نتایج اجلاس مشترک صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در ترکیه
خلاصه

نشست تخصصی با عنوان: «خلاصه نتایج اجلاس مشترک صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در ترکیه (اکتبر ٢٠٠٩)» توسط گروه پژوهشی شاخص‌سازی و آینده‌پژوهی معاونت پژوهش‌های اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و به ریاست دکتر محمدباقر نوبخت معاون پژوهش‌های اقتصادی مرکز و با سخنرانی دکتر رویا طباطبایی‌یزدی مدیر گروه شاخص‌سازی و آینده‌پژوهی معاونت و فردریک ملک هیئت علمی این گروه از ساعت ١٤ الی ١٦ روز دوشنبه ١٣٨٨/٧/٢٧ در سالن همایش آفتاب مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد.
اجلاس سالانه‌ مشترک بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در اوایل اکتبر سال ٢٠٠٩ در شهر استانبول ترکیه برگزار شد. در این اجلاس به ریشه بحران اقتصادی فعلی جهان اشاره شد و بیان گردید که تغییرات بیست سال گذشته در جهان از جمله از بین رفتن اقتصاد برنامه‌ریزی شده در اتحاد جماهیر شوروی، اصلاحات اقتصادی در چین و هند و رشد صادرات در آسیای شرقی باعث شد که مشارکت ١ بیلیون نفری در اقتصاد بازار به 4 تا 5 بیلیون نفر برسد که هر چند فرصت‌های زیادی ایجاد کرد ولی نظام اقتصادی جهان را تکان داد. در این اجلاس عنوان شد که کشورهای در حال توسعه می‌توانند نقش مهمی در برون‌رفت از این بحران داشته باشند. در این اجلاس تصمیم گرفته شد که وضعیت توزیع سهام ثابت اعضای صندوق‌ بین‌المللی پول به گونه‌ای باشد که اهمیت نسبی آن کشورها را در اقتصاد جهانی منعکس نماید و قرار شد که 5 درصد از سهم کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه انتقال یابد. (از سال 2011) در این اجلاس همچنین عنوان شد که اتکاء به درآمدهای کشورهای تولید کننده نفت با توجه به این که در آینده مصرف انرژیهای فسیلی کاهش خواهد یافت نمی‌تواند بادوام باشد و این کشورها می‌بایست درآمدهای خود را به طریق صحیح و در جهت توسعه اقتصادی مصرف نمایند.


نتایج

خانم دکتر طباطبائی: در روزهای ششم تا هفتم اکتبر جاری اجلاس مشترک صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برگزار شد و هدف تلویحی از این نشست چگونگی خروج از بحران کنونی جهان بوده است. من می خواهم در مورد وضعیت کنونی جهان توضیح بدهم و سپس دیگر همکاران در مورد اجلاس صحبت خواهند نمود.
یکی از عمده‌ترین سهامهای آمریکا Dow Jones در یک سال اخیر از 16 اکتبر 2008 تا 16 اکتبر 2009، 10% افزایش قیمت داشته است و سهام دیگر SKP 500، 12% رشد داشته است. اما اکنون در دنیا نااطمینانی وجود دارد و سطح این نااطمینانی‌ها بالا است. در یک سال اخیر دلار در مقابل سبد ارزها به کمترین ارزش خود دست پیدا کرده است. هنوز کسری‌های بودجه کشورها بسیار گسترده است. برای مثال کسری بودجه آمریکا به رکورد خودش 42/1 تریلیون دلار رسیده است. تولیدات صنعتی در دنیا در ماههای اخیر حرکتهایی کرده است؛ ولی هنوز ریسکها خیلی بالا هستند و اعتماد هنوز به مصرف‌کننده برنگشته است. شاخص اعتماد مصرف‌کننده در آمریکا نیز بیشتر از آنچه پیش‌بینی شده بود در اکتبر 2009 کاهش داشته است. برای اروپا وضعیت بدی پیش آمده و صادرات اروپا بدلیل تقویت یورو با مشکلات زیادی مواجه شده است. قیمت نفت خام در یک سال اخیر به بالاترین حد خودش رسیده است. در کوتاه مدت دیده شده قیمت نفت به قیمت سهام وابسته است و با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند؛ در حالی که قیمت نفت با ضعیف شدن دلار رابطه مستقیم دارد. بر اساس تحقیقی که در صندوق بین‌المللی پول، کمیته پولی و مالی بین‌المللی صورت گرفته و در اجلاس ترکیه ارائه شده است، ضریب همبستگی بین قیمت کلی شاخص‌های سهام آمریکا (SKP 500) و قیمت نفت NYMEX در فاصله زمانی ژانویه 2009 تا اکتبر 2009، 81 درصد بوده است. همچنین در همین فاصله زمانی ضریب همبستگی بین قیمت نفت و تضعیف دلار نسبت به یورو، 90 درصد گزارش شده است.
طبق تجزیه و تحلیل های تکنیکی که بوسیله Citi Fx روی قیمت نفت انجام شده بیان شده که قیمت نفت ممکن است به به 85 دلار در هر بشکه یعنی به میانگین متحرک (MA) 200 هفته‌ای خود برسد. طی سالهای 2004 تا 2008 کشورهای صادرکننده نفت خاورمیانه در حدود 6% رشد داشته‌اند و حدود 3/1 تریلیون دلار دارایی‌های خارجی جمع آوری کرده اند که سهم ایران در این زمینه خیلی کم است. عراق و عربستان سعودی انتظار می‌رود بیشترین کاهش را در GDP نفتی خودشان داشته باشند و به ترتیب انتظار می رود 12% و 15% کاهش در رشد GDP نفتی شان داشته باشند.
متأسفانه اکثر کشورهای نفت خیز بدلیل بحران جهانی و نکاستن از مخارج دولتی شان با بحران جدی مواجه شده‌اند؛ زیرا از ذخایر بین‌المللی به جای کاستن از هزینه هایشان استفاده کرده‌اند.
تمام کسانی که در این اجلاس صحبت کرده‌اند بیان نموده‌اند که در اواخر 2009 بحران تخفیف می‌یابد و از سال 2010 دیگر از بحران خارج خواهد شد. رشد اقتصاد جهانی از 2/5% در سال 2007 به 3% در سال 2008 تقلیل یافت و در 2009 بر اساس پیش‌بینی‌ها به 1/1- درصد خواهد رسید.
در خاورمیانه رشد اقتصادی از 2/6% در سال 2007 به 4/5% در سال 2008 رسیده است و پیش‌بینی می‌شد در سال 2009 به 2% برسد.
تورم در کشورهای توسعه یافته از 2/2% در سال 2007 به 4/3% در سال 2008 و پیش‌بینی می‌شود به 1/0% در سال 2009 برسد. در خاورمیانه میزان تورم از 15% در سال 2008 پیش‌بینی می‌شود که به 3/8% در سال 2009 برسد.
کسری مالی دولتهای مرکزی به صورت درصدی از GDP در کشورهای اصلی توسعه یافته از حدود 2/2- درصد در سال 2007 به 6/4- درصد در سال 2008 و برای سال 2009، بیش از 10- درصد پیش‌بینی شده است. در آمریکا کسری مالی دولت مرکزی به صورت درصدی از GDP از 8/2-% در سال 2007 به 9/5-% در سال 2008 و 5/12-% در سال 2009 پیش‌بینی شده است.
بیش از همه تجارت جهانی لطمه دیده است. حجم صادرات کشورهای توسعه یافته در سال 2007، 3/6% رشد داشته و در 2008 فقط 9/1% رشد داشته است و این میزان در سال 2009 پیش‌بینی می‌شود که در حدود 6/13-% رشد منفی داشته باشد. بنابراین کشورهایی که نسبت واردات به علاوه صادرات آنها نسبت به GDP آنها بالا بوده است، بیشترین لطمه را از بحران دیده اند. هنوز نرخ بیکاری در تمام دنیا بالاست و فقر بیشتر شده است.
اکنون از آقای ملک تقاضا می‌کنم که مطالب خود را بیان فرمایند.

آقای ملک: خلاصه‌ای از گزارش رئیس بانک جهانی و رئیس صندوق بین‌المللی پول و گزارش گروه 24 را به استحضار می‌رسانم.

گزارش رئیس بانک جهانی:
ـ قبل از آنکه به آینده نگاه کنیم ببینیم چگونه این بحران اتفاق افتاد:
در 20 سال گذشته تغییرات زیادی در اقتصاد اتفاق افتاد. از بین رفتن اقتصاد برنامه‌ریزی شده در اتحاد جماهیر شوروی، اروپای شرقی، اصلاحات اقتصادی در چین و هند، رشد صادرات در آسیای شرقی که همه اینها در اقتصاد بازار مشارکت داشتند که باعث افزایش 1 بیلیون نفر به 4 تا 5 بیلیون نفر در این بازار داشت. هر چند این مشارکت فرصت‌های زیادی را به وجود آورد ولی نظام اقتصاد جهانی را تکان داد.
ـ برخی از مشکلات امروز ناشی از بحران‌های مالی اواخر سال 1990 و بحران مالی آسیا بوده است که کشورهای در حال توسعه علاقه‌ای به موضوع جهانی شدن نشان ندادند. بسیاری از این کشورها جهت «اطمینان» به نرخ‌های ارز مدیریت شده روی آوردند و پشتوانه‌های ارزی قابل توجه‌ای ایجاد نمودند. برخی از این تغییرات باعث عدم توازن و التهاب در اقتصاد جهانی شد.
ـ بانک‌های مرکزی نتوانستند ریسک‌های موجود در اقتصاد نوین را بشناسند. افزایش قیمت‌ها در دهه 1980 به صورت حباب به وجود آمد.
ـ مقررات و مدیریت سازمان‌های مالی مورد توجه نبود. ضرورت مشارکت بین‌المللی در شرایط حاضر بسیار زیاد می‌باشد. این مشارکت‌ها در زمینه‌های سرمایه، تکنولوژی و منابع انسانی می‌بایست انجام گیرد.

تغییرات موضوعی
ـ در 10 سال گذشته، در طول بحران مالی آسیا، توجه دنیا به این موضوع معطوف بود که آیا چین پول جاری خود را قابل انعطاف می‌دارد که بتواند به ثبات اقتصاد در حال فروپاشی کمک نماید. امروز چین یکی از اقتصادهای بزرگ جهانی می‌باشد که به عنوان یک نیروی باثبات در اقتصاد جهانی عملی می‌نماید. چین و هند حدود 5/8 درصد از کل تولید جهانی را دارا هستند این کشورها همراه با کشورهای در حال توسعه سرعت رشد بیشتری از کشورهای توسعه یافته دارا هستند.
ـ ایالات متحده آمریکا از بحران اخیر صدمه زیادی دیده است. ولی ملتی قابل انعطاف دارد. آینده آمریکا بستگی به این دارد که چگونه با کسری بودجه برخورد می‌کنند که بدون اینکه باعث تورم شود و کاهش قدرت پول و اعتبار آن کشور را در پی داشته باشد، ضمن اینکه سیستم مالی خود را تصحیح نماید.
ـ ژاپن: در ژاپن تغییرات سیاسی انجام گرفته است که باعث می‌شود فضای دمکراتیک جدیدی با حضور دو حزب بوجود آید. کاملاً روشن نیست که مدل قدیمی صادرات ژاپنی که باعث رشد شده بود می‌تواند نیازهای ژاپن و جهان را در یک اقتصاد باثبات و متوازن جهانی که متکی بر مصرف‌کنندگان در آمریکا باشد، برآورده نماید. اقتصاد جهانی با قطب‌های رشد متفاوت بازارهای جدیدی را برای ژاپن به وجود می‌آورد.
ـ اقتصاد مرکز و شرق اروپا صدمه زیادی دیده‌اند و مسایل آنها به این زودی پایان نمی‌پذیرد. بهترین استراتژیک آنها حل مشکلات در درون دولتهای اروپایی می‌باشد.
ـ جنوب شرقی آسیا، با بحران زیادی مواجه شده است. این منطقه بین جاده هند و چین قرار گرفته است که دو قدرت در حال رشد هستند. به نظر می‌رسد که کشورهای ASEAN به این موضوع واقف هستند که بتوانند روابط خود را با این کشورها عمق ببخشند، همچنان که با دیگر کشورها نیز نزدیک شوند.
ـ برای دیگر کشورها، اثرات بلندمدت بحران بستگی به کالاها و به ویژه قیمت نفت دارد که در این سالها درآمدهای زیادی برای آنها داشته است. وقتی قیمت نفت 100 دلار آمریکا باشد این کشورها قوی هستند و وقتی 30 دلار باشد آنها در دردسر بزرگی قرار می‌گیرند. اتکا به نفت و کالاها در وضعیت اقتصاد جهانی که سعی می‌شود که انرژی‌های فسیلی را کاهش دهد و در جایی که قیمت کالاها در نوسان می‌باشد، وقتی می‌تواند به عنوان یک دارایی محسوب شود که به طریق صحیح از درآمدها در جهت توسعه اقتصادی استفاده شود. این سؤال برای کشورهای روسیه، کشورهای حاشیه خلیج فارس و برخی کشورهای آمریکای لاتین و افریقا خواهد بود.

چه کارهایی باید انجام گیرد تا جهانی شدن با مسئولیت انجام گیرد
ـ باید قبول کرد که کشورهای در حال توسعه کلید حل مسائل برای امروز، پیشرفت برای فردا و کامیابی برای آینده می‌باشند. چند هفته پیش در پیتسبورگ، رهبران کشورهای گروه G20 جهت مشارکت بین‌المللی اقتصادی متشکل از کشورهای صنعتی و کشورهایی که در حال به قدرت رسیدن می‌باشد، تشکیل شد. هر چند صدای 160 کشور در آنجا شنیده نشد. گروه G20 می‌بایست به عنوان یک گروه «هدایت‌کننده» برای تمامی کشورها و سازمان‌های بین‌المللی عمل کند. گروه G20 می‌بایست بپذیرد که موضوعات مطرح شده مورد توافق همگان باشد، بدون اینکه به صورت دستوری و یا بوروکراتیک به موضوعات برخورد کنند. این گروه می‌بایست به G186 (شامل کلیه کشورهای عضو سازمان ملل) ارتباط داشته باشد.
ـ پیش‌بینی می‌شود که رشد به مقدار کمی و بیکاری به مقدار زیادی برای سالهای آینده در پیش خواهد بود. مصر‌ف‌کنندگان امریکایی دیگر یک موتور اصلی برای تقاضای اقتصادی جهان نمی‌باشند. اروپا و ژاپن در فشار می‌باشند. چین می‌تواند کمک کند ولی رشد اعتبارات آن در سال آینده می‌تواند مشکل‌ساز باشد. با دسترس داشتن به امکانات مالی دیگر کشورهای در حال توسعه می‌توانند به بالا بردن بهبود اقتصاد جهانی کمک نمایند. در این زمینه «گروه بانک جهانی» و «بانک توسعه منطقه‌ای» می‌توانند کمک نمایند.
ـ رهبران باید تأکید نمایند که توازن در اقتصاد جهانی از طریق قطب‌های اقتصادی زیادی انجام می‌گیرد و نه فقط چین و هند. برخی کشورهای امریکای لاتین، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه می‌توانند به رشد جهانی کمک نمایند اگر امروز آنها سرمایه‌گذاری نمایند.
ـ جهت ایجاد رشد چندقطبی نمی‌بایست راه باریک را انتخاب نمود و از طریق سرمایه‌گذاری در زیرساختها و انرژی، توسعه بخش خصوصی و وابستگی منطقه به بازار آزاد، انجام گیرد.
ـ بر مبنای گزارشات (توسعه جهانی) 75 تا 80 درصد از صدمات ناشی از تغییرات جوی به کشورهای در حال توسعه وارد می‌شود و حدود 6/1 بیلیون از مردم آنها فاقد نیروی برق هستند.



خلاصه گزارش مدیر کمیته مالی IMF
سیاستهای جهت بهبود پایدار و ثبات مالی
1 ـ با اتخاذ سیاستهای قاطع و هماهنگ، نشانه‌هایی از بهبودی زودهنگام پدیدار شده است، IMF متعهد شده است که سیاستهای حمایتی مالی و پولی را تا وقتی که بهبودی بادوام تأمین شود ادامه دهد. این سیاستها تا رونق اعتباری، بهبودی در وضعیت اشتغال و کاهش فقرا ادامه می‌یابد. ضرورت دارد که حمایتهای بین‌المللی از کشورهای کم‌درآمد جهت برنامه‌های توسعه بلندمدت و مبارزه با فقر انجام گیرد و اثرات بحران بر روی اقتصاد آنها مورد توجه قرار گیرد.
2 ـ از تصمیمات اجلاس گروه G20 در پیتسبورگ در مورد سیاستهای کشاورزی جهت اقتصاد قوی، پایدار و رشد متوازن حمایت می‌شود.
3 ـ وضعیت توزیع سهام ثابت اعضاء IMF باید به گونه‌ای باشد که اهمیت نسبی آن کشورها را در اقتصاد جهانی منعکس نماید. برای این منظور 5 درصد از سهام کشورهایی که دارای سهم زیاد بودند به کشورهایی که سهم کمتر داشتند انتقال داده می‌شود. (قرار است از سال 2011 انجام گیرد)

خلاصه گزارش گروه G24
ـ بحران اقتصادی تأثیر زیادی بر روی کشورهای در حال توسعه داشته است: کاهش قدرت، شرایط سخت اعتباری باعث شده است که رشد در این کشورها کاهش یابد. از دست دادن مقدار زیادی شغل، افزایش فقر و فشارهای اجتماعی در بسیاری از این کشورها به ویژه کشورهای فقیرتر، دیده می‌شود. در نتیجه این کشورها عنوان داشتند که ضرورت دارد که هماهنگی‌های لازم جهت سیاستهای پولی و مالی و اعتباری مناسب جهت به وجود آمدن شغل و تأمین اجتماعی انجام گیرد.
ـ این کشورها (G24) از کشورهای توسعه یافته خواستند که از هر گونه محدودیت تجاری، مالی و سرمایه‌گذاری و دیگر خدمات در رابطه با کشورهای در حال توسعه اجتناب ورزند.
ـ این کشورها از سیاستهای وام‌دهی IMF که شامل خط اعتباری قابل انعطاف است حمایت کردند.
ـ این کشورها از افزایش سهام IMF برای کشورهای در حال توسعه استقبال کردند و پیشنهاد نمودند که سهم این کشورها از 5 درصد به حداقل 10 درصد افزایش یابد.
ـ کشورهای این گروه تمایل خود را به کمک به کشورهای کم‌درآمد از طرف نهادهای بین‌المللی اعلام داشتند و از تعلیق پرداخت بهره‌ها برای کشورهای کم‌درآمد استقبال نمودند.
ـ این کشورها خواستار انتخاب رؤسای IMF و WB از طریق انتخابات آزاد و رقابتی شدند.

دکتر خلعتبری: واقیعت این است که از نشست جهانی IMF و بانک جهانی بیش از این انتظار نمی رود. اینها 2 تا موضوع را همیشه عنوان می کنند یکی حسابهای فیمابین را حل می کنند که امسال بحث کلی در اثر درگیری هایی که در طول این دوره هم در صندوق بوده و هم در بانک جهانی، تبلورش روی موضوع سهام مطرح شده است. واقعیت این است که وقتی کشورهای بزرگ سهام بیشتر داشتند و سرکیسه را شل می کردند و پول می دادند کسی مشکلی نداشت ولی حالا که پول هم نمی دهند و می ‌خواهند آقایی کنند به هر حال درگیری ایجاد می شود. در مورد موضوع اول هیچگاه گفته نشد که چه کسی برد و چه کسی باخت؟ اکثر بانکهای سرمایه‌گذاری آمریکا در این دوره سودی بدست آوردند که رکورد سود بوده است. قبلاً هم بحث شده بود که بانکهای سرمایه‌گذاری بازنده نیستند چون بدهی ها را به سمت جای دیگری سوق می‌دهند.
اما اینکه چه کسی باخت؟ تمام کسانی که در دنیا سرمایه‌گذاری کردند و کسانی که به طور غیرمستقیم برایشان سرمایه‌گذاری شده، بازنده بودند. کشورهای نفتی خیلی خوب باختند.زیرا آن موقع که قیمت نفت بالا رفت اینان رفتند و سهام و اوراق بین‌المللی خریدند که همه آنها قیمتنش پایین آمد بنابراین بخش خوبی از پول نفت را از گلویشان بیرون کشیدند.
اکنون دنیا با یک بحران اساسی روبروست آن هم تداوم دنیا است. این بحرانها نتیجه ناترازی بین بخش پولی و بخش واقعی است. بخش واقعی کشورهای پیشرفته جهان در حال عوض شدن است و آنها صنایع بنیادی شان را اصلاح ساخت می کنند و حاصلش این است که چیزهایی در جهان بوجود می آید که برای کشورهای جهان سوم خیلی غریب است و در واقع هیچ صدایی از آنها نیست. تکنولوژیهای جدیدی که می آیند روی دو محور انرژی و محیط زیست خیلی تمرکز دارند.
جنرال موتور درست است که ورشکسته شده ولی خیلی زود از این بحران بیرون می آید و با تکنولوژی های جدید به کار خود ادامه می دهد و یک شرکت جدیدی می شود با محصولات باب دنیای آن زمان.
وقتی در مورد بیکاری صحبت می کنیم باید آن را دو دسته کرد. بیکاری جهان پیشرفته و بیکاری باقی کشورها. ماهیت بیکاری باقی کشورها این است که بازار خود را از دست داده اند. بیکاری جهان پیشرفته ماهیتش با اصلاح ساخت است.شاید بی جهت نیست که آقای اوباما گفته اند زنهای خانه دار هم به دانشگاه بروند. منطقی درکار است که بازسازی نیروی کار و حمایت فعال از نیروی کار در آن است. بازار جدیدی که بوچود می آید بازار محدودی خواهدبود و محدودیتش و غیرقابل مبادله بودنش باید در سالهای بعد حل شود. اینجا یک بحث سیاسی مطرح است که سرش با کشورهای گروه 20 شروع می شود. به نظر می رسد که دنیا یک خط کشی های سیاسی هم می کند که نباید اینها را نادیده گرفت. آنها را که اول وارد می کند که PACKAGE شان بزرگتر شود همین گروه 20 هستند. و تا زمانیکه نوبت به G186 برسد خیلی وقت است.
با وجود همه بهبودهایی که در مورد چین می بینیم باید دانست که او برنده درازمدت نخواهد بود. چون در دنیای جدید به تکنولوژی هایی نیاز دارد که با کپی کردن نمی تواند به آنها دست یابد زیرا اطلاعی از آنها ندارند و به گمان من چینی ها این را می دانند ولی دراند روی ماجرا چنگ اندازی سیاسی می کنند که بتوانند عده ای را حوزه خودشان داشته باشند که بازار را از دست ندهند.
آنچه که بوجود می آید بازسازی یک موتور حرکت می شود که هم اکنون دارند مسیر حرکتش را مشخص می کنند.اما بیکاری باقی مانده ها چه می شود؟باقی مانده ها می گویند وقتی دنیا به راه افتاد ماهم می فروشیم ولی اینگونه نیست. دنیا به راه می افتد ولی نیازش به محصولات اینها کمتر می شود متاسفانه طول می کشد تا این بیکاری از اینگونه کشورها برود زیرا ما خوابیم.دنیایی که عوض می شود نیازهایش در حال تغییر است و انگار دنیای جدیدی بوجود می آید.روابط بین کشورها در دنیای فردا عوض خواهدشد.
به گمان من جای یک گردهمایی تخصصی با ارزیابی های متفاوت در دنیا خالی است و کشورهایی که بیشترین گرفتاری را پیدا می کنند مثل کشورهای نفتی خیلی کم به این موضوع فکر می کنند بنابراین بحران بیشتر در این منطقه باقی خواهدماند و آن زمان که صفحه بر می گردد ما خیلی شوکه خواهیم شد.

آقای قادری: من در دو مورد یکی نظر کشورهای توسعه یافته و دیگری کشورهای درحال توسعه در این اجلاسهای جهانی صحبت می کنم زیرا من در این اجلاسها حضور داشتم. کشورهای درحال توسعه در IMF خیلی سعی می کنند جایگاه خود را افزایش دهند به خصوص در تصمیم گیری ها. گروه 24 در سالهای پیش خیلی بی خاصیت بود ولی از پارسال تا کنون (با حمایتهای چین و هند) خیلی جدی مطرح شدند.
دو تا نهاد دیگر یکی کمیته توسعه و دیگری کمیته پولی و مالی بین‌المللی که اولی سیاستهای کوتاه مدت و بلندمدت بانک جهانی را ترسیم می کند و دومی بحثهای صندوق بین‌المللی پول. کمیته توسعه سیاستهای بانک را تصویب می کند.
کمیته پولی و مالی بین‌المللی پول به این نتیجه رسیدند که بحران با شدت قبل جلو نمی رود و به یک نقطه ثبات رسیده است.
کشورهای درحال توسعه معتقدند که بحران از کشورهای توسعه یافته شروع شد ولی با راهکارهایشان بحران را کنترل کردند ولی اکنون بحران‌ها کشورهای درحال توسعه به دلیل ضعفهای زیرساختی که در آنها وجود دارد هم اکنون چند بعدی شده و به بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و.. منجر شده که به این راحتی نمی توانند از آن رهایی یابند. این بحرانهای غیر اقتصادی شدیدا به اینگونه کشورها لطمه می زند و کشورهای توسعه یافته باید کاری برایشان انجام دهند.
سال گذشته در قالب یک طرح کلی، طرحی به نام VOICE در سازمان ملل مطرح شد که یعنی تقویت صدای کشورها. در اجلاس بهاره امسال بر مبنای همین موضوع تصمیم بر این شد که کشورهای توسعه یافته 3% از سهمشان در بانک را به کشورهای درحال توسعه بدهند. از آن موقع تاکنون کشورهای درحال توسعه به شدت دنبال 6% گرفتن سهام از کشورهای توسعه یافته هستند. سهم آمریکا را می خواهند از 6/14% به 6/13% برسانند. ما 18امین سهامدار بانک جهانی هستیم و با این کار سهم ایران از 48/1% به 63/1% خواهد رسید.
کشورهای درحال توسعه ادعا دارند که بانک جهانی را اینها تقویت و قوی کرده اند و توجیهشان این است که سرمایه ای که در بانک جهانی درحال افزایش است بدلیل بهره ای است که این کشورها به این بانک می دهند. بنابراین می گویند قدرت بانک ناشی از ما است و بنابراین قدرت ما در بانک باید بالا برود.

آقای ملک: در مورد سهام ایران که یکی از دوستان که در این اجلاس شرکت کرده بود می گفت سهام ایران قرار است پایین بیاید درحالیکه با توجه به این 6% که از سهام کشورهای توسعه یافته به کشورهای درحال توسعه می خواهند بدهند باید سهم ایران افزایش پیدا کند!

آقای قادری: 12 تا سناریو برای ساختار قدرت رای تعریف شده. کشورهایی مثل ما چون کشورهای موسس بودن سهام ممتاز را دارند. سهامی که ما داریم 48/1% از آن زمان مانده است. سناریوهای مختلف اکنون در حال بررسی است .24 هیأت (گروه 24)

خانم مافی: همانطور که گفته شد ظرف کمتر از 2 سال این بحران درحال سامان گرفتن است. ما در این شرایط بحرانی چه باید بکنیم؟ و اینکه اکنون در موقعیت قدرتمندی در صندوق و بانک جهانی نیستیم چه باید کرد؟

خانم خلعتبری: یک راه این است که در مجموعه های بین‌المللی کشورهای درحال توسعه بخواهند مشارکت پایدار در تحولات داشته باشند.خیلی فشار آوردن در این راه سخت است زیرا کسی که تکنولوژی دارد می خواهد سودش را هم ببرد و ما در توانمان نیست مگر اینکه صندوقهای مشارکتی بوجود آید برای توسعه فنی که حداقل پولهای مجموعه در حال توسعه یک کاسه شود و وارد این بازار گردد. ولی شاید راه اجرائی اش این باشد که گروه کشورهای درحال توسعه بخواهند با یک الگوی رفتاری منسجم به غیر از وام گرفتن و وام دادن از کشورهای توسعه یافته بخواهند همین پارامترهایی که هم اکنون برای آنها اهمیت دارد بدلیل زیانهایی که در گذشته شان وارد کرده اند آن را از طریق صندوق امروز جبران کنند و آن صندوق بتواند سیستمی بوجود بیاورد که به درد در حال توسعه ها برسد. البته انجام این راه اجرایی بسیار سخت است به دلیل اینکه کشورهای درحال توسعه هنوز آن هماهنگی و اتحاد را با هم ندارند. پایه وحدت دموکراسی است بنابراین باید دموکراسی ایجاد شود. بنابراین به روایتی ماجرای بحرانهای اجتماعی که گفته می شود باید از طریق دموکراسی حل شود، باید با یک عقل سلیم در اینگونه کشورها این دموکراسی بوجود آید و آن عقل سلیم مشارکت دموکراتیکی بین مجموعه درحال توسعه بوجود آورد و بتواند در جایگاهی قرار بگیرد که بگوید حرف همه شما درست، اما شما N سال است که آسیب رساندید و هزینه اش N قدر است پس این میزان به دنیا بدهکارید.
به گمان من باید نهادی متشکل از کشورهای درحال توسعه بوجود آید و کشورهای توسعه یافته را مجبور کنند بدلیل اینکه ضررهایی را به دنیا زده اند آنها را جبران کنند. متاسفانه در بانک جهانی اقتصاددان های درجه سوم می روند برای همین هم خیلی سخت است در اینگونه سازمانها حرفهای نو زد. خیلی ساختار حاکمیتی محکمی این دو سازمان دارند. باید در همان قالبی که می گویند پیش بروی. بنابراین من فکر نمی کنم قدرت گرفتن ما در این سازمان بتواند مشکلی را حل کند.

آقای ملک: توقعات از سازمان‌های بین‌المللی خیلی بالاست. این سازمانها قدرتی ندارند که برای کشورها تعیین تکلیف کنند.اینها که به کشوری دستور نمی دهند می گویند اگر شما این کار را بکنید ما به شما وام می دهیم. کشورهای درحال توسعه مشکلات عدیده ای دارند بنابراین صندوق بین‌المللی پول و یا بانک جهانی اگر بخواهد به اینگونه کشورها وام بدهد با مشکلات زیادی همراه است. و همه کارها را خودشان باید به عهده بگیرد.
IMF می گوید اگر توصیه های مرا گوش بدهید و وامها را در مسیرهای اقتصادی خوبی به کار گیرید ما هم به شما کمک می کنیم به نظر من که حرف بدی نمی زند ولی مشکل اینجاست که کشورهای در حال توسعه به حرف آنها گوش نمی دهند.

خانم خلعتبری: من نمی گویم IMFو بانک جهانی بدند بلکه می گویم چاره ساز نیستند. کسانی که وارد آنجا می شوند اصلا نمی دانند وارد کجا شده اند. برایتان مثال می زنم، آمده بودند وزارت نیرو به ما برای ساختن نیروگاه وام بدهند. برق کشاورزی و با GDP کشاورزی الگویی ساخته بودند. ما گفتیم برق کشاورزی ما فقط موتور برق است و ربطی به ارزش افزوده کشاورزی ندارد ولی می گفتند باید داشته باشد. یک بخشی از آن بر می گردد به واکنش صندوق و بانک وگرنه جهان سوم وحشی نیست که بخواهد بزند. وقتی چنین توصیه های عجیب و غریبی به ملت می کنید بلاخره یکی دیوانه می شود و واکنش نشان می دهد.هیچکس به نهاد پولی بین‌المللی ایراد ندارد. من به کارآیی صندوق ایراد دارم. تا زمانیکه کشورهای درحال توسعه نتوانند خواسته شان را به روشنی و وضوح بیان کنند هیج راهی ندارند.

آقای ملک: به نظر من آنها به اندازه کافی می دانند ما چه وضعیتی داریم. مثل جریان توریست ها که وقتی به کشورهای در حال توسعه می آیند آن را بهتر از خود آنها می شناسند. اما مشکل اینجاست که نمی دانند ما چه می خواهیم. خیلی کشورها اصلاً برنامه ندارند. آنها هم مشکلات بروکراتیک دارند. اینها نمی توانند از یک چهارچوب کلی خارج شوند و یا اینکه اقتصاد سوسیالیستی را تبلیغ کنند. به نظر من باید به هر دو طرف نگاه کرد.

آقای صالحی: آنجه برای ما تعریف می کنند و اجرا می کنند با آنچه که ما می خواهیم تطابق ندارد و به همین دلیل واگرایی ایجاد می کند. چندی پیش از بانک جهانی آمدند و در یکی از روستاها خانه ساختند ولی مردم از خانه‌هایشان استفاده نکردند و از آن خانه‌ها برای طویله استفاده کردند.

آقای محمودی: می خواهم نظر خانم دکتر را راجع به سازمانهای منطقه ای مثل کشورهای نزدیک به هم بدانم؟ آقای وجود این سازمانها می تواند مفید باشد؟ مثلا نفتا که امروزه وجود دارد.

خانم خلعتبری: مسئله این نیست که از سازمان موجود استفاده بکنیم یا نکنیم،مسئله این است که نگرش باید از پایه عوض شود. رفتارها و خواسته ها را جامعه باید بپذیرد. رفتارها باید COMMUNITY BASE باشد البته این هم به تنهایی کافی نیست.کانت یک بیانیه قشنگی دارد که می گوید بشر زمانی می تواند رای بدهد و حضور داشته باشد که به یک استانداردی برسد.خیلی ها می گفتند این گفته خلاف عدالت است درحالیکه اینطور نیست. می گوید هویت جمعی و دولت رسالت دارد همه انسانهایی را که به دنیا می آیند به این رسالت برساند بنابراین دفع نمی کند فقط می گوید باید این استاندارد بوجود بیاید. در جهان سوم باید این استاندارد از درون جامعه بوجود بیاید،هویت های متکی به جامعه بوجود آید دموکراسی لازم است و باید نهادی باشد که واکنش نسبت به خواسته ها نشان دهد. من یک تحقیق داشتم که کتابی شد به نام جهان بدهکار. تئوری اش این بود که چگونه است که پول نفت بالا می رود یا پایین می آید همه اش ما ضرر می کنیم. این یکسویه بودن و تعریف نشده بودن الان دوباره از این بحران دارد متبلور می شود. بحران از آنها شروع شد ولی باز هم ضررش نصیب ما می شود.ما بلد نیستیم حقوق خودمان را تعریف کنیم.

خانم ابوطالبی: در تحقیقاتی که با آقای ملک داشتیم به موضوعی برخوردیم که یک چیزی شبیه به شورای امنیت و با اختیارات این چنینی ولی با نام شورای امنیت اقتصادی در سازمان ملل ایجاد شود که هنگامیکه بحرانهای این چنینی در سطح جهان ایجاد می شودبتوانند با یک همکاری بین‌المللی بحران را کنترل کنند و یا اصلا جلوی چنین بحرانی را بگیرند. می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم؟

خانم خلعتبری: مسئله سر این است که پارامترها به درستی تعریف نشده است. نهادی که تشکیل می شود آیا می تواند جمعی تشکیل دهد و بگویند که این مدینه فاضله ای که ترسیم شده آیا مورد قبول است و بعد با این پارامترها می توان به آن رسید؟ نهادی که بوجود می آید باید جلو برود نه اینکه به دنبال بقیه حرکت کند. رایز یک نظریه دارد که می گوید وضعیت عادلانه یعنی اینکه همه مایی که دور این میز نشستیم ( منظور همه نسلهاست) بدون دانستن اینکه هر کس کجا خواهد نشست تصمیم بگیریم هرجا نشست چقدر سهم ببرد. من و شما قربانی چیزهایی هستیم که خیلی هایش را خودمان کرده ایم و در خیلی موارد هم تقصیر خودمان نبوده. اما حق دسترسی من با شخص دیگری که در جای دیگری زندگی می کند برابر نیست. آیا کسی هست که از حق من دفاع کند؟ اگر سازمان این کار را کرد یعنی به جای حل بحران کاری کند که بحران اصلا بوجود نیاید خیلی خوب است.نهادی باید دنیا را به امنیت و پایداری سوق دهد .

آقای قادری: بانک به دو صورت فنی و وامی کمک می کند. من تجربیات زیادی در بانک دارم از جمله اینکه در مذاکره سه وام هم حضور داشتم. کمک های فنی همیشه به این صورت است که بانک جهانی هیچگاه ملزم نمی کند که اینگونه عمل کنید یا اینکه این مطالعه را بپذیر. از میانگینی که برای اجرای پروژه می گذارند سالی 20% از آن پروژه باید هزینه شود. خیلی از پروژه های ما به سال هشتم رسیدند و حدود 40 تا 60 درصد پروژه هزینه نشده است. پروژه ای داریم که 80 میلیون دلار تصویب شد 1 میلیون دلار داده شد تا مطالعات اولیه روی آن صورت بگیرد اکنون که 3 سال گذشته حتی 1 سنت هم برای آن هزینه نشده است آنها هم دیدند که ما اینگونه عمل می کنیم پروژه را منتفی کردند.