملت بودن" نمی‌تواند واقعیت پایدار توسعه اقتصادی و سیاسی را رقم بزند.

امیر عباسی خوشکار
ارسال نظرات
captcha
پربازدیدها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها