عصر طلایی ترکیه در آفریقا بحران نتانیاهو؛ رژیم صهیونیستی در بن‌بست سیاسی کودتا یا گوشمالی عبدالله دوم در اردن کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس و بحران سوریه بازیگران درگیر و چشم انداز آینده لیبی قرارگرفتن رژیم صهیونیستی در حیطه عملیاتی سنتکام؛ زمینه‌ها و پیامد‌ها علنی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشور‌های حاشیه خلیج فارس و موازنه تهدید علیه ایران مصر، امارات، اردن، عربستان و انتخابات فلسطین جبهه پولیساریو و منازعه الجزایر و مراکش خوش‌بینی به آمریکا، سبب ناکامی برجام بود داعش با حمایت‌های آمریکا و عربستان شکل گرفت موشکباران عین الاسد زیرسوال بردن قدرت آمریکا بود قطر و بحرین؛ در مسیر جنگ قطر در تلاش برای تبدیل شدن به قطب دیپلماسی منطقه خط لوله آسیا- اروپا؛ اتصال ژئواستراتژیک خلیج فارس به حوزه مدیترانه مشخصات پروژه آمریکایی _ صهیونیستی ایران اگزیت در گفتگو با احمد زارعان بحران جانشینی در عربستان/ تبار شناسی خاندان آل سعود و عبدالعزیز جنگ سرد دیجیتال (نسل پنجم ارتباطات 5G) آمریکا و چین در خلیج فارس عوامل تاثیرگذار بر عادی سازی و نتایج و پیامدهای آن بر سودان منازعه مصر، سودان و اتیوپی در موضوع سد النهضه
کد خبر:۱۳۹۱
۲۰ خرداد ۱۴۰۰ | ۰۷:۰۶
شعله‌ور شدن آتش زیر خاکستر تبعیض‌های ساختاری علیه اعراب در فلسطین اشغالی

مقدمه

برنامه‌های نژادپرستانه رژیم صهیونیستی برای یهودی‌سازی بیت‌المقدس و کوچاندن اجباری ساکنان مسلمان و عرب این شهر، موج جدیدی از تنش‌ها میان اعراب و صهیونیست‌ها را در فلسطین اشغالی به راه انداخته است. مداخله نیرو‌های امنیتی رژیم صهیونیستی و سرکوب ساکنان فلسطینی محله شیخ جراح و هتک حرمت مسجد الاقصی، علاوه بر واکنش حماس، خیزش اعراب ساکن سرزمین‌های اشغالی و در نتیجه درگیری مستقیم آن‌ها با یهودیان در شهر‌های مختلف را به دنبال داشت. برخورد‌های و حملات خشن یهودیان و اعرا ب در درون سرزمین‌های اشغالی در روز‌های اخیر به حدی زیاد است که همسایه‌های دیوار به دیوار عرب و یهود را از حضور یکدیگر به وحشت انداخته است. این موضوع که نشان‌دهنده گسترش بیش از پیش نژاد‌پرستی در فلسطین اشغالی است، رژیم صهیونیستی را در لبه پرتگاه جنگ داخلی قرار داده است؛ موضوعی که بیش از حملات راکتی حماس، نگرانی سران صهیونیست را به دنبال داشته است.

مراحل یهودی سازی بیت المقدس

پس از اشغال غرب شهر بیت المقدس در جنگ ۱۹۴۸ و شرق شهر بیت المقدس در جنگ ۱۹۶۷، رژیم صهیونیستی به‌صورت پیوسته برنامه‌های خود برای یهودی سازی بیت المقدس را پی گرفته است. مصادره زمین‌ها، تصویب قوانین تبعیض‌آمیز در این راستا و تلاش برای کوچ اجباری عرب‌ها از آنجا، پایه ثابت برنامه‌های رژیم برای یهودی‌سازی بیت‌المقدس بوده است. تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای یهودی سازی قدس پس از اشغال، تاکنون دارای چند نقطه عطف به شرح زیر بوده است:

تصویب قانون قدس در سال ۱۹۸۰؛ نخستین نقطه عطف یهودی‌سازی بیت المقدس پس از اشغال آن

سیزده سال پس از اشغال بیت‌المقدس توسط صهیونیست‌ها، کِنست در ژوئیه ۱۹۸۰ طرحی را تصویب کرد که به موجب آن هر دو بخش شرقی و غربی شهر بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم و محل استقرار مقر ریاست دولت، کنست و دادگاه عالی رژیم انتخاب شد. این قانون بعد‌ها زمینه تصویب قانون کشور یهود در سال ۱۳۹۷ و تبعض گسترده علیه ساکنان عرب بیت المقدس را فراهم آورد.

کابوس تل آویو

 

ترامپ و معامله قرن؛ یهودی سازی بیت المقدس با حمایت آمریکا

هرچند نزاع میان فلسینی‌ها و صهیونیست‌ها در یکصد سال گذشته و تلاش صهیونیست‌ها برای اشغال سرزمین فلسطین موضوع جدیدی نیست، اما تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا در آذر ۱۳۹۶ برای به رسمیت شناختن شهر بیت‌المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و به دنبال آن انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت‌المقدس در اردیبهشت ۹۷، نزاع بر سر کنترل شهر بیت المقدس به عنوان کانون درگیری‌های فلسطینی‌ها و صهیونیست‌ها را وارد مرحله جدیدی نمود.

ترامپ و نتانیاهو


براساس طرح شکست‌خورده معامله قرن که دونالد ترامپ در رویایی تحقق آن بود، بیت‌المقدس پایتخت غیر‌قابل تغییر رژیم صهیونیستی به شمار می‌رفت و فلسطینی‌ها نیز در صورت تشکیل کشور مستقل می‌توانستند، روستای ابودیس واقع در کرانه باختری و شرق شهر بیت المقدس را به عنوان پایتخت خود انتخاب کنند. هرچند طرح معامله قرن در عمل با شکست مواجه شد، اما تصمیم آمریکا در به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت به آنجا که با پیروی چند کشور دیگر نیز همراه شد، عملاً بی پروایی بیشتر صهیونیست‌ها در پیگیری رویای دیرینه یهودی‌سازی بیت‌المقدس را به دنبال داشت؛ به شکلی یک سال پس از تصمیم ترامپ، کنست قانون نژاد‌پرستانه کشور یهود را که دنباله قانون قدس و رسمیت بخشیدن به یهودی سازی بیت المقدس بود را با ۶۲ رای موافق به تصویب رساند.


تصویب قانون نژادپرستانه کشور یهود در کنست؛ رسمیت بخشیدن به یهودی سازی بیت المقدس

قانون کشور یهود تیرماه سال ۱۳۹۷ در ۱۱ ماده به تصویب کنست رسید. مطابق این قانون نژادپرستانه، فلسطین اشغالی منحصرا به عنوان یک کشور یهودی تعریف می‌شود که در آن حق تعیین سرنوشت تنها متعلق به قوم یهود است و زبان عبری تنها زبان رسمی سرزمین‌های اشغالی به شمار می‌رود. طبق ماده ۳ قانون مذکور، تمام شهر بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی معرفی شده است؛ به این ترتیب حق حداقلی فلسطینی‌ها در حاکمیت بر بیت المقدس شرقی و تشکیل کشور فلسطین به مرکزیت بیت المقدس شرقی از منظر سازمان ملل نیز زیر پا گذاشته شده است. در این قانون همچنین توسعه شهرک‌سازی‌ها یک ارزش قومی محسوب می‌شودکه دولت موظف است برای ترغیب و حمایت از ایجاد و استقرار آن اقداماتی را انجام دهد.

کوچ اجباری ساکنان محله شیخ جراح: تبلور روند عملی یهودی سازی بیت المقدس

محله شیخ جراح یکی از محله‌های فلسطینی‌نشین در شمال بخش قدیمی قدس اشغالی است که به نام پزشک صلاح الدین ایوبی و به سبب دفن شدن وی (شیخ جراح) در این محله بدان نام، نامگذاری شده است. ساکنان این محله همگی فلسیطنی‌هایی هستند که پس از تاسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ از محل سکونت خود به اجبار کوچانده شده و در این محله سکنی داده شده‌اند. پس از تاسیس رژیم صهیونیستی، ۲۸ خانواده فلسطینی در سال ۱۹۵۶ پس از توافق با وزارت ساخت- ساز و توسعه اردن و آژانس پناهندگان سازمان ملل به این امید که این آخرین باری است که از خانه‌های خود به اجبار کوچانده می‌شوند در محله شیخ جراح مستقر شدند؛ اما این خانواده‌ها که تعداد آن‌ها به مرور زمان به ۳۸ خانواده افزایش پیدا کرده است، پس از حمایت دادگاه مرکزی رژیم (در بیت المقدس شرقی) از شهرک نشینان تندور و صدور حکم کوچ اجباری چند خانواده از محله شیخ جراح، دریافتند که آرزوی آن‌ها با حضور رژیم صهیونیستی سرابی بیش نیست.

محله شیخ جراح

طبق توافق صورت گرفته قرار بود، فلسطینی‌ها با پرداخت مقدار معینی شهریه، مشروط به اینکه سه سال پس از ساخت و ساز ها، مالکیت خانه‌ها به آنان واگذار شود، در محله شیخ جراح مستقر شوند. لازم به ذکر است که در آن زمان کرانه باختری تحت حکومت پادشاهی اردن قرار داشت، اما پس از اشغال کرانه باختری از جمله بیت المقدس در سال ۱۹۶۷ توسط رژیم صهیونیستی، این رژیم از ثبت خانه‌ها به نام فلسطینی‌ها سرباز زد.
پس از آن در سال ۱۹۷۲ کمیته سفاردی و کمیته کنست رژیم صهیونیستی ادعای مالکیت بر زمینه‌های محله شیخ جراح را مطرح کردند. کمیته‌های فوق الذکر از دادگاه بیت المقدس درخواست کردند تا تعدادی از ساکنان محله را به اتهام زمین خواری اخراج کنند، هرچند دادگاه در سال ۱۹۷۶ ابتدا به نفع ساکنان فلسطینی محله شیخ جراح حکم داد، اما به مرور زمان و تحت فشار احزاب و گروه‌های تندور یهودی، بویژه از سال ۲۰۰۸ به این سو دادگاه همسو با سیاست‌های تبعیض نژادی دولت مرکزی در صدد اسکان یهودیان در این محله و اخراج ساکنان فلسطینی آن برآمده است. به گونه‌ای که تا کنون برای ۱۲ خانواده فلسطینی از سوی مراجع قضایی رژیم صهیونیستی حکم تخلیه صادر شده است. اکنون مقاومت فلسطینی‌های ساکن شیخ جراح در مقابل کوچ اجباری و اعتراض آن‌ها به احکام جانبدارانه محاکم قضایی صهیونیستی، منجر به شعله ور شدن آتش زیر خاکستر تبعیض نژادی رژیم صهیونیستی علیه اعراب در سراسر سرزمین‌های اشغالی و نمایان شدن کابوس جنگ داخلی برای رژیم شده است.

کابوس تل‌آویو؛ جنگ داخلی در سرزمین‌های اشغالی

اقدامات نژاد پرستانه رژیم صهیونیستی علیه ساکنان شیخ جراح، علاوه بر واکنش جبهه مقاومت در نوار غزه، واکنش اعراب ساکن سرزمین‌های اشغالی ۱۹۴۸ را نیز به دنبال داشت و آتش زیر خاکستر چند دهه تبعیض علیه مسلمانان در بیت المقدس را شعله ور کرد.

جنگ داخلی در قدس



حجم گسترده درگیری‌ها و سطح بالای خشونت‌ها، ناآرامی‌های داخلی را به سمت هرج و مرج سوق داد و سرزمین‌های اشغالی را در لبه تاریک پرتگاه جنگ داخلی قرار داده است. مسئله‌ای که نگرانی عمیق سران صهیونیست را به دنبال داشته است؛ به شکلی که «ریوون ریولین» رئیس جمهور رژیم صهیونیستی بر حل این مشکل پیش از تبدیل آن به جنگ داخلی و تهدیدی موجودیتی برای رژیم تاکید کرده است. وی به‌صراحت اعلام کرده است، جنگ داخلی بیش از همه خطراتی که رژیم از خارج از مرزهایش با آن‌ها روبرو است، برای آنان تهدید موجودیتی به شمار می‌رود. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم نیز با بیان این نکته که رژیم صهیونیستی در حال حاضر در دو جبهه در حال جنگیدن است، خطر درگیری داخلی میان یهودیان و اعراب را تهدیدی بزرگتر از درگیری نظامی با غزه توصیف کرده است.
اما چرا درگیری‌های داخلی از منظر سران صهیونیست تهدیدی موجودیتی برای آنان به شمار می‌آید؟
آگاهی سران صهیونیست از وجود شکاف‌های عمیق اجتماعی میان یهودیان و اعراب ساکن سرزمین‌های اشغالی، وجود تبعیض ساختاری و سازمان یافته علیه اعراب در آنجا از یک سو و پیچیدگی برخورد با یک جنگ داخلی نسبت به جنگ خارجی از سوی دیگر همگی عواملی هستند که سران صهیونیست را نسبت به آینده درگیری‌ها در سرزمین‌های اشغالی هراسان کرده است. کاملاً واضح است که حتی پس از ۷۳ سال تلاش برای ادغام فلسطینی‌ها در جامعه اسرائیل، تضعیف هویت آن‌ها و نامیدنشان تحت عنوان عرب اسرائیلی با شکست مواجه شده است. فلسطینی‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی خود را بازماندگانِ، جمعیتی می‌دانند که پیش از تاسیس رژیم صهیونیستی وجود داشته‌اند؛ به همین دلیل با هم نژادی‌ها خود در نوار غزه و کرانه باختری هویت مشترکی دارند که از آن‌ها سلب شده است. نمایش این آگاهی هویتی مشترک عاملی است که بیش از جنگ خارجی سبب هراس صهیونیست‌ها شده است.

جنگ داخلی در رژیم صهیونیستی


بر این اساس درگیری‌ها داخلی بازتاب یک بحران هویتی عمیق و ریشه دار است که بر خلاف جنگ خارجی، نظامیان و دیپلمات‌ها قادر به حل آن نیستند؛ لذا سران صهیونیستی به خوبی آگاه هستند، در صورت وقوع جنگ داخلی، شکست رژیم در آن قطعی است؛ به همین دلیل بنی‌گانتز وزیر دفاع رژیم صهیونیستی هشدار داد که اسرائیل نباید در وضعیتی قرار گیرد که در نبرد نوار غزه پیروز شده باشد، اما در داخل با شکست روبرو شود.

نتیجه گیری

اقدامات رژیم صهیونیستی در راستای یهودی‌سازی بیت‌المقدس و آواره کردن ساکنان عرب که در چند سال اخیر تشدید شده است، در نهایت موجب زبانه کشیدن آتش شکاف‌های عمیق اجتماعی میان یهودیان و اعراب در سرزمین‌های اشغالی شد. هرچند درگیری یهودیان و اعراب در سرزمین‌های اشغالی پس از تاسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ موضوعی جدید نیست، اما هم‌زمانی خیزش جدید اعراب با نبرد نظامی حماس علیه رژیم صهیونیستی و حمایت آنان از حملات موشکی حماس در دفاع از بیت المقدس در کنار همبستگی ملی آنان، واقعیتی را عیان کرد که سران صهیونیست علیرغم آگاهی نسبت به آن، سال‌ها تلاش کرده بودند تا آن را نادیده بگیرند؛ و آن اینکه چیزی به اسم عرب اسرائیلی وجود ندارد و تصورات آرمانی رژیم صهیونیستی مبنی بر همزیستی مسالمت آمیز اعراب و یهودیان زیر چتر حاکمیتی رژیم صهیونیستی رویایی دست نیافتنی است؛ لذا آگاهی از همین موضوع سبب شده است تا صهیونیست‌ها خیزش‌های مردمی در سرزمین‌های اشغالی را خطرناک‌تر از راکت‌های حماس توصیف کنند و آن را تهدید موجودیتی برای خود قلمداد نماید. تهدیدی از نوع یک زخمه کهنه که همیشه قابلیت سر باز کردن دارد، اما قدرت نظامی راه حل آن نیست.

پژوهشگر «طاهر طاهری»
ارسال نظرات
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها