کودتا یا گوشمالی عبدالله دوم در اردن کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس و بحران سوریه بازیگران درگیر و چشم انداز آینده لیبی قرارگرفتن رژیم صهیونیستی در حیطه عملیاتی سنتکام؛ زمینه‌ها و پیامد‌ها علنی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشور‌های حاشیه خلیج فارس و موازنه تهدید علیه ایران مصر، امارات، اردن، عربستان و انتخابات فلسطین جبهه پولیساریو و منازعه الجزایر و مراکش خوش‌بینی به آمریکا، سبب ناکامی برجام بود داعش با حمایت‌های آمریکا و عربستان شکل گرفت موشکباران عین الاسد زیرسوال بردن قدرت آمریکا بود قطر و بحرین؛ در مسیر جنگ قطر در تلاش برای تبدیل شدن به قطب دیپلماسی منطقه خط لوله آسیا- اروپا؛ اتصال ژئواستراتژیک خلیج فارس به حوزه مدیترانه مشخصات پروژه آمریکایی _ صهیونیستی ایران اگزیت در گفتگو با احمد زارعان بحران جانشینی در عربستان/ تبار شناسی خاندان آل سعود و عبدالعزیز جنگ سرد دیجیتال (نسل پنجم ارتباطات 5G) آمریکا و چین در خلیج فارس عوامل تاثیرگذار بر عادی سازی و نتایج و پیامدهای آن بر سودان منازعه مصر، سودان و اتیوپی در موضوع سد النهضه بن سلمان و شکست در سیاست‌های منطقه‌ای/ روزشمار پایان محاصره قطر زمینه‌ها و عوامل اعتراضات عراق و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران
کد خبر:۱۱۸۵
۲۴ آذر ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۱
روسیه و تحقق وضع مورد حمایت غرب در سوریه
در پژهش حاضر به وضعیت‌شناسی حضور جریان‌های مقاومت و نیرو‌های وابسته به روسیه در بحران سوریه و سناریو‌های محتمل آینده سوریه پرداخته می‌شود.

چکیده سیاستی

شهادت سردار سلیمانی در سوم ژانویه ۲۰۲۰ در نزدیکی فرودگاه بغداد، با توجه به جایگاه نظامی_امنیتی و راهبردی ایشان در فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان بازوی پیشبرد راهبرد‌های برون مرزی جمهوری اسلامی ایران، رویداد مهمی است که می‌تواند بستر شکل‌گیری تحولات جدیدی در مناطق نفوذ ایران به ویژه در بحران سوریه باشد.

رقابت شدید بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی درگیر در پرونده سوریه، فشار فزاینده ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران و تزلزل (هرچند موقتی) در فرماندهی مهمترین بازوی پیشبرد سیاست‌های منطقه‌ای ایران از یک‌سو و از سوی دیگر سفر غیرمنتظره ولادیمیر پوتین ریاست جمهوری روسیه به سوریه و بازدید از اماکن تاریخی دمشق رخداد دیگری است که به فاصله کوتاهی پس از شهادت سردار سلیمانی به وقوع پیوسته است.
 
راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی

همزمانی و نزدیکی این دو رویداد حاکی از تصمیم روسیه جهت استفاده از خلاء سردار سلیمانی و تضعیف نیرو‌های وابسته به ایران و مقاومت در سوریه و بسترسازی جهت کاهش حضور آن‌ها در خاک این کشور در آستانه ورود بحران سوریه از مرحله نظامی به مرحله سیاسی است. وضعیتی که تحقق آن مورد حمایت آمریکا، اتحادیه اروپا، رژیم صهیونیستی و کشور‌های منطقه غرب آسیا شامل ترکیه، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است.

در پژهش حاضر به وضعیت‌شناسی حضور جریان‌های مقاومت و نیرو‌های وابسته به روسیه در بحران سوریه و سناریو‌های محتمل آینده سوریه در نبود کارگزار کلیدی جمهوری اسلامی ایران سردار قاسم سلیمانی در پرتو راهبرد‌های روسیه در قبال سوریه پرداخته می‌شود.

۱-مسئله سیاستی

سردار سرتیپ قاسم سلیمانی از جمله فرماندهان مقتدر و استراتژیست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در سال ۱۳۶۷ از طرف مقام معظم رهبری به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. ایشان طی ۲۲ سال فرماندهی نیروی قدس توانسته بود با غالب جریان‌های سیاسی غرب آسیا ارتباط نزدیک برقرار نماید و در مواردی ارتباطات ایشان در سطوح رسمی و بین‌المللی نیز ادامه داشت [۱]که در این راستا می‌توان به دیدار‌های مکرر ایشان با مقامات نظامی و سیاسی کشور‌های محور مقاومت و همچنین سفر ایشان به روسیه در سال ۲۰۱۵ جهت ترغیب ریاست جمهوری روسیه به ورود نظامی به بحران روسیه اشاره کرد. [۲]راهبرد اصلی سردار سلیمانی در سوریه، حفظ این کشور در مدار مقاومت و ایجاد کریدور  «تهران_بغداد_دمشق_بیروت» جهت تقویت مقاومت در منطقه و تکمیل کمربند محاصره رژیم صهیونیستی بود. در همین راستا نیز نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از اولین نیرو‌هایی بود که با بروز بحران به حمایت از نظام سوریه وارد شد. بسیاری از تحلیلگران ورود نیروی هوایی روسیه به جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۵ را محصول تلاش‌های سردار سلیمانی و رایزنی‌های ایشان با رهبران کرملین می‌دانند. [۳]در شرایط کنونی، در بحران سوریه به جز دولت بشار اسد و ارتش این کشور، نیرو‌های نظامی روسیه و همچنین متحدان نظامی ایران نیز حضور دارند و در هماهنگی با یکدیگر علیه تروریست‌های تکفیری مبارزه می‌کنند. ابتکار عمل نیرو‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران تا پیش از سوم ژانویه ۲۰۲۰ در اختیار سردار سلیمانی بود. [۴]بنابراین به شهادت رسیدن سردار سلیمانی در نزدیکی فرودگاه بغداد از سوی نیرو‌های آمریکایی، بستر‌ساز آسیب جدی به مقاومت و نیرو‌های نظامی متحد ایران در سوریه خواهد بود.  
 

دیدار پوتین و بشار اسد در سوریه پس از شهادت سردار سلیمانی

سفر غیرمنتظره ولادیمیر پوتین به سوریه به فاصله کمی پس از شهادت سردار سلیمانی و تاکید بر نقش نیرو‌های روسی در بازگرداندن امنیت به سوریه، [۵]رویدادی است که در پرتو نبود مهمترین کارگزار نفوذ منطقه‌ای ایران در منطقه، می‌تواند تلاش روسیه برای سوء استفاده از موقعیت حادث شده و تضعیف جایگاه ایران در  سوریه در دوران تثبیت تعبیر شود.
 
راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی

سفر اخیر پوتین به شهر دمشق در حالی صورت می‌پذیرد که سفر قبلی وی در سال ۲۰۱۷ محدود به پایگاه نظامی حیمیم در استان لاذقیه بوده در حالی که براساس اعلام کرملین این‌بار وی به دیدار اماکن تاریخی دمشق نیز رفته است یعنی در خیابان‌های شهری جنگ‌زده و درگیر آشوب قدم زده است. [۶]در ادامه به آینده جایگاه ایران در سوریه با توجه به تحولات یاد شده پرداخته می‌شود.

۲_ وضعیت‌شناسی حضور روسیه و جمهوری اسلامی ایران در جنگ داخلی سوریه

از ابتدای شکل‌گیری جنگ داخلی در سوریه در سال ۲۰۱۱، دولت‌های روسیه و جمهوری اسلامی ایران به عنوان متحدان دولت قانونی این کشور، درگیر بحران شدند و هریک براساس اهداف و منافع ملی خود، به‌گونه‌ای مانع از فروپاشی نظام سیاسی این کشور شدند.

۲_۱_حضور غیرمستقیم لجستیکی و مستشاری جمهوری اسلامی ایران
روسیه به تنهایی قادر به پیروزی در سوریه نبود چرا که شرکت‌های خصوصی روسیه ضعیف بودند و نیروی هوایی نیز به تنهایی قادر به شکست نیرو‌های داعش با راهبرد جنگ چریکی نبودند. [۷]بنابراین نیروی زمینی ایران و حزب الله لبنان و همچنین بسیجی که ایران با جذب نیرو‌های افغانستان و پاکستان ایجاد کرد، به پیروزی بر داعش کمک کرد. مسائلی که توسط سردار سلیمانی و سردار همدانی طراحی و اجرا شد و موجب می‌شد آینده سوریه به مقاومت وابسته بماند. [۸]
 
۲_۲_حضور مستقیم جمهوری اسلامی ایران و بسیج نیرو‌ها
در سال ۲۰۱۵ و با بالا گرفتن تلفات دولت سوریه و پیشروی نیرو‌های تکفیری، با حمایت ایران، نیرو‌های مقاومت لبنان و حشدالشعبی عراق وارد سوریه شده و در نزدیکی جولان مستقر شدند.

۲_۳_حضور غیرمستقیم و لجستیکی روسیه
روسیه به عنوان کشوری که سوریه را حیطه نفوذ سنتی خود و مهمترین پایگاه باقیمانده در منطقه غرب آسیا پس از، از دست رفتن لیبی می‌دانست از نفوذ خود بر حزب بعث و ساختار ارتش این کشور برای ورود به بحران استفاده کرد. البته کمک‌های نظامی روسیه ابتدا در سطح مستشاری و لجستیکی بود.
در اواخر سال ۲۰۱۱ نیرو‌های روس برای عبور از بحران، راهکار تشکیل چندین واحد جدید برای انجام عملیات‌های خاص را از میان افسران ارتش، نیرو‌های ذخیره و سربازان وظیفه سوری مطرح ساختند که به ایجاد سپاه چهارم، پنجم و ششم ارتش انجامید، اما در عمل کارایی چندانی نداشت و در سطح انجام عملیات‌های محدود در مناطق خاصی از سوریه باقی ماند.  
از اوایل سال ۲۰۱۲ و با وخیم‌تر شدن اوضاع جنگ داخلی، استراتژیست‌های روسیه تصمیم به ورود نیرو‌های نظامی خارجی به نفع بشار اسد کردند و در همین راستا، دولت این کشور لایحه قانونی کردن شرکت‌های امنیتی خصوصی را به «دوما» فرستاد، اما دوما آن را مغایر قانون اساسی تشخیص داد. در نهایت دولت روسیه بدون مجوز مجلس این کشور نیرو‌های خارجی را در قالب شرکت‌های امنیتی خصوصی، وارد سوریه نمود که در عملیات‌های مهم به صورت محدود  در کنار ارتش سوریه مشارکت داشته باشند.

۲_۴_حضور مستقیم نیروی هوایی ارتش روسیه
هیچکدام از موارد فوق نتوانست تغییر چشمگیری در موازنه میدانی به وجود آورد بنابراین از سال ۲۰۱۵ روسیه به شکل رسمی با بمباران مواضع دولت اسلامی عراق و شام، مرحله دیگری از ورود به بحران سوریه را که جنگ هوایی بود در پیش گرفت و کنترل فرماندهی عملیات را در دست گرفت. شایان ذکر است این تحول در نتیجه رایزنی‌های سردار سلیمانی با مقامات ارشد روسیه و ادراک‌سازی درخصوص تهدید سقوط دولت قانونی سوریه صورت پذیرفته است. در سال ۲۰۱۵ حدود ۶۳.۰۰۰ نظامی روسی در جنگ داخلی سوریه حضور داشته‌اند و در حال حاضر تخمین زده می‌شود ۵.۰۰۰ نظامی و پیمانکار امنیتی خصوصی روس در این کشور حاضر باشند. [۹]لازم به ذکر است، حضور روسیه در بحران سوریه با تمرکز بر ساختار ارتش رسمی این کشور انجام پذیرفته در حالی که نیرو‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران در قالب نیرو‌های کمکی وارد سوریه شده‌اند و به دلایل متعددی از جمله مخالفت روسیه و حزب بعث، تلاش‌ها برای قانونی کردن نیرو‌های متحد ایران در چارچوب نیرو‌های رسمی سوریه نظیر آنچه درخصوص حشدالشعبی در عراق انجام گرفت، به نتیجه نرسید. همین مسئله حاکی از راهبرد کلان روسیه جهت خروج نیرو‌های ایرانی و وابسته به ایران پس از پایان جنگ داخلی از سوریه داشته است که موضع‌گیری روسیه مبنی بر لزوم خروج نیرو‌های خارجی از خاک سوریه نیز در همین راستا بوده است.

اضمحلال داعش در سوریه و اعلام تشکیل گردان‌های آزادی جولان و تجمع نیرو‌های مقاومت وابسته به ایران در نزدیکی جولان در سال  ۲۰۱۷ که با نگرانی رژیم صهیونیستی همراه بود، موجب شد نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی سفر‌های مکرری به مسکو و واشنگتن داشته باشد و در نهایت با موافقت روسیه، طرح خروج نیرو‌های ایرانی به اجرا درآمد. [۱۰]اولین گام اجرای این طرح، ایجاد مناطق کاهش تنش در سوریه به ویژه در جنوب این کشور در اطراف جولان بود که روسیه مجری اصلی آن بود.

در طرح مذکور سوریه رهبری مذاکرات با معارضان را برعهده گرفت و با خلع سلاح آن‌ها، از تنش‌های مسلحانه کاست. در نتیجه وضعیت اضطرار که حضور نیرو‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران را ضروری می‌ساخت بر طرف شده و به این ترتیب به ایران فشار وارد می‌شد که نیرو‌ها و پایگاه‌های خود را از این مناطق دور نماید. در این بین حملات گاه و بیگاه رژیم صهیونیستی علیه مواضع نیرو‌های ایرانی مانند سقوط پهپاد‌های شناسایی ایرانی و همچنین حمله به سایت پهپادی تی_۴ بر شدت فشار‌ها جهت خروج ایران می‌افزود. در حال حاضر نیرو‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران در نوار شرقی سوریه در نزدیکی مرز این کشور با عراق مستقر هستند که البته این موضوع مورد اعتراض آمریکا و همچنین رژیم صهیونیستی است.[۱۱]
 

۳-اهداف روسیه در پرونده سوریه پس از شهادت‌سردار سلیمانی

۳_۱_سطح منطقه‌ای

۳_۱_۱_ تلاش برای کاهش حضور و نفوذ ایران در سوریه
بحران سوریه مراحل نهایی نظامی را طی می‌کند و پس از پایان عملیات آزادسازی ادلب، عملا دولت سوریه موفق شده حاکمیت خود را بر بخش‌های وسیعی از مرز‌های ۲۰۱۱ م. احیا کند. مذاکرات سیاسی بین طرفین آغاز شده که نمونه آن مذاکرات آستانه و همچنین مذاکرات تدوین قانون اساسی سوریه است؛ بنابراین طبیعی است که اتحاد ایران و روسیه در پرونده سوریه تضعیف شود و رقابت جهت کسب نفوذ بیشتر در آینده سوریه تشدید شود.
 
راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی


در چنین فضایی شهادت سردار سلیمانی، این امکان را برای روسیه فراهم کرده تا با استفاده از خلاء شخصیت راهبردی و استراتژیک ایران در پرونده‌های منطقه‌ای به دنبال محدود کردن حضور و نفوذ نیرو‌های ایرانی در سوریه باشد.

۳_۱_۲_ادراک‌سازی از روسیه به عنوان فروشنده کالای امنیتی
بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده آمریکا مهمترین بازیگر ثبات ساز در منطقه غرب آسیا بوده است بنابراین ادراکی که از آمریکا به ویژه بعد از جنگ دوم خلیج فارس و اخراج عراق از کویت توسط نیرو‌های ائتلاف بین‌المللی با محوریت آمریکا در اذهان رهبران عربی منطقه ایجاد شده است، آمریکا قدرتی امنیت ساز بوده است.

اما هزینه‌های سنگین دو جنگ بزرگ این کشور در افغانستان و عراق و روی کار آمدن دونالد ترامپ با رویکردی تجاری که همه پدیده‌ها حتی امنیت را از دید تجاری می‌نگریست، سبب خدشه دار شدن تصویر آمریکا شد و تحولات اخیر منطقه بین ایران و آمریکا خدشه جدی‌تری بر ادراک رهبران عربی از آمریکا وارد کرد.

خروج آمریکا از برجام، حمله به نیرو‌های رسمی حشدالشعبی، ترور یک مقام رسمی ایرانی که به دعوت نخست وزیر این کشور در عراق به سر می‌برد و تهییج ایران به موشک باران پایگاه‌های این کشور، غرب آسیا را به سوی بی‌ثباتی و هرج و مرج افسار گسیخته‌ای کشاند که در دید بسیاری از رهبران عربی متضمن تهدیدات جدی برای همه منطقه است. آمریکا در ماه‌های اخیر متحدی قابل اعتماد و ثبات ساز نیست بلکه خود یک طرف تنش به شمار می‌آید. در این شرایط حضور مقتدارانه رئیس جمهور روسیه در پایتخت یک کشور عربی درگیر بحران و حضور در کنار رئیس جمهور قانونی آن و تاکید بر نقش روسیه در بازگرداندن امنیت به خیابان‌های دمشق در واقع تلاش وی برای ایجاد ادراک قدرت ثبات ساز و فروشنده بدیل کالای امنیت در نبود ایالات متحده آمریکا است. [۱۲]
 
۳_۱_۳_بهره برداری از روحیه ضدآمریکایی جهت ارتقاء جایگاه روسیه به عنوان یک قدرت جهانی در غرب آسیا
راهبرد روسیه در غرب آسیا مبتنی بر بازگرداندن جایگاه خود به عنوان یک کارگزار قدرت جهانی بوده است. [۱۳]وقوع تحولات مهمی نظیر ظهور اسلام رادیکال و واکنش آمریکا به این رخداد که یادآور جنگ‌های صلیبی بوده، حمله آمریکا به عراق و تداوم جنگ و بحران در این کشور، تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس و همچنین از بین رفتن نفوذ آمریکا و دشمنی فزاینده نسبت به واشنگتن، واقعیت‌های جدیدی است که منجر به ایجاد تمایل در محیط عربی مبنی بر احیای نظم جهانی دو قطبی شده است. نظمی که روسیه در آن نقش برجسته‌ای ایفا می‌کند.

نمایش حضور روسیه در این مقطع در پرونده‌های منطقه‌ای از جمله پرونده سوریه، پاسخ مناسبی به خواست شکل گرفته در منطقه بوده که پوتین در پرتو سفر به دمشق به دنبال تحقق آن و ارتقا جایگاه روسیه به سطح قدرتی جهانی است. [۱۴]
 
۳_۱_۴_تقویت روحیه نیرو‌های نظامی سوری و روس در جنگ با معارضان
سردار سلیمانی نقش مهمی در هماهنگی میدانی نیرو‌های سوری، روس و خارجی در نبرد با تروریست‌های معارض دولت قانونی سوریه داشت. ایشان در نظر رهبران روسیه به عنوان استراتژیستی عملگرا شناخته می‌شد که در مناطق حساس جنگی حاضر می‌شد و رهبری عملیات را در دست می‌گرفت. به شهادت رسیدن ایشان در حمله پهپادی آمریکا، نشانه تضعیف متحدان دولت قانونی سوریه از جمله روسیه تلقی می‌شود و بخشی از سفر پوتین به سوریه با هدف پوشش این چالش و تقویت جبهه دولت سوریه در برابر معارضان صورت پذیرفته است. [۱۵]
 
۳_۱_۵_نمایش حمایت از متحدان سنتی
سوریه از دوران جنگ سرد به شکل مشخص از سال ۱۹۵۶ روابط راهبردی با روسیه برقرار کرده است. در این سال براثر بروز بحران کانال سوئز و نگرانی حافظ اسد نسبت به برهم خوردن موازنه در برابر رژیم صهیونیستی و ترکیه، از مسکو کمک خواست. همکاری‌های اولیه دمشق_مسکو به آموزش خلبانان و افسران نیروی هوایی سوریه محدود می‌شد، اما به تدریج در سال ۱۹۷۱ با ارسال ناو‌ها و زیردریایی‌های جنگی روسی به بنادر استراتژیک طرطوس، سطح همکاری‌ها ارتقاء یافت به گونه‌ای که در دوره جنگ سرد، شوروی مهمترین تامین‌کننده تسلیحات سوریه شد. این روابط با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ادامه داشته است، بنابراین طبیعی است که با آغاز بحران در یکی از متحدان سنتی به حمایت از آن اقدام نماید. [۱۶]
 
۳_۲_سطح بین‌المللی

۳_۲_۱_مانور قدرت مسکو در برابر واشنگتن
سفر ولادیمیر پوتین نه تنها با شهادت سردار سلیمانی همزمان شده بلکه با تصویب قرار خروج نیرو‌های ائتلاف بین المللی و آمریکا در پارلمان عراق به عنوان کشوری که از سال ۲۰۰۳ بیشترین همکاری را با آمریکا داشته و میزبان بیش از پنج هزار نیروی نظامی این کشور بوده، همزمان شده است. به شهادت رساندن نیرو‌های حشد، نقض حاکمیت عراق و به شهادت رساندن یکی از قهرمانان مبارزه با تروریسم و همچنین مهمان دولت این کشور، وقایعی بود که روحیه ضدآمریکایی را در منطقه تشدید و جایگاه آن را در منطقه متزلزل کرده است. در این شرایط حضور پوتین در دمشق، مانور قدرت روسیه در برابر ایالات متحده آمریکا به شمار می‌آید.

۳_۲_۲_امتیازگیری از اروپا و آمریکا در پرونده‌های اوکراین و تحریم‌های بین‌المللی
خلاء وجود سردار سلیمانی به عنوان چهره کلیدی نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در سوریه، فرصت مناسبی در اختیار روسیه قرار داده است تا ضمن نمایش قدرت خود در این کشور، نقش ایران را در فرآیند تثبیت قدرت سیاسی سوریه کمرنگ یا محروم نماید و در پی افزایش نفوذ خود، از نگرانی غرب نسبت به گسترش ناامنی به اروپا، وخیم‌تر شدن بحران مهاجران، دغدغه‌های آمریکا درخصوص امنیت رژیم صهیونیستی و نگرانی از حضور ایران در سوریه جهت امتیازگیری در پرونده‌هایی مانند تحریم‌های بین‌المللی، بحران شرق اوکراین و همچنین بحران کریمه استفاده نماید.
 
۳_۲_۳_افزایش درآمد‌های روسیه از فروش تسلیحات[۱۷]

اهداف روسیه در قبال سوریه صرفا ناظر به گذشته نیست. از سال ۲۰۱۵ به این‌سو که حضور ارتش روسیه در سوریه شکل رسمی‌تری به خود گرفت، روسیه امیدوار است بتواند بازار فروش تسلیحاتی‌اش را با نمایش کارآمدی آن‌ها در جنگ داخلی سوریه، رونق بخشد و بتواند درآمد‌های بیشتری در این حوزه کسب نماید. شایان ذکر است حضورنیروی هوایی روسیه در جنگ سوریه تاثیر چشمگیری بر فروش تسلیحات روسی به ویژه جنگنده‌های سوخو ۳۰ و سوخو ۳۵، موشک‌ها و پدافند هوایی آن داشته است. 

راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی
 
راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی



۴_پیامد‌های سفر پوتین به دمشق پس از شهادت سردار سلیمانی بر جایگاه ایران در سوریه

پیامد‌های سفر پوتین به سوریه برای جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است:

۴_۱_افزایش وزن روسیه در تحولات سوریه
سوریه از دوران حاکمیت حزب کمونیست شوروی حیطه نفوذ روسیه بوده است که در دوره پس از فروپاشی نیز وابستگی سوریه به روسیه برجای خود باقی مانده است. ساختار سیاسی حزب بعث و ساختار نظامی این کشور همچنان از مدل روسی تبعیت می‌کند. به همین دلیل گرچه در بحران اخیر، ایران و روسیه در کنار یکدیگر علیه مخالفین و تروریست‌ها جنگیده‌اند، اما در بلندمدت، نفوذ ایران رقیبی برای روسیه به شمار می‌رود و سفر غیر منتظره پوتین پس از شهادت سردار سلیمانی به سوریه و تاکید بر نقش روسیه در بازگرداندن امنیت به این کشور می‌تواند تلاش این کشور برای مصادره پیروزی‌های مقاومت در دوران بحران جهت بهره‌برداری در دوران تثبیت باشد.

۴_۲_تضعیف جایگاه ایران در مذاکرات آستانه
با شهادت سردار سلیمانی و تضعیف نیرو‌های مقاومت در میدان نظامی سوریه، پشتوانه لازم جهت پیشبرد منافع ملی مقاومت در مذاکرات آستانه کاهش یافته و امکان کنشگری بیشتری به روسیه و ترکیه خواهد داد.

۴_۳_برهم خوردن موازنه بین ایران و رژیم صهیونیستی در سوریه
با اعمال فشار‌های تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران و شهادت سردار سلیمانی، رژیم صهیونیستی حملات علیه نیرو‌ها و متحدان ایرانی در سوریه را شدت بخشیده است. در این شرایط با توجه به روابط نزدیکی که رژیم صهیونیستی با دولت روسیه دارد و همسویی که بین صهیونیست‌ها و دولت روسیه در ماجرای ایجاد مناطق کاهش تنش در اطراف جولان نشان دادند خطر تضعیف نیرو‌های ایرانی در مناطق شرقی سوریه در گذرگاه کلیدی بوکمال و تقویت موضع رژیم صهیونیستی وجود دارد. در این راستا می‌توان به افزایش حملات رژیم صهیونیستی علیه مواضع نیرو‌های متحد ایران در سوریه پس از شهادت سردار سلیمانی اشاره کرد. [۱۹]
 
۴_۴_استفاده از ابزار اقتصادی برای فشار به بشار اسد جهت همراهی با کاهش نفوذ ایران در سوریه
بشار اسد و حلقه نزدیکان وی روابط نسبتا خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارند و به دلیل نیازی که برای بقا در دوران تثبیت به حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران دارد، نمی‌تواند با راهبرد‌های روسیه مبنی بر موازنه نفوذ ایران همراهی کامل داشته باشد. به همین علت، استفاده از ابزار اقتصادی و ایجاد بی‌ثباتی در زمینه بهای انرژی و ارز جهت گسترش نارضایتی در میان مردم به ویژه علویان که پایگاه سنتی قدرت دولت بشار اسد محسوب می‌شوند جهت همسو کردن بشار اسد با راهبرد موازنه سازی نفوذ ایران در دستور کار بازیگران درگیر در بحران سوریه قرار گرفته است.
 
راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی


۵_سناریو‌های جایگاه جمهوری اسلامی ایران در آینده سوریه پس از شهادت سردار سلیمانی

 
در ادامه سه سناریو محتمل درخصوص آینده جایگاه ایران در سوریه پس از شهادت سردار سلیمانی و در پرتو راهبرد‌های روسیه در قبال این بحران بررسی می‌شود.

۵_۱_سناریو اول: کاهش حضور ایران در سوریه
براساس سناریوی اول، باتوجه به اینکه نفوذ ایران در منطقه از جمله در سوریه، مرهون توانایی‌های راهبردی سردار سلیمانی و ارتباطاتی بود که ایشان در ۲۲ سال گذشته در محیط عربی ایجاد نموده بود و بحران داخلی سوریه نیز مراحل پایانی فرآیند‌های نظامی را سپری می‌کند و با آزادسازی ادلب از نقش نیرو‌های نظامی در این کشور کاسته خواهد شد، رقابت‌های بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به حوزه سیاسی تسری خواهد یافت.

این امر در حالی صورت می‌پذیرد که نقطه قوت جمهوری اسلامی ایران در سوریه، پیروزی‌های میدانی بوده و قبل از شهادت سردار سلیمانی آمریکا، رژیم صهیونیستی و جریان عربی با ابزار‌هایی نظیر تحریم‌های شدید اقتصادی تلاش داشتند نقش ایران در آینده سیاسی سوریه را محدود نمایند.

در این شرایط شهادت سردار سلیمانی تا زمان تثبیت فرماندهی جدید نیروی قدس، تزلزلی در نیرو‌های ایرانی و متحدین ایران در عرصه میدانی سوریه ایجاد خواهد نمود که ضعف سیاسی جایگاه ایران را در مذاکرات آتی تشدید خواهد کرد. سفر غیرمنتظره ریاست جمهوری روسیه به سوریه نیز با هدف بهره‌برداری از شرایط حادث شده و تضعیف هرچه بیشتر ایران در دوران تثبیت قدرت در سوریه بوده است.
 

راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی
 
آنچه می‌تواند سناریوی فوق را تقویت نماید اول؛ وزنی است که اروپا و آمریکا در سیاست خارجی روسیه دارند و اولویتی است که این کشور برای  این بازیگران در برابر ایران قائل است. دوم؛ روابط خوب روسیه با رژیم صهیونیستی و سفر‌های مکرر سران این رژیم به مسکو است. در این خصوص باید به نگرانی‌های پوتین نسبت به خواست‌های اقلیت یهودی مستقر در روسیه و به ویژه سفر اخیر وی به اراضی اشغالی پس از شهادت سردار سلیمانی نیز اشاره نمود. سوم؛ رویکرد غالب در سیاست خارجی روسیه به عنوان یک ابرقدرت جهانی جهت حفظ روابط با همه بازیگران در منطقه است که آن را به تامین منافع سایر بازیگران منطقه سوق می‌دهد. چهارم؛ ممانعت روسیه از قانونی شدن حضور نیرو‌های متحد ایران در پارلمان سوریه است.  

پیامدی که این سناریو برای جمهوری اسلامی ایران در بر خواهد داشت تقویت موضع روسیه در سوریه و تسریع روند خروج تدریجی نیرو‌های وابسته به ایران از خاک سوریه است. در این راستا شهادت سردار سلیمانی به عنوان یکی از ستون‌های قدرت منطقه‌ای ایران، به تسریع این روند خواهد انجامید.

تحقق این سناریو به روسیه کمک خواهد کرد در بحران تحریم‌های اتحادیه اروپا، موضوع کریمه و شرق اوکراین و همچنین بحران لیبی از کشور‌های آمریکا، اتحادیه اروپا، کشور‌ها خلیجی، ترکیه و ... امتیازگیری کند.

البته با توجه به حضور میدانی قدرتمند ایران در سوریه، تلاش هوشمندانه ایران جهت تسری نفوذ از حوزه نظامی به حوزه‌های اقتصادی و سیاسی مانند انعقاد چندین قرارداد تجاری درخصوص بندر لاذقیه با دولت سوریه، وجود مشکلات ساختاری در نظام سوریه بعد از پایان جنگ داخلی که شامل بحران‌های داخلی و همچنین نگرانی نسبت به راهبرد‌های خصمانه همسایگان می‌شود و همچنین نیاز روسیه به حفظ روابط با ایران به عنوان ابزاری جهت تسهیل نفوذ به دیگر پرونده‌های منطقه و همچینین ابزار چانه‌زنی در برابر غرب، هر دو کشور روسیه و سوریه به تداوم حمایت و همکاری ایران نیاز دارند و تحقق سناریو خروج کامل ایران از سوریه دور از انتظار است.

۵_۲_سناریو دوم: افزایش حضور ایران در سوریه
سناریوی دوم شامل پایبندی روسیه به همکاری راهبردی با ایران جهت حل پرونده سوریه می‌شود. این سناریو که خوشبینانه‌ترین و مطلوب‌ترین سناریو برای جمهوری اسلامی ایران است بر حفظ و گسترش همکاری ایران و روسیه در سوریه و پایبندی روسیه به سابقه نه سال همکاری راهبردی در بحران سوریه اشاره دارد. براین اساس توانمندی‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در خلاء وجود سردار سلیمانی حفظ خواهد شد و روسیه و سوریه به دلیل نیازی که به جمهوری اسلامی ایران در حل بحران سوریه دارند، تلاشی جهت تضعیف ایران در این عرصه نخواهند نمود. در این شرایط با توجه به پایان عملیات میدانی، حضور نظامی ایران به حوزه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تسری یافته و افزایش می‌یابد.

تحقق این سناریو با توجه به فضای رقابتی در بحران سوریه، گذر بحران سوریه از مرحله نظامی به فرآیند‌های سیاسی دوران تثبیت، الزامات روسیه در محیط غرب آسیا و همچنین بین‌الملل و عدم تمایل حزب بعث سوریه به از دست دادن حمایت ایران در شرایطی که بیشترین تنش را با همسایگانش همچون رژیم صهیونیستی و ترکیه تجربه کرده است، نیز دور از ذهن به نظر می‌رسد.

۵_۳_سناریو سوم: تثبیت حضور ایران در تحولات آتی سوریه
براساس این سناریو گرچه با شهادت سردار سلیمانی، موضع ایران در سوریه به شکل موقت تضعیف شده و روسیه نیز با توجه به رویکردی که به عنوان قدرتی جهانی در سیاست خارجی در پیش گرفته است و به تبع آن، به دنبال استفاده از فرصت خلاء شهادت سردار سلیمانی جهت تضعیف و کنترل جایگاه نظامی و به تبع آن سیاسی جمهوری اسلامی ایران در سوریه است، اما نیاز ساختاری دولت سوریه به ایران جهت حل بحران‌های دوران بازسازی همواره ادامه خواهد داشت. این نیاز در شرایط قبل از بحران داخلی سوریه وجود داشت و اکنون که هسته‌های شورش در داخل این کشور فعال هستند و روابط سوریه با همسایگان نیز دچار تنش شده تشدید خواهد شد.

روسیه نیز نه تنها در سوریه بلکه در دیگر پرونده‌های منطقه غرب آسیا، به همراهی ایران نیاز دارد بنابراین گرچه باتوجه به نبود سردار سلیمانی و نگرانی روسیه از بابت خواست‌های رژیم صهیونیستی و همچنین دیگر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، خواستار محدود کردن نفوذ ایران در سوریه خواهد بود و ممکن است برای وادار کردن بشار اسد به عنوان مهمترین بازیگر سیاسی روسیه که روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارد، به همراهی با مهار نیرو‌های نظامی ایران از خاک سوریه از ابزار اقتصادی استفاده می‌شود که شامل افزایش بهای حامل‌های انرژی و بی‌ثباتی بازار ارز می‌شود و می‌تواند دولت سوریه را با تهدید نارضایتی عمومی مواجه سازد، اما جایگاه ایران در تحولات کنونی سوریه مانع از موفقیت راهبرد حذف ایران از پرونده سوریه خواهد شد چرا که ایران باعث شده مهمترین هدف راهبردی روسیه در منطقه که ایجاد فاصله بین آمریکا و متحدانش در غرب آسیا است، متحقق شود. در واقع ایران نقش مهمی در تحقق راهبرد‌های روسیه در سطح منطقه بازی می‌کند. [۲۰]بنابراین در چنین شرایطی، نفوذ کنونی ایران در سوریه تثبیت می‌شود.

براساس این سناریو، چه روسیه و چه سوریه برای حل بحران داخلی به حمایت‌های ایران نیاز دارند و قطع حمایت ایران خواست و مطلوب نظام سیاسی سوریه نیست، اما موازنه نفوذ ایران با نیرو‌های روسی و دیگر بازیگران موثر منطقه‌ای و بین‌المللی و تثبیت نقش میدانی، سیاسی و اقتصادی کنونی ایران در سوریه (و ممانعت از افزایش حضور و نفوذ ایران) متحقق می‌شود. باتوجه به شرایط موجود و عملکرد پوتین در سفر به سوریه و آمادگی برای سفر به اراضی اشغالی، این سناریو محتمل‌ترین سناریو است.

۶-نتیجه گیری

روابط بین واشنگتن و تهران از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه وخیم‌تر شده است که با خروج رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای، تنش‌ها بین دو کشور افزایش یافت. در مقابل روسیه و ایران از طریق همکاری‌های نظامی در سوریه به یکدیگر نزدیک شدند. گسترش نفوذ مسکو در سوریه حاکی از آن است که درگیری بین ایالات متحده و ایران می‌تواند قدرت و اعتبار روسیه در منطقه را ارتقاء دهد.

مساله‌ای که در پی به شهادت رساندن سردار سلیمانی توسط نیرو‌های آمریکایی در بغداد محقق شد و این فرصت را برای روسیه فراهم کرد که طی سفر به سوریه، ایالات متحده آمریکا را به عنوان قدرتی متجاوز، تنش‌آفرین و غیرقابل اعتماد در نزد بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به تصویر بکشد و به این ترتیب، بستر را برای احیاء نفوذ خود در منطقه به ویژه سوریه فراهم نماید.
 
راهبرد روسیه در سوریه پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی


شایان ذکر است افزایش نفوذ روسیه در سوریه با محدود کردن نفوذ ایران در این کشور همراه خواهد بود چرا که راهبرد روسیه در غرب آسیا جایگزینی ایالات متحده است به این ترتیب، ایجاد اتحادی مشابه اتحاد‌های سنتی کشور‌های منطقه با آمریکا در دستورکار روسیه قرار دارد و نتیجه آن، تلاش جهت مرتفع کردن نگرانی‌های رژیم صهیونیستی، ترکیه، عربستان سعودی و همچنین قدرت‌های اروپایی از نفوذ ایران در سوریه است. استفاده از ابزار اقتصادی برای فشار به دولت سوریه و وادار کردن آن به همراهی با روسیه در تلاش برای کنترل حضور نظامی ایران در همین راستا صورت می‌پذیرد.

در این شرایط، روسیه ضمن حفظ همکاری با ایران به دنبال موازنه‌سازی نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به ویژه در دوران خلاء سردار سلیمانی خواهد رفت چرا که اقدامات ایالات متحده باعث تقویت رهبری روسیه در منطقه شده و مسکو احساس می‌کند در صورت همکاری با همه کشور‌های منطقه و حفظ ثبات در خاک سوریه که نیرو‌های روسی در آن حضور دارند در پرتو کنترل نفوذ ایران می‌تواند جایگزین مناسبی برای آمریکا باشد. شایان ذکر است نقش مهم ایران در پیشبرد تحولات سوریه، متغیری است که نمی‌توان از آن غافل شد و روسیه نیز قادر به نادیده گرفتن همکاری استراتژیک دو کشور در طول بحران سوریه نیست و همانگونه که گفته شد محتمل‌ترین سناریو تثبیت حضور و نفوذ فعلی ایران در سوریه است.



[۱]https://www.gzeromedia.com/who-is-general-qassim-suleimani

[۲]https://www.reuters.com/article/us-mideast-crisis-syria-soleimani-insigh/how-iranian-general-plotted-out-syrian-assault-in-moscow-idUSKCN۰S۰۲BV۲۰۱۵۱۰۰۶

[۳]Ibid

[۴]https://www.dw.com/en/qassem-soleimani-timeline-of-events-following-iranian-generals-assassination/a-۵۱۹۱۰۱۹۵

[۵]https://www.jpost.com/Opinion/Vladimir-Putins-surprise-visit-to-Syria-۶۱۴۱۸۱

[۶]https://www.aljazeera.com/news/۲۰۲۰/۰۱/putin-meets-assad-rare-syria-visit-iran-tensions-۲۰۰۱۰۷۱۵۰۷۰۱۴۱۰.html

[۷]https://foreignpolicy.com/۲۰۱۹/۱۱/۱۸/vladimir-putin-russia-losing-power-middle-east-central-asia-africa-eastern-europe/

[۸]https://foreignpolicy.com/۲۰۱۹/۱۱/۱۸/vladimir-putin-russia-losing-power-middle-east-central-asia-africa-eastern-europe/

[۹]https://nationalinterest.org/blog/buzz/could-syria-cause-russia-and-israel-go-nuclear-war-۱۱۲۹۵۶

[۱۰]https://nationalinterest.org/blog/buzz/could-syria-cause-russia-and-israel-go-nuclear-war-۱۱۲۹۵۶

[۱۱]https://www.timesofisrael.com/airstrikes-target-iranian-weapons-stores-in-eastern-syria-report/

[۱۲]https://www.globalresearch.ca/putin-christmas-visit-damascus/۵۷۰۰۳۹۶

[۱۳]https://foreignpolicy.com/۲۰۱۹/۰۲/۰۱/what-putin-really-wants-in-syria-russia-assad-strategy-kremlin/

[۱۴]https://www.timesofisrael.com/a-turbulent-decade-sees-moscows-star-shine-brightly-in-the-middle-east/

[۱۵]https://www.insideover.com/politics/the-agenda-behind-putins-secret-visit-to-syria.html

[۱۶]https://foreignpolicy.com/۲۰۱۹/۱۱/۱۸/vladimir-putin-russia-losing-power-middle-east-central-asia-africa-eastern-europe/

[۱۷]https://www.cnn.com/۲۰۱۳/۰۹/۱۲/politics/syria-putin-analysis/index.html

[۱۸]https://www.defensenews.com/global/asia-pacific/۲۰۱۷/۰۸/۳۰/russia-hoping-to-boost-arms-sales-after-syrian-usage/

[۱۹]https://www.jpost.com/Breaking-News/Syrian-air-defenses-activated-after-airport-near-Homs-struck-۶۱۴۱۸۷

[۲۰]https://www.brookings.edu/blog/order-from-chaos/۲۰۲۰/۰۱/۰۹/the-only-winner-of-the-us-iran-showdown-is-russia/
محمد ناصحی
ارسال نظرات
نظرات بینندگان
حامد
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۹/۱۰/۰۲
با سلام . تاریخ مندرج در این جمله که در اول متن هست، اشتباه میباشد! اصلاح فرمایید: « سردار سرتیپ قاسم سلیمانی از جمله فرماندهان مقتدر و استراتژیست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در سال ۱۳۶۷ از طرف مقام معظم رهبری به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. » با سپاس
پربازدید ها
آخرین گزارش های تحلیلی
آخرین مصاحبه ها
آخرین ویدئوها
آخرین یادداشت ها
آخرین اینفوگرافیک ها